ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

الذهاب إلى القناة على Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

إظهار المزيد
149
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
خستگی را این بار بیشتر از همیشه در سلول‌های مغزم احساس می‌کردم، گویی که اگر می‌توانستند تکه‌تکه های مغزم را با خود به آن اعماق وجود می‌بردند و هیچ‌گاه باز نمی‌گرداندند، برایم احساس جدیدی نبود اما این بار تحملش سخت تر از گذشته شده بود، این بار دیگر نمی‌توانستم بگویم چه بر سر حال خوب همیشگی‌ام آمده، اما خب باز هم باید به خودم بازمیگشتم چون دیگر کسی نمی‌توانست برایم بدی را بهتر کند.. به خودم بازمیگشتم این را مطمئن بودم آدم گذاشتن و رفتن نبودم اما این بار شاید این برگشت با آن برگشت ها حسابی متفاوت باشد؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی امید برای https://t.me/theYoldash ✨

راستش را بخواهی به نبودنت عادت کرده‌ام اما آن روز که نامه‌هایی را که برایت نوشته بودم می‌خواندم که در نامه اول با یک صحنه‌ی غم انگیز رو به رو شدم.. یکشنبه تاریخ۱۴۰۰/۵/۲۰ ساعت ۲۱:۱۵ خانه‌ی خاله ثریا عزیزم عکسی را در صفحه‌ی شخصی‌ات به اشتراک گذاشته‌ای که در آن نوشته است [هنوز هم منتظرت هستم اما جنگ؟!‌دیگر جنگی نیست عزیزم، سرت سلامت] کدام جنگ را میگفتی؟! آن جنگ که تنها جنگنده‌اش تو و تنها قربانی اش من بودم؟! نمی‌دانم شاید اکنون باید به جای این قهقهه ها اشک را مهمان چشمانم کنم اما به یاد می‌اوردم که هنگام رفتن گفتی که مواظب چشمانم باشم؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی حال خوب برای https://t.me/DarniopinionIn1951 ✨

گاه گمان می‌کردم که در بی‌وزنی غریبانه ای رها شده‌ام و تنها راه نجات این است که آن صدای همیشهِ مزاحم ذهنم را ساکت کنم، دیگر تحملش براش سخت شده بود و نمی‌توانستم آن را در کنار خودم نگهدارم.. گمان می‌کردم که مرا به بازی گرفته است گاهی وقت‌ها اشک‌م را در می‌آورد گاهی وقت‌ها لبخند را به لبانم می‌نشاند گاهی وقت‌ها کمرم را هم میکند گاهی وقت‌ها دلم را شاد میکند گاهی وقت‌ها هم بی‌خبر می‌گذارد و می‌رود نمی‌دانم شاید نباید به این صدای مزاحم عادت می‌کردم اما اکنون دیگر مدت‌بسیاریست که در اعماق وابستگی فرو رفته‌ام و نه میتوانم بی او بمانم و نه با او؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی موفقیت برای https://t.me/D_me_and_myself ✨

زیبای من تو در برابر اندوه‌هایت مانند آن کوه آهنین داستان های خیالی هستی، همان که قهرمان قصه‌ها را به آن تشبیه کرده‌اند.. همان نماد قدرت و شجاعت، تو همانی! شجاعت را از چشمانت و قدرت را از آن لبخندی که در هنگام رنج بر لب میزدی به راحتی می‌توان فهمید؛ و اما بدان عزیزکم که در میان این میدان هیاهو تو هیچ‌گاه تنها نخواهی ماند، من در تمامی این نبرد ها در پشت سرِ تو آرام آرام حرکت می‌کنم، نمی‌گذارم دلِ زیبایت را بشکنند و چشمانت را از لبخند دور کنند.. در این میان مواظب خودت باش و زیبایی‌هایت را فراموش نکن شکو‌فه‌ی زیبای بهاری؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی حال خوب برای هلیایِ عزیزم💗

و اما عزیزم هرگز در میان این تاریکی ها خودت را فراموش نکن، تو تنها سرمایه‌ی ارزشمند زندگی خودت هستی، همان سرمایه‌ی ابدی، همان که ورد زبان همگان است.. حتی اگر یک روز دیگر یکدیگر را نمی‌شناختیم تو خودت رابه غریبگان نسپار، دل به آنها نده و به آنها نزدیک نشو؛ یادت نرود که من همیشه در میان اندوه ها تو را میبینم و مواظبت هستم. در این میان توهم مرا به دست فراموشی نسپار و گه‌گاهی به دیدارم بیا تا این ریشه‌ی خشکیده‌ی دوستی جوانه بزند؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی قلبی آروم برای زهرایِ عزیزم💕

بریم بذاریم شوننن

نامه هاتون تموم شد بچه هاااا

امروز موقعی که داشتیم برمیگشتیم خونه یهو ماهو تو آسمون دیدم، گفتم وای بچه‌ها ماهههه یهو دوتا از دوستام همزمان باهم گفتن عهه توو:))))))))) اینکه یه حرف بود ولی انقدر بابتش خوشحال شدم و ذوق کردم که هنوز با فکر بهش لبخند میاد رو لبم:))))💕

دارم به این فکر میکنم که اینایی که پاکش نکردن یا حتی لینک فرستادن برام چقدر خوبن.✨

و جالب اینه که چند روزه حتی یه فعالیت درست نداشتم اینجا همش چیزای الکی گفتم.

حالا شاید الانم اینو بعد از یکی دو ساعت پاک کنم اما خب فعلا بخاطر شرایط و بی حوصلگیم احساس واقعی ایم این بود.

یهو برگشت گفت ولی تو خوب نیستی چون خیلی فکرهای الکی میکنی، برام عجیب بود که این بار برعکس همیشه که من حواسم به بقیه اس یکی حواسش بوده که من خوب نیستم، همیشه سعی کردم محبتو به بقیه داشته باشم تا همه حالشون خوب باشه، بهشون بگم آقا شما واسه ام مهمید، دوستون دارم، تا شاید حداقل حالشون بهتر باشه. اما وقتی به خودم رسیدم همش تو فکر های الکی بودم، همش دنبال آدمی شبیه خودم بودم و حتی الان که دارم اینو می‌نویسم به این فکر میکنم که نکنه اسم رفتارمو بقیه چیز دیگه ای بزارن و بابتش اذیت باشن.

نمی‌دونم چیکار کنم

چون یکی دو نفر نقل پرایوت گفتن

یا کلا فقط پرایوت

به نظرتون لینک پرایوت و ناشناسو بذارم پیش هم پین کنم؟

بعضیاتون خیلی فانید ولی من چون حوصله ندارم دیگه اینجا فوروارد نمیکنم و فقط بهتون لبخند بی معنا میزنم.🎀

بچه ها اینارو الان پاک کنم بعد نگه میدارم به ترتیب میزارم

همه چی میگید جز فاخر 😂😂😂