ar
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

الذهاب إلى القناة على Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

إظهار المزيد
422
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
آدم‌ها‏وقتی می‌آیند ‏موسیقی‌شان را هم با خودشان می‌آورند ‏ولی وقتی می‌روند ‏با خود نمی‌برند‌‌ ! ‏•هرتا مولر #بیکلام @cucko0s_nest

-: چقدر دیگه می‌خوای بنویسی؟ کی راضی می‌شی و حرف‌هات تموم می‌شه؟ -: نمی‌دونم انگار هر چی بیشتر می‌نویسم. دلتنگ‌تر می‌شم، بیشتر می‌فهمم که یه حرف نگفته‌ی مهمی توی اعماق دل و ذهنم دارم که نمی‌تونم بگم، نمی‌دونم چطوری بگم. اما می‌دونم بالاخره یه روز آخرین نوشته‌ام رو‌ می‌نویسم. مثل همون کوهنوردی که آخرین صعودش رو می‌ره یا مثل آهنگسازی که آخرین قطعه‌ی موسیقیش رو می‌نوازه و یا مثل هر عاشق دیگه‌ای که بالاخره یه روز آخرین «دوستت دارم» رو‌ می‌گه. ولی فقط اون آخرین، حرفِ ناگفته‌ام نیست. همونطور که برای ساختن یه کوزه باید ذره‌های خاک کنار هم جمع بشن تا کوزه شکل بگیره همه‌ی نوشته‌ها، حرف‌زدن‌ها و حتی سکوت‌های تموم سال‌های عمرم کنار هم من رو شکل می‌ده. منی که سال‌ها برای پیدا کردنش، تلاش کردم. از موسى پرسيدند: سخت‌ترين لحظاتى كه بر تو گذشت، كدام لحظه بود؟ گفت: آن لحظه‌اى بود كه خضر گفت: «هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ» «اینک [وقت] جدایی من و توست» چون موسی در همراهی خضر به دنبال کشف معماهای زندگی بود ولی از لحظه‌ی جدایی باید فقط با همون درس‌هایی که گرفته بود، رمزگشایی می‌کرد. ریسمان

بارش نور #بیکلام @Dreaaamlaaand

یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما خواستن‌ها همه موقوف توانستن بود کاش از روز ازل هیچ نمی‌دانستم که هبوط ابدم از پی دانستن بود چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت همه‌ی طول سفر یک چمدان بستن بود #قیصر_امین‌پور ریسمان

دردِ مکرر است، مرور لحظه‌ی سقوط از اوجِ قربِ نگاهِ تو اما هر دم در پی دمی، تمدیدِ فرصتی‌ست برای یافتنِ راهِ عروج به عرشِ مُحیی تو، در پاسخ به هبوطِ ممتدِ مهرِ غنیِ تو ✨✨ إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ❤♾ ریسمان

گاه عشقبازی #بیکلام ریسمان

🌱 اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفی کن نظر بر اين دل سرگشته خراب انداز به نيم شب اگرت آفتاب می‌بايد ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز #حافظ ریسمان

روز هیاهو دارد و پرژکتوری روی آدمی افتاده تا بداند روی صحنه‌ است و تماشاچیان نظاره‌گر اویند. حتی سکوتش هم پیغام و تعامل است.
روز هیاهو دارد و پرژکتوری روی آدمی افتاده تا بداند روی صحنه‌ است و تماشاچیان نظاره‌گر اویند. حتی سکوتش هم پیغام و تعامل است. اما خلوت و تاریکی شب، پشتِ پرده‌ی آن صحنه است که فقط خودش است و ناظرِ حقیقی‌اش. همین است که آدمی گرچه در شب نقش سنگین روزش را ندارد اما دلش پر از نیاز و خواهش می‌شود، می‌خواهد نقشی را که می‌داند می‌تواند از عهده‌اش برآید یا نقشی را که از خود سراغ دارد و‌ بر زمین مانده است را بیابد، دیالوگ‌هایش را از دل نقش دلخواهش بیرون بکشد. آنگاه می‌تواند به خاموشی شب انس بگیرد و اعتماد کند و به امید روشنایی فردا چشم بر هم بگذارد. اما اگر از نقش‌ و دیالوگ‌های دلخواهش بسیار فاصله گرفته باشد ترجیح می‌دهد شب را همچون روز چراغانی کند و با تماشاچیان در همان نقشِ هر روزش وقت بگذراند تا از این خلوتش که پر از فراموشی و حسرت است، فرار کند، خواب به سراغش نمی‌آید مگر وقتی از هلاکت جسم و روح، در کابوسی بیهوش شود. ریسمان

sticker.webp0.10 KB

صدای شیرین #بیکلام ریسمان

✨✨ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ (سوره کهف، آیه ٢٤) و چون فراموش کردی، پروردگارت را ياد کن. ریسمان

من با تو می‌نویسم و می‌خوانم من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم وز شوقِ این محال: - که دستم به دست توست! - من، جای راه رفتن، پر
من با تو می‌نویسم و می‌خوانم من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم وز شوقِ این محال: - که دستم به دست توست! - من، جای راه رفتن، پرواز می‌کنم! آن لحظه‌ها که مات در انزوای خویش یا در میان جمع خاموش می‌نشینم: موسیقی نگاه تو را گوش می‌کنم. گاهی میان مردم؛ در ازدحام شهر غیر از تو، هرچه هست فراموش می‌کنم. گویند این و آن به هم - آهسته - : - هان و هان! دیوانه را ببینید! بی‌خود، چو کودکان، لبخند می‌زند! با خود، چگونه گرم سخن گفتن است؟! #فریدون_مشیری ریسمان

تو جریان داری که من نبضم هنوزم می‌زنه... ریسمان

ای عزیز، بیدار شو و پنبهٔ غفلت را از گوش برون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما؛ و بدان‌که تو را خدای تعالی برای خود آفریده؛ چنانچه در حدیث قدسی می‌فرماید: «یابن آدم خلقت الأشیاء لأجلك، وخلقتك لأجلي». یعنی: ای پسر آدم، همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم! و قلب تو را منزلگاه خود قرار داده. تو و قلب تو یکی از نوامیس الهیه هستید‌. - امام خمینی (رَحِمَهُ اللهُ) شَرحِ چِهِلْ حَدِیِثْ

آوا تنها خواسته‌ای که از من دارد این است که دستم را بگیرد و از جمعی که بهشان توجه دارم دور شویم. می‌داند حتی اگر خودمان دو تا وارد جمع غریبه‌ای شویم تمام توجه‌ام به اوست، حتی حاضر است در اتاقی خالی از اسباب‌بازی باشیم اما فقط خودمان دو تا. هنوز نمی‌تواند حرف بزند، اشاره می‌کند کنارش بشینم، دستش را زیر چانه و لپ‌هایش می‌گذارد، سرش را به طرفم کج می‌کند و با لبخند شیرین و مهربانش نگاهم می‌کند. گاهی خنده‌ای می‌کند انگار که اتفاقی خنده‌دار که فقط خودمان ازش خبر داریم رخ داده یا شادی‌اش از این لحظات را ابراز می‌کند. بلند می‌شود جلو‌ام خرامان و شاد راه می‌رود و من باید چشم ازش برندارم، به اطراف اتاق اشاره می‌کند و من برایش توضیح مختصری می‌دهم که چیست و در جوابم می‌خندد... از خودم می‌پرسم: این چطور بازی‌ای ست؟ می‌تواند خواسته‌های بزرگتر داشته باشد، به هر کجای خانه آزادانه سرک بکشد و بازیگوشی کند، چرا از میان این همه اسباب‌بازی و توجه و شلوغی این خلوت را انتخاب می‌کند؟ جواب را فهمیدم، می‌فهمم چرا هر بار خدا دستم را می‌گیرد از شلوغی‌ها و وابستگی‌هایم جدا می‌کند تا تنها رو به خودش باشم. 🌱 ‌‍‌attention: توجه، تمرکز ذهن بر محرک یا محرک‌های خاص و نادیده گرفتن محرک‌های محیطی دیگر ✨✨ «کُلُ شَیْ‏ء هالِکَ اِلا وَجْهَهُ» - «وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ» یعنی فقط پروردگارت می‏ماند. ریسمان

photo content

بال‌هاى آگاهى من اقتدار پروازم، در وسعت بلاء، در هواى طوفانى عشق تو شكست. و باران چشم‌هايم را به آسمان و به دريا و به روح سبز جنگل، سپرد اكنون در سينه‌ى خسته‌ى من، جوانه‌هاى تمنّا شكفته است. باور نمى‌كردم كه در نهايت مى‌توان آغاز شد. راستى اى التهاب دل‌انگيز! با دل‌هاى شكسته و اشك‌هاى سرشار چه مى‌كنى‌؟ چقدر مهربان به من آموختى كه پلاس كهنه‌ى رنج‌ها را راحت بپوشم. و راحتى را از شاخه‌ى رنج‌هاى صميمى بچينم و خشنودى را با زبان درد مزمزه كنم و راه بيفتم. در جنگل محبت تو، زشتى‌ها و رنج‌ها، زيبا روييده‌اند، در آسمان عنايت تو، پرنده‌هاى عاجز به معراج اقتدار رفته‌اند. در درياى طوفانى فيض، راستى چقدر آرامش گسترانيده‌اند 💌 #نامه_های_بلوغ | ص ۲۴۷ #علی_صفایی_حائری ریسمان

sticker.webp0.11 KB

نورِ نزدیک #بیکلام ریسمان

✨✨ وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾سوگند به سپيده‏ دم (۱) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿۲۴﴾ گويد كاش براى زندگانى خود [چيزى] پيش
+4
✨✨ وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾سوگند به سپيده‏ دم (۱) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿۲۴﴾ گويد كاش براى زندگانى خود [چيزى] پيش فرستاده بودم (۲۴) ✨✨ ریسمان