𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔶 𝔪𝔞𝔨𝔢𝔯𝔰
الذهاب إلى القناة على Telegram
202
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
گاهی آنقدر انسانِ بدذاتی هستم،
که از خود شرمسار میشوم،
یأس تمامم را در بر میگیرد،
و پِی چارهای برای رهایی از این شرم میگردم،
اما این شرم،این شرم روحم را رها نمیکند.
نگاه کن که غم درون دیدهام،
چگونه قطره قطره آب میشود،
چگونه سایهی سیاه سرکشم،
اسیر دست آفتاب میشود.
فروغ فرخزاد
تمام زندگی من شرم بود.
من از انسانبودن شرمگین بودم.
حتی از اینکه انسان نامیده شوم، خجل بودم.
اوسامو دازای
اگر الان بمیرم،بدون حسرت میمیرم،
چون من اون عشقی که نیاز داشتم رو دریافت کردم،
سفر من همینجاها باید به پایان برسه.
It was night when you died, my firefly,
What could I have said to raise,
You from the dead?
