.pastel dream.
الذهاب إلى القناة على Telegram
شاید اینجا واسم مثل یه استودیو و تیکه هایی از روزمرگی هام باشه بین این همه شلوغی. . .
إظهار المزيد274
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Observations Of A Neo-Harronist⋆ ੈ🍎
خب بنظر میرسه که باز قراره نت قطع بشه و اگه دو قطره به زندگی بازگشته بودم قراره خشک بشه باز. مراقبت کنید و دیگه واقعا خسته شدم از این زندگی.
منو جمعی از کاراکترهام، البته از قدیمی ها...
.
یک مدت طولانی نرفتم سراغ تکنیک دیجیتال، کاراکترهام رو با تکنیک دستی تو دفترم یا گوشه کنار مقواها و کاغذ ها میکشیدم واسه همین بیشتر کارهام رو دستی دیدین این مدت؛ چون نمیدونستم وقتی بعد این همه سال علاقه حالا که ابزارش برام فراهم شده از دیجیتال چی میخوام و میخوام چه سبکی کارم رو پیش ببرم؛ با کدوم نوع خط گذاری حالم خوبه و...
اما الان تقریبا دیگه بعد کلی امتحان کردن فکرکنم بدونم حالم با کدوم نوع و سبک اجرایی خوبه و چجوری میخوام پیش ببرمش*
.
.
+1
از دیشب دسته جمعی اومدیم بیرون شهر به یاد قدیم موندیم خونه عزیزجون آقاجون، و آخ نگم چه هواییییییی:))))
.
.
این که کیدراما رفته سمت واقع گرایی و از اون سریال های گوگولی قدیمی خودش فاصله گرفته راضیم میکنه( البته هنوزم سریال گوگولی و اینا میسازن ولی خب کلی منظورمه) چون تو یه جاهایی هایی با کاراکترها همزادپنداری میکنی، با یه دیالوگ گریه میکنی، و یه سکانسی رو زندگی میکنی*
علاقه من به ستاره فکرکنم برمیگرده به این که یکی از انیمیشن های به شدت موردعلاقم تو بچگی(و حتی همین الان که بزرگ شدم) انیمیشن ستاره لارا بود:)))))✨
+2
با لگو که به نتیجه ای نرسیدیم پس بعدش رفتیم سراغ استیکرهای جدید و چسبوندنشون👀
.
.
+5
وسط های اردیبهشت بود فکرکنم با دوستم لگوی خوش قیمت پیدا کردیم و سفارش دادیم؛ اون روزی که رسید بعد از کلاس رفته بودیم کافه ملک به قصد این که بشینیم درست کنیم ولی دیدیم خیلی رو مودش نیستیم پس گذاشتیم واسه یه روز دیگه، هرکدوم لگوهای خودمون رو آوردیم خونه که صرفا پیشمون باشه تا یه روز دیگه بریم درستشون کنیم واسه همین از محتویاتش روی میزم عکس گرفتم؛
در نهایت روزی ام که رفتیم درست کنیم خوب که تو کافه نشستیم و مشغول شدیم من یکی یکم که درست کردم با این دیالوگ که" نه اینجوری نمیشه، لگو رو باید تو خونه با زیرشلواری نشست درست کرد" جمع کردم و در نهایت پیگلت تو خونه کامل شد و عکسش ثبت شد🥸🤲🏻
.
.
+2
آخ آخ پینترست رو باز میکنی بعد کلییی وقت و عکس های دوتا فیلم موردعلاقه ات میخوره تو صورتت، اصن چه شوووووووود🌝✨
.
.
احتمالا وقتی این طرح تموم بشه من پیر میشم اینقدر که ادیت خورده از اول تا الان:)
.
.
.
+4
عکس های آینه ای خیلی زیاد که هفته پیش ثبت شد*
یه ماه به تولد ۲۴ سالگیته و تو نمیدونی دقیقا داری تو زندگیت چه غلطی میکنی، آینده هم که مبهم تر از قبلِ، حداقل بیا از محیط امنت بیرون و بیشتر وقت بگذرون چون معلوم نیست فردا و فرداها چی پیش میاد و خواهشا اون تصمیمی که این همه سال عقبش انداختی رو جدی اراده کن انجامش بدی یا میشه یا نمیشه.
.
.
+4
کارهای مونیموشن رو از یک جایی به هر زور و تلاشی بود ادامه دادیم، بی حوصله و بدون تمرکز میرفتیم سرکلاس و دلمون خوش بود که بچه ها رو میبینیم و خودمون هم کنارشون کار میکنیم؛ یه روز رندوم تو کلاس نشسته بودیم که آیپد دوستمو گرفتم و این کار رو تصویرسازی کردم گذاشتم دستم رها باشه ببینم چی میتونه بکشه و اولش جادوگر دکمه ای خلق شد که شب ها دکمه ها رو میدزدید و باهاشون معجون درست میکرد، بعدش کم کم دوست هاش خلق شدن و کار انیمیتش به دوستم سپرده شد که نتیجه اش رو اینجا هم میزارم، بامزه شدن و دوستشون دارم:)))
.
.
