ar
Feedback
𝔈𝔠𝔩𝔦𝔭𝔰𝔢𝔡 ℌ𝔢𝔞𝔯𝔱𝔰

𝔈𝔠𝔩𝔦𝔭𝔰𝔢𝔡 ℌ𝔢𝔞𝔯𝔱𝔰

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝔚𝔥𝔢𝔯𝔢 𝔩𝔬𝔳𝔢 𝔥𝔦𝔡𝔢𝔰 𝔦𝔫 𝔱𝔥𝔢 𝔢𝔠𝔩𝔦𝔭𝔰𝔢 @Grayorwhiteversion_bot

إظهار المزيد
إيران139 612الفئة غير محددة
291
المشتركون
-124 ساعات
+197 أيام
-130 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+44
في 1 قنوات
يونيو '26
+89
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+9
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+6
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+416
في 4 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+21
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+36
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '25
+187
في 3 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 يوليو+3
12 يوليو+1
11 يوليو+16
10 يوليو+1
09 يوليو+1
08 يوليو+2
07 يوليو+9
06 يوليو+5
05 يوليو+3
04 يوليو+2
03 يوليو0
02 يوليو+1
01 يوليو0
منشورات القناة
2
یه کوچولو ریکت بدین پارت سوم رو بذارم🤏🏻
3
3
مردم سطل آشغالِ احساسی شما نیستن ؛ احساسات مزخرفتون رو برای خودتون نگه دارین .
22
4
sticker.webp
31
5
وقتی اولویت زندگی خودت نیستی ؛ از بقیه توقع نداشته باش اولویتشون باشی عزیزم .
37
6
+1
لا يوجد نص...
38
7
دلم یه پیام ریسکی میخواد ، ولی اونی که ریسک کرده من نباشم .
133
8
امروز 10 July، روزِ جهانی پیام دادن به کراشه.
16
9
من بیشتر ”از عاشق شدن در یک نگاه“ به ”از چشم افتادن در یک حرکت“ اعتقاد دارم.
121
10
اگر علاقه دارین 🗣
35
11
/start
1
12
حتی اگه یک تایم خیلی کوتاه باشه هم برام واقعا ارزشمنده 🤍
1
13
نصف بیشتر هزینه کلاسا هم صرف حمایت از بچه های کار میشه❤️
35
14
میشه لطفا پیاممو بزاری داخل کانال بچه هایی که علاقمند هستن پیدام بکنن؟
36
15
سلام خوبیی✨🥲 @artnazanin_2 من کلاس های آنلاین آموزش طراحی چهره رو شروع کردم دارم برگزار می کنم خوشحال میشم عضو کانالم بشی و همراهم باشی❤️❤️ هزینه کل دورم ( ۶ ترم ) که بچه ها می تونن ۰ تا ۱۰۰ طراحی چهره رو یاد بگیرن برای ظرفیت محدود فقط ۲۹۰ هزار تومانه😭😍❤️
36
16
خورشیدِ کم‌نورِ من... باز هم دیر رسیدم... یا شاید این ایستگاه، دوباره زمان را از من دزدید. وقتی پا به سکو گذاشتم، باد هنوز با ردِ قدم‌هایت بازی می‌کرد. نیمکت، گرمای حضورت را در آغوش کشیده بود و فنجانی که کنارش جا مانده بود، هنوز بوی قهوه می‌داد. دستم را آرام روی چوبِ نیمکت کشیدم... انگار داشتم دست‌های تو را لمس می‌کردم. فقط یک دقیقه... همیشه فقط یک دقیقه بین من و تو فاصله بوده و هست؛ فاصله‌ای که از تمامِ دنیا بزرگ‌تر است. ساعت ایستگاه، برخلاف تمامِ ساعت‌های جهان، روی نیمه‌شب لبخند می‌زند... اما هر بار که به آن نگاه می‌کنم عقربه‌ی دقیقه‌شمار، بی‌رحمانه یک خانه از تو دورترم می‌کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم... شاید تو هم هر شب می‌آیی... شاید درست همین‌جا می‌ایستی... شاید حتی نامم را صدا می‌زنی و من فقط یک دقیقه برای شنیدنش دیر می‌رسم. می‌گویند زمان، زخم‌ها را درمان می‌کند... پس چرا این ایستگاه هر شب زخمِ تازه‌ای روی قلبم می‌گذارد ؟ قطارِ آخر از میانِ سکوت گذشت... چشم‌هایم را بستم و آرزو کردم، فقط برای یک شب... زمان، دلش برای دو عاشقِ خسته بسوزد. خورشیدِ من... اگر امشب صدای قدم‌هایم را نشنیدی، تقصیرِ من نبود این ایستگاه هر شب مرا فقط یک دقیقه بعد از تو دوست دارد... #Vkook #ایستگاه_آخر PART 2
154
17
خورشیدِ کم‌نورِ من... باز هم دیر رسیدم.. یا شاید این ایستگاه دوباره زمان را از من دزدید. وقتی پا به سکو گذاشتم،باد هنوز با ردِ قدم‌هایت بازی می‌کرد. نیمکت گرمای حضورت را در آغوش کشیده بود و فنجانی که کنارش جا مانده بود هنوز بوی قهوه می‌داد. دستم را آرام روی چوبِ نیمکت کشیدم.. انگار داشتم دست‌های تو را لمس می‌کردم. فقط یک دقیقه..همیشه فقط یک دقیقه بین من و تو فاصله بوده و هست؛ فاصله‌ای که از تمامِ دنیا بزرگ‌تر است. ساعت ایستگاه برخلاف تمامِ ساعت‌های جهان، روی نیمه‌شب لبخند می‌زند.. اما هر بار که به آن نگاه می‌کنم عقربه‌ی دقیقه‌شمار بی‌رحمانه یک خانه از تو دورترم می‌کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم؛شاید تو هم هر شب می‌آیی... شاید درست همین‌جا می‌ایستی،شاید حتی نامم را صدا می‌زنی و من فقط یک دقیقه برای شنیدنش دیر می‌رسم. می‌گویند زمان زخم‌ها را درمان می‌کند.. پس چرا این ایستگاه هر شب زخمِ تازه‌ای روی قلبم می‌گذارد؟ قطارِ آخر از میانِ سکوت گذشت... چشم‌هایم را بستم و آرزو کردم فقط برای یک شب،زمان دلش برای دو عاشقِ خسته بسوزد. خورشیدِ من.. اگر امشب صدای قدم‌هایم را نشنیدی تقصیرِ من نبود این ایستگاه هر شب مرا فقط یک دقیقه بعد از تو دوست دارد. #Vkook #ایستگاه_آخر PART 2
1
18
لا يوجد نص...
128
19
خورشیدِ کم‌نورِ من... باز هم دیر رسیدم... یا شاید این ایستگاه، دوباره زمان را از من دزدید. وقتی پا به سکو گذاشتم، باد هنوز با ردِ قدم‌هایت بازی می‌کرد. نیمکت، گرمای حضورت را در آغوش کشیده بود و فنجانی که کنارش جا مانده بود، هنوز بوی قهوه می‌داد. دستم را آرام روی چوبِ نیمکت کشیدم... انگار داشتم دست‌های تو را لمس می‌کردم. فقط یک دقیقه... همیشه فقط یک دقیقه بین من و تو فاصله بوده و هست؛ فاصله‌ای که از تمامِ دنیا بزرگ‌تر است. ساعت ایستگاه، برخلاف تمامِ ساعت‌های جهان، روی نیمه‌شب لبخند می‌زند... اما هر بار که به آن نگاه می‌کنم عقربه‌ی دقیقه‌شمار، بی‌رحمانه یک خانه از تو دورترم می‌کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم... شاید تو هم هر شب می‌آیی... شاید درست همین‌جا می‌ایستی... شاید حتی نامم را صدا می‌زنی و من فقط یک دقیقه برای شنیدنش دیر می‌رسم. می‌گویند زمان، زخم‌ها را درمان می‌کند... پس چرا این ایستگاه هر شب زخمِ تازه‌ای روی قلبم می‌گذارد ؟ قطارِ آخر از میانِ سکوت گذشت... چشم‌هایم را بستم و آرزو کردم، فقط برای یک شب... زمان، دلش برای دو عاشقِ خسته بسوزد. خورشیدِ من... اگر امشب صدای قدم‌هایم را نشنیدی، تقصیرِ من نبود این ایستگاه هر شب مرا فقط یک دقیقه بعد از تو دوست دارد... #Vkook #ایستگاه_آخر PART 2
1
20
لا يوجد نص...
1