Freaky!
الذهاب إلى القناة على Telegram
151
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
151
در خصوص بُعد استراتژی، مورد اول رو داریم میبینیم.
حالا از خودتون بپرسید اگر جمهوری اسلامی و حوثی ها و دوستان نبودن، آمریکا با چه ابزاری امکان ارتزاق از عربستان و دوستانش رو داشت؟!
در یکسال گذشته جامعه هدف و تمرکز آمریکا بیشر بر روی عربستان بوده و جمهوری اسلامی و حوثی ها و… ابزاری برای نزدیک شدن هدف.
برخی از شواهد عیان هست مثل قرارداد چندمیلیارد دلاری هفته گذشته و فروش جنگنده؛ منتها معاملات اصلی و مبالغ اصلی پشت پرده در حال رایزنی بوده و هست.
عربستان میتونه مقاومت کنه؟ نه!
چون جمهوری اسلامی به یک آن یک موشک میزنه وسط آرامکو.
نه؛ چون حوثی ها میزنن برج های چند صد میلیون دلاری رو میارن پایین.
نه؛ چون به یک آن آب و برق و گاز عربستان قطع میشه.
نه؛ چون عربستان نیروزمینی نداره و به یک آن کشورش تجزیه میشه!
نه؛ چون درآمد حج قطع میشه.
نه؛ چون عربستان اگر پیشرفت کرده به خاطر بن سلمان و درایت هاش نبوده به خاطر خواست مافیا قدرت بوده.
حالا شاید مفهوم بشه که چرا گفتم جنگ 40 روزه نمایش بود.
پشت پرده صحبت از میلیارد دلار نیست.
از تریلیون دلاره.
عربستان باید حق رشدش رو بده و این حق رشد برابر هست با 5 دهه دندهعقب رفتن در ایران و تمام چیزهایی که الان عربستان داره و ایران نداره؛ هرچند تریلیون دلار مازادِ بر 1 تریلیون دلار اضافه است و بنسلمان باید تحویل بده بره.
تا تکمیل شدن این پازل، هزینه مقاومت عربستان رو ما جوانان ایرانی باید بدیم…!
151
آمریکا تعمداً در نمایشی که در جنگ 40 روزه اجرا شد به خصوص درمسئله تنگه هرمز بزرگ نمایی کرد و حتی به نوعی حیثیتیـش کرد و خودش رو در موضع ضعف برد؛ از این مسئله ذینفع بوده به دو جهت:
1. مادی «ایجاد فاند برای جهت دادن به بازارها و مهم تر از آن بالابردن حجم معاملات در بازارهایی که قصد خروج داشت.»، «فروش پدافند و اسلحه».
2. پیش بردن استراتژی «حیثیتی کردن تنگه هرمز»، «اجماع جهانی»، و …
1. مادی:
آمریکا هم از بسته شدن تنگه ذینفع بود و هم از باز شدنش. به عنوان مثال تنگه هرمز بسته شد آمریکا اومد ذخایر نفتش رو کاهش داد؛ در چه قیمتی؟ در قیمتی که نفت 100 دلار هم رد کرده بود.
از این سمت آتش بس شد مجدد ذخایر نفتش رو برگردوند سر جاش منتها با قیمت 70 دلاری.
حالا این ذینفع بودن فقط منوط به بازار نفت بود؟ خیر.
انس طلا قبل از جنگ 5600 دلار رو دیده بود، جنگ شروع شد همه منتظر افزایش بودن انس مسیر رو معکوس کرد، انس از سقف ریخت تا کانال 4000 دلار، حالا صحبت از افزایش نرخ بهره هم هست، جنگ چه کمکی کرد؟
این وسط مسئله ای که در کنار قیمت اهمیت داره حجم هست؛ جمهوری اسلامی با یک اقتصاد 300 میلیارد دلاری داره بزرگترین کمک رو به بازارساز بازارهای مالی با نقش داشتن در ایجاد نوسانات تریلیون دلاری میکنه. این مورد بسیار قابل تعمق هست.
2. در خصوص بُعد استراتژی حداقل 5 مورد داریم:
اول) گذاشتن اهرم فشار بر روی کشور های عربی در جهت ارتزاق از سرمایه آنها (در جهت حمایت آنها از بازار سهام امریکا«فروختن حباب به آنها »، فروختن اسلحه به آنها، گرفتن بخشی از درآمد آنها به بهانه حمایت نظامی در مقابله با پهباد ها و موشک ها، در بخش استراتژی هم بُعد مادی دیده میشه؛ برای رسیدن به واقعیت باید رد پول رو گرفت همه جا.
دوم) با حیثیتی کردن مسئله تنگه هرمز و دادن این کارت به طرف مقابل، عامل ایجاد ائتلاف و اجماع جهانی شکل گرفت.
سوم) هدایت کشور های عربی به سمت پیمان های مورد نظر در جهت ایجاد نظم جدید و در صورت مخالفت، هدایت آنها به سمت نابودی زیرساختها.
چهارم) شفاف سازی علیه روایت احساسی برای استفاده از روایت احساسی و رسیدن بخش چشم انتظار جامعه به یأس فلسفی (تزریق حس حقارت).
پنجم) گرفتن اهرم قدرتی و رسانهای و حیثیت هبه شده از طرف مقابل در آینده (اگر جنگ به معنای واقعی شروع بشه منطقی هست که آمریکا این بار خودش رو در موضع ضعف قرار نده و ضربتی مسئله تنگه هرمز رو حل و فصل کنه، اگر این کار رو نکنه باید مجدد رد پول رو گرفت و دید که به دنبال نوسان گیری از بازارها و ارتزاق از کشورهای مورد تهدید مالی و نظامی هست یا این بار از جهت دیگه ای ذینفع هست) «با این کار پایه و اساس رویایی که فروخته شده منهدم میشه، به عبارتی ریشه کاخ آرزوها قطع میشه».
151
توی استروفیزیک و کازمولوژی برای به پایان رسیدن جهان هستی سه تا سناریوی محتمل وجود داره : بیگ کرانچ، بیگ فریز و بیگ ریپ.
ما میدونیم که بعد از بیگ بنگ دنیا همچنان درحال انبساطه، مثل یه بادکنکی که پیوسته داره بیشتر باد میکنه.
فرضیهی بیگ کرانچ (Big Crunch) میگه که یه جایی این انبساط به پایان میرسه، انقباض دنیا شروع میشه و کهکشانها و ستارهها و سیارات به هم نزدیکتر میشن و دما بالاتر میره و این انقباض اونقدری ادامه پیدا میکنه تا در نهایت همهی ماده و انرژی جهان داخل یه نقطهی خیلی داغ و چگال متمرکز بشه. مثل همون وضعیتی که احتمال میدن دنیا قبل از بیگ بنگ داخلش بوده.
فرضیهی بیگ فریز (Big Freeze) یه جورایی برعکس بیگ کرانچه. این فرضیه میگه که انبساط دنیا متوقف نمیشه بلکه اونقدری ادامه پیدا میکنه که کهکشانا از هم دور میشن و دیگه نوری ازشون به ما نمیرسه.ستارهها خاموش میشن چون سوختشون تموم میشه. واکنشهای هستهای متوقف میشن و تنها ذرات سرد و پراکنده باقی میمونن. دما به صفر مطلق نزدیک میشه و آنتروپی یا بینظمی جهان به حالت حداکثر خودش میرسه طوری که دیگه هیچ واکنش شیمیایی، فیزیکی یا هستهایی اتفاق نمیفته. در نهایت جهان وارد یه حالت سرد، تاریک و بیجون میشه. فرضیهی بیگ فریز نسبت به بیگ کرانچ و بیگ ریپ محتمل ترینشونه.
فرضیهی بیگ ریپ (Big Rip) میگه که انبساط دنیا ادامه پیدا میکنه و از یه جایی به بعد اونقدری سرعت میگیره که نه تنها گرانش نمیتونه ستارهها و کهکشانها رو کنار هم نگه داره، بلکه این انبساط اونقدری شدید میشه که نیروی بین اتمها و ذرات زیر اتمی رو هم شکست میده. در نهایت توی کسری از ثانیه بافت فضا-زمان دچار گسست میشه و همه چیز به معنی واقعی از هم گسسته و نابود میشه.
151
آزادی چندین معنی داره؛ مخاطب یه فرد آزاد که آزاد نیست، توی معنای اون به اشتباه میافته. ولی خود فرد آزاد اگر واقعا آزاد باشه، به اشتباه میافته اما تمرین کرده که خودش اشتباه خودش رو دربیاره.
یعنی شما به عنوان یک فرد آزاد نظریات رو حفظ نمیکنی؛ اول از همه یاد میگیری شدیدترین منتقد خودت باشی.
آزادی جواب سوالاتی رو میده که در حالت عادی مردم با خرافات، احساسات، خطای شناختی و محدودیت بهش جواب دادن.
شاید هیچ وقت یک جواب قطعی درمورد آزادی وجود نداشته باشه ولی دقیقا پوینت مثبتش همینه چون خود زندگی هیچ وقت قطعیت نداشته.
151
معنای نزدیک رو همتون متوجه شدید؛
اما معنای دور! نه.
برای فهم معنای دور باید سریال رو اگر دیده باشید، به یاد بیارید و به دیالوگ ها مسلط باشید.
هر کدوم از اون «صلح» و «آتشبس» ها یک کشور هست برای یک هدف مشترک + «ممتنع».
151
سفره پهنه و هرکی هر چی بخواد میتونه بخوره ولی تو ترجیح میدی به بشقاب من نگاه کنی و بجاش بری گوه بخوری.
151
و اینکه آهان، عزیزم من همه عمرم رو صرف این نمیکنم که زندگیمو بسازم که تهش با تو برم تو رابطه که بخوای با سیاست هایی که از رابطههای قبلیت با آدمای بد و اشتباه به دست آوردی رو، روی من اجرا کنی.
151
هرموقع برای دوسداشته شدن از طرف شخص خاصی تلاش کردین، بدونید تو زندگیتون دلقکی بیشتر نیستید.
151
حتی اگه حوصله کل دنیا رو هم نداشته باشی، یکی باید باشه که حوصلشو داشته باشی حوصلتو داشته باشه.
151
تو عصر ما اگر دلتون برای هم قیلیویلی نمیره، یعنی ارتباط درستی شکل نگرفته؛ زور الکی نزنید!
چون نمیشه، عجیبه؛ همونقدر که گزینهها زیادن، گزینههای مناسب به شدت کمیابترن.
چون ذهن و روحماها به شکلهای خیلی متفاوتی شکل گرفته!
151
تو عصر ما درک شدن یچیز کمیابه؛
اگر میخواین دوستتون داشته باشه، بهتون وابسته شه، باید وایب و انرژی و افکارتون خیلی شبیه هم باشه! این تنها چیزیه که آدما اگر توی یه نفر ببیننش حاضر میشن براش بجنگن و نگهش دارن.
151
من تو کل عمرم هیچ دختری(قصد جسارت ندارم، چونکه پسرم و قطعا با دخترا طرف میشم، وگرنه خیلی از چیزایی که دخترا میگن و میدونن رو پسرا نصفشم نمیدونن) ندیدم که حرفی بزنه یا کاری کنه که منو شگفتزده کنه.
ولی واسه من که کون زندگی رو از کنجکاوی پاره کردم، معمولا پسرا و دخترا چیزی ندارن پیشم بگن که من ده برابرش رو ندونم. بخاطر همین حرف زدن با آدما برام کسل کنندهاست و فقط دوسدارم باهاشون کصشر بگم و بخندم.
151
بعضا انقدری افکار و انرژیمون متفاوت شده، که کسی واقعا نمیفهمه چی میخوایم و چی تو سرمون میگذره.
برعکس پسرا که تلاشی نمیکنن، اتفاقا دخترا خیلی سعی میکنن وقتی از یکی خوششون میاد، نشون بدن که درکش میکنن و میفهمن.
ولی به شخصه بدفاز میشم وقتی میفهمم درک نمیکنن و دارن اداشو در میارن و اصلا حرف زدن برام درحد شکنجه زجرآور میشه.
151
زیبایی ظاهری فقط مردهای احمق رو عاشق میکنه؛ ذکاوت، دانش، توانایی گفتگو و درک کردن در کنار زیبایی چیزیه که مردهارو جذب میکنه.
اگر خارج از اطلاعات سطحی و عمومی مطالعه نداری، تا اخر عمر فقط با مردای احمق سر و کله میزنی.
151
(اول بگم این راجعبه همه پسرا توی هر مدلی نیست، کلا هیچ فعل و حرفی مطلق نیست و راجعبه همه صدق نمیکنه.)
بنظرم برای پسرها، دختری جذابیت داره که زنانگی و لوندی داره، دختر کنترلگری نیست، شکاک نیست، فضای شناخت میده، وابسته نیست، بِکن و دنبال رفع نیازهاش نیست و حداقل درآمد خودشو داره، برای لایف استایلش ارزش قائله و روتین زندگی خودشو داره.
دختری که بهشون حس امنیت میده؛ مقایسشون نمیکنه، واسه گرفتن توجه دعوا راه نمیندازه، به موقع کودکه و کودکی میکنه و به موقع زنه و زنانگی میکنه و به موقعش اگر لازم بود مثل یه مشاور عالی مشورت میده و درکشون میکنه.
دختری که تو بحث و دعوا فحش نمیده، مودبه و همیشه محترمه و واسه همه احترام قائله. دختری که خودشو شناخته، نیازهاشو میدونه و مسئول ترمیم زخمهاش اول خودشه و انرژی خواری نمیکنه.
البته که پسر خودش باید اینطوری باشه و همیشه بخواد همه جای زندگیش حمایتش و عشقشو نشون بده.
151
دخترا همه کاری میکنن و تهش میبینن نتونستن پسری که میخواستن رو عاشق کنن؛ این سوال همیشه تو ذهن دخترا هست که پسرا اصلا عاشق میشن؟ اگر آره! عاشق کی میشن؟
151
بنظرم هرچی مرد برای خودش، زندگیش و دستآوردهاش بیشتر تلاش کرده باشه، سختتر عاشق میشه و معیارهای بیشتری برای انتخابش در نظر میگیره.
151
انتخاب و مدیریت رابطه به عنوان یه دختر خیلی سخت نیست؛ کافیه صبور باشی و هیجانی عمل نکنی. مردای بدردنخور بازیگرای صبوری نیستن و خیلی زود خود واقعیشونو نشون میدن. پسری که واقعا بهت علاقهمند باشه، بالغ و هدفمند باشه، صبوره و برای هیچ خواستهای بهت فشار نمیاره. اگر نابالغ باشه، برعکس.
