"S"
الذهاب إلى القناة على Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6239897945 𝗔𝗻 𝗼𝗿𝗱𝗶𝗻𝗮𝗿𝘆 𝗵𝘂𝗺𝗮𝗻 𝗯𝗲𝗶𝗻𝗴
إظهار المزيد204
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
204
Repost from N/a
من میدونم دلم برای امروز تنگ میشه
اما نمیتونم امروز و خوب زندگی کنم،
میدونم دلم برای این سن تنگ میشه
اما نمیتونم نوجوونی کنم،
میدونم دلم برای جوونی مامان بابا تنگ میشه میدونم ی روز دیگه سرحال نیستن
اما نمیتونم خوب از بودنشون استفاده کنم،
میدونم دلم برای خونه تنگ میشه
اما نمیتونم روزگار قشنگی رو اینجا به یاد بیارم،
میدونم دلم برای این حال تنگ میشه
اما نمیتونم نذارم بدتر بشه،
میدونم دلتنگ میشم
دلتنگ خودم
خودم که حتی همین لحظه هم دلتنگشم
من همیشه دلتنگم
در بهترین شرایط هم دلتنگم ،دلتنگ چی؟ کجا؟ کی؟
204
عاشورا میخوای؟ پدره رفته بود بین جنازهها دنبال جنازه بچه خودش بگرده دید یه جوون زنده ست، پول داد خریدش، بیخیال پیکر بچه خودش شد.
عاشورا میخوای؟ یه مادر بزرگ با واکر رفته بود خودش سپر کرد گفت جوونا رو نزنید منو بزنید، با گلوله زدن تو صورتش.
عاشورا میخوای؟ تو سردخونه میگفتن جنازه بچه تو میخوای؟ اول برو شیرینی بخر.
عاشورا میخوای؟ یه جوری زدن مغز پدر جلو چشم بچههاش ریخت کف خیابون.
عاشورا میخوای؟ زخمی رو بردن بیمارستان خون لازم داشت، خون پیدا کردن براش نزاشتن بهش بزنن گفتن اینا اغتشاشگرن حق خون گرفتن ندارن، پَر پَر شد. دخترش ۵ سالشه.
عاشورا میخوای؟ برادر رفت دنبال برادرش تو خیابون، هر دو شون رو کشتن.
عاشورا میخوای؟ پدره گفت تیرانداز تصمیم گرفت بین من و پسرم اونو بزنه.
