ּ 𝖲𝖨𝖬𝖡𝖠𝖫𝖨𝖮𝖴𝖲 والپیپر .ᐟ
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
6 970
المشتركون
-1224 ساعات
-1207 أيام
-14130 أيام
أرشيف المشاركات
بعد ما که داشتیم از اونجا رد میشدیم این بچه هی داشت میو میو میکرد...ماهم که شام گرفته بودیم مرغ داشت توش...گفتم یکم به این بچه مرغ بدم.
امروز پاشدم رفتم دنبال خانوم که باهم برگردیم.(چون میترسه تو تاریکی برگرده)
همین والا...من نمیدونم چیشد که این خودشو اینقدر از اون گربه مهم تر دونست.
واییییی یه چنل بود نیک نیم میزاشت، تو همین فولدر ها بودد هرچی میگردم پیداش نمیکنمممم ندارینش شما؟؟؟
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
