My Demented Mind
الذهاب إلى القناة على Telegram
〔ذَِهَِنَِ مَِــَِجَِنَِوَِنَِ مَِــَِنَِ〕 〔🎭Entp〕 〔☔Pluviophile〕 〔🇯🇵Weeb & Otako〕 ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=288360833
إظهار المزيد206
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
شطرنجبازان سرگرم بازیاند. طبق معمول سربازانشان را به جان هم انداختهاند تا شاههایشان مات نشوند.
📚احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد 👤رسول یونان
کنار آدمها زندگی میکرد، اما دور از آنها.
📚احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد 👤رسول یونان
خیلی از آدمها کنار ما هستند که جاهای خالی زندگیمان را پر میکنند اما ما آنها را نمیبینیم. وقتی رفتند و جاهای خالی دوباره خودشان را نشان دادند، تازه به اهمیت حضور چنین آدمهایی پی میبریم. اما دیگر دیر شده و کاری از دست ما برنمیآید.
📚احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد 👤رسول یونان
دیگر دوست نداشت میان آدمها زندگی کند. از سنتهای دستوپاگیر جامعه و از رفتارهای حاکم بر شهر و روزمرگیهاش بدش میآمد. به یک زندگی دور از اجتماعِ خشن میاندیشید. بهترین نوع زندگی را در آغوش طبیعت میدید.
📚احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد 👤رسول یونان
هنوز منتظری بیاد و یارِ تو شه
بهارِ تو مرده، دلت چقدر خوشه
پرندهای اما اسیر کوچ خودت
همیشه هم میرسی به هیچوپوچ خودت
نگاه به آینه بکن، چقدر شکسته شدی
شکستنت اما چه بد شکسته شدی
سحر تو راهه و تو دوباره بیتابی
چه مرگته دل من؟ چرا نمیخوابی؟
نگو بهار چی شده، پرندهٔ غمگین
برای هیشکی نخون، به پای هیشکی نشین
00:50
این حقیقت که از طریق چت ناشناس چنل با این خواننده آشنا شدم هم میتونه یکی از دلایلم برای پاک نکردن چنل باشه. (مدتیه حس میکنم اگه قراره فعالیت خاصی توش نکنم، همون بهتره که پاکش کنم)
دو روزه دارم همه آهنگاش رو گوش میدم و یکی بیش از دیگری عاشق آهنگاش میشم.
آه از این همه شنیدن
آه از این همه ندیدن
آتش مژگان سیه
شعله کشید بر جانم
من نشستهام به خاکستر
تو را که دیدم از اول
تولد دوبارهٔ من
چو ققنوسی در دامم
حیرانم در پیچ موی تو
افسون سحر و جادوی تو
خمار چشم آهوی تو
ندانم کجایی
من از خفتن با خیال تو
در آرزوی دیدار تو
بیخبری از احوال تو
ندارم رهایی
00:00
برای آبدیدهشدن، نیاز است در شرایط خطیر قرار بگیرید. نیاز است درد بکشید. همانطور که مولانا شاعر پارسیزبان قرن دوازدهمی میگوید:
«زخم مدخلیست برای رسوخ نور به وجود آدمی.»
در جای دیگری نیز میگوید:
«خانهٔ امن را از یاد ببر، جایی زندگی کن که از آن هراس داری.»
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
میگویند دیوانگی، واکنشیست معقول نسبت به دنیای دیوانه. شاید افسردگی هم تنها واکنش ما نسبت به جهانیست که از آن سر در نمیآوریم.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
کتاب بخوانید بیآنکه به تمام کردم آن بیندیشید. فقط بخوانیدش و از هر واژه، جمله و پاراگراف لذت بجویید. آرزو نکنید کاش زود تمام شود و یا کاش هرگز تمام نشود.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
«هرآنچه تو را نمیکشد، قویترت میسازد.» ؛ نه. این ضربالمثل زیاد درمورد من صدق نمیکند. آنچه مرا نکشت؛ دستِکم ضعیفترم ساخت. چیزی که موجب مرگتان نشود، ممکن است باعث شود تا آخر عمر بلنگید.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
از خواندن کتاب دو نوع تلقی وجود دارد: یا کتاب میخوانید که از خود فرار کنید یا کتاب میخوانید که خود را پیدا کنید.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
مرگ فقط برای کسانی اتفاق میافتاد که به معنای واقعی زندگی کرده بودند.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
هرچه بیشتر غمگین میشدم، کمتر میتوانستم گریه کنم.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
ما آدمیان ذاتاً تنهاييم. راهی برای دور زدن این حقیقت وجود ندارد. حتی اگر تمام مدت بکوشیم آن را به دست فراموشی بسپاریم. وقتی به دردی دچار میشویم، فرار از چنگ این حقیقت دیگر شدنی نیست. درد، از هر نوعی که باشد؛ تجربهایست منزویکننده.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
چگونه زمان را متوقف سازیم؟ با بوسیدن عزیزان.
چگونه در زمان سفر کنیم؟ با مطالعه.
چگونه از زمان بگریزیم؟ با هنر.
چگونه زمان را لمس کنیم؟ با قلم به دست گرفتن.
چگونه زمان را فرو بنشانیم؟ با نفس کشیدن.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
اگر تابهحال گمان میکردید که یک فرد افسرده دلش میخواهد شاد باشد و خوشحال، در اشتباه بودید.
افسردهحالان اصلاً و ابداً به بُعد تجمّلی شادکامی اهمیتی نمیدهند. تنها چیزی که میخواهند فقدان رنج است.
دلشان میخواهد از شر ذهن شوریده و پر تب و تابشان خلاص شوند؛ جایی بروند که افکارشان آتش بگیرند و دودِ هوا شوند. همانند کسی که داراییهای کهنهٔ جهنمیاش را به عمد آتش میزند تا خاکستر شوند.
📚دلایلی برای زنده ماندن 👤مت هیگ
