02:08
الذهاب إلى القناة على Telegram
همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه
إظهار المزيد851
المشتركون
-224 ساعات
-47 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
851
چراغ برات در خراسان بزرگ - اپیزود دو/آخر
دکتر معین در فرهنگ لغتش مینویسه: برات" از "برائت "عربی است. همچنین کتاب لغت شناسی قوامیس العرب میگه: {برات را به "بروات" جمع بندند و این کلمه عربی است و در اصل "برائت" بوده و به معنای "بری ءالذمّه گردیدن از دَین" است و صواب آن در جمع "براءات" یا براوات است.}
عده ای میگن: چون برائت بمعنی رهاییه و همچنین مردم هم معتقدن که مردهها از عذاب رها میشن احتمالاً بشه این ارتباط معنایی رو علت چنین نامگذاری ای دونست. اما درمقابل زبانشناسها این ارتباط معنایی رو رد میکنن و میگن: برات یه واژه از پارسی کهن و سانسکریت هستش که به معنی همراه و ملازم و ساقدوشه.
من فکر میکنم احتمالا بخاطر اینکه مردم در این شبها همراه امواتشون و ملازم قبرهاشون هستن؛ این آیین به این اسم معروف شده.
بعضا گفته میشه که این رسم از زمان زرتشتی ها شروع شده و استدلالشون اینه که چون پای قبرها آتیش روشن میکردن؛ پس از اون زمانه. درحالیکه زرتشتی ها اصلا قبر نداشتن که بخوان پاش آتیش روشن کنن. بنابراین این استدلال، دلیل درستی نیست و باید رد این آیین رو در ادیان دیگه ایرانی دنبال کنیم.
قبلا از تاثیر فرهنگی #خراسان_بزرگ در ایران نوشته بودم. یکی دیگه از این تاثیرها، همین استمرار آیین ها در محدوده جغرافیایی خراسان بزرگه که علیرغم تقسیم مرزی کنونی به سه استان؛ همچنان در اون نواحی آیین های باستانی ایرانی که در بقیه کشور از بین رفته؛ هنوز پابرجاست.
جالبه بدونین که توی متون ادبی فارسی، از این شب اسم برده شده. رودکی، سعدی، سنایی و حافظ از کسایی هستن که از شب برات رو توی شعراشون حرف زدن.
رودکی میگه چراغان در شب چک آن چنان شد/که گیتی رشک هفتم آسمان شد
حافظ هم توی شعر معروفش میگه: چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
نکته ای که وجود داره اینه که در اعتقاد بعضی از فرقه های اقلیت مسلمان، شب برات رو شب قدر میدونن. اما من توی تحقیقاتم ارتباطی بین شب قدر و شب برات پیدا نکردم. هرچند که بعضی از گزارشهای اسلامی میگن که شب های میانی ماه شعبان شب های با عظمتی هستن و احتمالا در لوح خداوند شب قدر شمرده بشن. اما از اونجایی که شب برات متعلق به پیش از اسلامه؛ ارتباط بین برات و قدر ثابت نشده.
📌 منابع من برای این مطلب:
• غزل ۱۸۳ حافظ
• مثنوی بحر هزج رودکی
• گفتگوی شخصی با یک باستانشناس
• گفتگوی شخصی با اهالی خراسان بزرگ
• کتاب التفهیم لأوائل صناعة التنجیم نوشته استاد بزرگ ابوریحان بیرونی
• بحارالانوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار نوشته محمدباقر مجلسی
• تفسیر القرآن العظیم نوشته ابن کثیر چاپ بیروت
• مفتاح الجنات نوشته محسن امین
• فرهنگ لغت فارسی دکتر محمد معین، ذیل کلمه «برات» چاپ تهران ۱۳۶۳ ش
#دونستن
851
مراسم «چراغ برات» یه آیین برای زیارت اهل قبوره که که بیشتر در شرق ایران نجام میشه اما در بعضی از مناطق مرکزی و همچنین در فرهنگ کُردها هم دیده میشه.
در این آیین، چندروز قبل از پونزدهمین روز ماه شعبان مردم برای احترام به مردگان به آرامگاههای امواتشون میرن.
هرچند امروزه این آیین با روزای ماه شعبان پیوند خورده اما نمیشه براش ریشه اسلامی اثبات کرد و احتمالا از ادیان کهن ایرانی به ارث رسیده.
شباهت های زیادی بین این مراسم و آیین اورابون بودایی و مراسم پیتری پاکش Pitri Paksha هندویی به چشم میخوره.
جالبه که در سدههای اخیر ابتدا اهل سنت و صوفیها این آیین رو به جا میآوردن اما توی ۲۰۰-۳۰۰ سال اخیر به پیروان تشیع هم سرایت کرده.
چون این مراسم از چندهزارسال قبل بین پیروان ادیان باستانی ایران مرسوم بوده؛ امروزه دیده میشه که بین اهل سنت کشورای پاکستان، ترکیه و بنگلادش هم اجرا میشه. ظاهراً پس از ورود اسلام به پیروانش هم رسیده و اون ها هم در محدوده های جغرافیایی مختلف پراکنده شدن. بعلاوه که گفتم با بعضی مناسک هندوها و بوداییها هم شباهت هابی داره که خب پاکستان و بنگلادش از نظر سرزمینی و دینی، به هند و هندوها نزدیکن.
ابوریحان بیرونی در کتابی که برای نجوم و گردش ماهها نوشته میگه: "و شب پانزدهم از ماه شعبان، بزرگوار است و او را "شب برات" خوانند و همی پندارم، این از قبیل آن است که هر که اندرو عبادت کند و نیکی به جای آورد، بیزاری یابد از دوزخ".
بعضی از اهالی بومی خراسان در گفتگویی که باهم داشتیم؛ میگن برات در اصطلاح خراسانیها اسم دیگهی ماه شعبانه. همچنین در باور عمومی اینطور گفته میشه که در این سه شب، ارواح مردگان آزادن یا از عذاب رها میشن و در یک باور دیگه گفته میشه که سالی سه روز ارواح بر میگردن و به اقوام و دوستان سر میزنن و جویای احوالاتشون میشن.
851
بعد از مدتها یه بازی رئال رو کامل دیدم. با دیدن بازیهای این فصل رئال، بیشتر به بی انصاف بودن نقدها به آنچلوتی پی میبرم. بعضیا احساس میکنن اگر شما پنج ستاره کلاس جهانی و درجه یک جلوی زمین داشته باشی، جبران کردن نقص عقب زمین راحته درحالیکه فوتبال مدرن اینطور نیست. با این حجم مصدوم و بدون داشتن دفاع وسط و دفاع راست که هیچ، حتی با یه تیمِ نسبتاً کامل هم؛ این اسکواد انگار انقدر عجیب و نامتوازنه که موفقیت باهاش معجزست و نیاز به مربیگری فوقالعاده ای داره که کمتر کسی مثل آنچلوتی ازش برمیاد. همونطور که دو دهه قبل کیروش، کاماچو، رامون، لوکزامبورگو، لوپز کارو و بعدتر پلگرینی تقصیری در وضع تیم پرستاره کهکشانی رئال شامل مایکل اوون و بکام و رونالدو نازاریو و امثالم نداشتن؛ آنچلوتی هم کمترین تقصیر رو داره و تا اینجا حتی از همه اونا بهتر عمل کرده. (اون سالها رئال حتی چمپیونزلیگ هم نبرد)
مساله بدیهی دیگه اینه که این تعداد از کامبک در دقایق پایانی به هیچ وجه نمیتونه شانسی و اتفاقی باشه. اونم در مقابل تیم های نامبر وان. اما این اتفاق توسط رئال آنچلوتی داره هر سال رقم میخوره و تعویض درست، استمرار توی پیاده کردن ایدههای تاکتیکی و مهمتر از همه چیز آمادگی ذهنی رو توی این تیم به خوبی میبینیم.
نمایش امشب واقعا تعریف کردنی بود. هماهنگی تیم بالا بود و در بسیاری از دقایق بازی هافبک ها و مدافعان سیتی واقعا مقهور تکنیک فضایی بازیکنای رئال شده بودن. حتی اگر امشب رئال می باخت هم بازم تعریف کردنی بودن. حرکات انفجاری و الگوی حمله بازیکنای رئال در طول بازی حیرتانگیز بود. اون هم در یکی از بازیهای خوب این فصل سیتی که پپ، با ترکیب درستی وارد زمین شد، به درستی از پنج بازیکن دفاعیش برای نزدیک کردن کیفیت تیمش به فصول گذشته استفاده کرد و ترکیب نسبتاً کاملی رو در اختیار داشت.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
