حفظ خاطرات چنل انتقال پیدا کرده
الذهاب إلى القناة على Telegram
189
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-317 أيام
-4230 أيام
أرشيف المشاركات
واقعاً گاهی آدما شبیه دفترن، دوسش داری چیزای قشنگی توش مینویسی ولی وقتی پر شد مجبوری بزاریش کنار و بری سراغ بعدی
گاهی وقتا یه سری ادما اینجوری ان که،
دفتر رو میبندی میزاری کنار، چون دیگه پر شده و جای نوشتن نداره، نفس عمیقی میکشی و میگی "ولی خیلی دفتر قشنگی بودا، حیفش، دوباره باید یکی جدید بخرم" اره دقیقا یه سری آدما همینن.
«من همان شوالیهام که نامش را هرگز فریاد نخواهند زد؛ زیرا در سایههای خاموش آن کوچه ایستادهام، و گذاشتهام مردمِ بیگناه شادی کنند. گرچه من، تنها من، آن پایانی را میدانم که دیگران توان درکش را ندارند. و باز، خاموش خواهم نگریست... چرا که قهرمانِ من، منم؛ نه دیگری.»
اگه به تو پشت کنم، به خودم پشت کردم.
اگه به اون پشت کنم، به کشورم پشت کردم، کشورم خیلی برام عزیزه،
عزیز تر از من؟!
نه عزیز تر از تو نه:)
