گوشگور
الذهاب إلى القناة على Telegram
ویلون میان سازها، انگار با زخمی قدیمی به دنیا آمده. از منظر یک روانشناس؛ روانپریشترین سازها، ویلون است. صدایش قبل از آنکه شنیده شود، میلرزد؛ مثل دستی که میداند قرار است رها شود.
إظهار المزيد774
المشتركون
-924 ساعات
+2827 أيام
+28730 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+332
في 0 قنوات
أغسطس '26
+19
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+8
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+3
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+1
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+55
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+44
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+89
في 19 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+8
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+50
في 10 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+76
في 14 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+45
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '25
+85
في 18 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+538
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+38
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+50
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+561
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 06 سبتمبر | 0 | |||
| 05 سبتمبر | 0 | |||
| 04 سبتمبر | 0 | |||
| 03 سبتمبر | 0 | |||
| 02 سبتمبر | +219 | |||
| 01 سبتمبر | +113 |
منشورات القناة
| 2 | من سردم است.
من سردم است
و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد.
-فروغ
Gooshgoor | 61 |
| 3 | هیچچیزی شاعرانه تمام نمیشود.
تنها تمام میشود و ما شعرش میکنیم.
این همه خون هیچوقت زیبا نبوده است.
فقط سرخ بودهاست، سرخ!
-روکوفسکی
Gooshgoor | 87 |
| 4 | لافِ طاقت زدهام
کم گنهی نیست مرا
...
-اسیر شهرستانی
Gooshgoor | 109 |
| 5 | آغوشِ تو را جویَد
این جانِ پریشانَم
-سامان شمیم
Gooshgoor | 304 |
| 6 | اگر پیروزی،
آغازی برای پایان باشد، چه؟
و اگر مقصد،
تنها بهانهایست برای حرکت،
پس ایستادن چرا؟
Gooshgoor | 428 |
| 7 | مولانا: شمس،عشقچهبرسرآدممیآورد؟
شمس: آنچههیچدانشیازعهدهاشبرنمیآید.
مولانا: مگرعشقچهمیکند؟
شمس: آدمیراازآنچههستجدامیکند.
مولانا: وچهمیسازد؟
شمس: آنچهمیتوانستباشد.
مولانا: پسچرابسیاریازعشقمیگریزند؟
شمس: زیراهردگرگونیبهاییدارد.
مولانا: بهایعشقچیست؟
شمس: عشقچیزیبهتونمیافزاید؛
هرآنچهتونیستیازتومیگیرد.
مولانا: پسازآن،چهازآدمیمیماند؟
شمس: حقیقتِتو.
Gooshgoor | 417 |
| 8 | سختترین سفر انسان،
بازگشت از دیگری به سمت خود است.
Gooshgoor | 331 |
| 9 | سختترین سفر انسان،
بازگشت از دیگری به سمت خود است.
Gooshgoor | 1 |
| 10 | آنگاه که پی ببرد
صحنهی زندگی برای بازیگران است،
نه تماشاگران،
شایدبالاخرهشروعبهزندگیکردنکند.
Gooshgoor | 279 |
| 11 | خاک و گُل
-گِل و ریشهها- نام تو را میدانند...
-پابلو نرودا
Gooshgoor | 265 |
| 12 | من هیچگاه تیر و کمان
نداشتم مادر
نه پرندهای را زدهام
نه شیشهی کسی را
شکستهام
اما، بچهی چندان خوبی
هم نبودم
هیچگاه دلت را
نشکستم، همیشه گردن
خود را شکستم
-یوسف هایال اوغلو
Gooshgoor | 220 |
| 13 | گر باده خوری،
با خردمندان خور،
یا با صنمی لالهرخی خندان خور.
بسیار مخور،
وِرْدْ مکُن،
فاش مساز،
اندک خور،
و گهگاه خور،
و پنهان خور.
-خیام
Gooshgoor | 181 |
| 14 | من در برکهی اندوهم
آنقدر زیبا شنا میکنم
که هیچکس
به فکر نجاتم نمیافتد
-سیاوش یزداندوست
Gooshgoor | 210 |
| 15 | رفتی تو بدین زودی
تو باد صبا بودی
مانندهی بوی گل
با باد صبا رفتی
-مولانا
Gooshgoor | 208 |
| 16 | دو راوی با یک قصه،
هر کدام دیگری را متهم به خطا میکنند.
در داستانِ هر یک از ما،
دیگری مقصر است.
Gooshgoor | 209 |
| 17 | از خِرَدی که بهایش را نپرداختهاید برحذر باشید.
-کارل گوستاو یونگ
Gooshgoor | 205 |
| 18 | گوزلَریندَ ایتیرمیشَم سُوزومی
حرفهام رو تو چشمهات گم کردم.
Gooshgoor | 209 |
| 19 | من هنوز دوستت ندارم، آدمیزاد،
اما در این شب، وقتی به رنجهایت،
تنِ شکنجهدیده و روحت،
که تسلیم تصلیبی ابدی شده،
فکر میکردم،
بارها نزدیک بود گریه کنم.
-لیانید آندرییِف
Gooshgoor | 209 |
| 20 | من هنوز دوستت ندارم آدمیزاد،
اما در این شب وقتی به رنجهایت،
تن شکنجه دیده و روحت،
که تسلیم تصلیبی ابدی شده، فکر میکردم،
بارها نزدیک بود گریه کنم.
-لیانید آدرییف
Gooshgoor | 1 |
