ar
Feedback
گوشگور

گوشگور

الذهاب إلى القناة على Telegram

ویلون میان سازها، انگار با زخمی قدیمی به دنیا آمده. از منظر یک روان‌شناس؛ روان‌پریش‌ترین سازها، ویلون است. صدایش قبل از آنکه شنیده شود، می‌لرزد؛ مثل دستی که می‌داند قرار است رها شود.

إظهار المزيد
774
المشتركون
-924 ساعات
+2827 أيام
+28730 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+332
في 0 قنوات
أغسطس '26
+19
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+8
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+3
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+1
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+55
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+44
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+89
في 19 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+8
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+50
في 10 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+76
في 14 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+45
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '25
+85
في 18 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+538
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+38
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+50
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+561
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
06 سبتمبر0
05 سبتمبر0
04 سبتمبر0
03 سبتمبر0
02 سبتمبر+219
01 سبتمبر+113
منشورات القناة
من‌اشتیاق‌کسی‌بودن‌را‌درک‌می‌کنم. -جنیفر نیون Gooshgoor

2
من سردم است. من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد. -فروغ Gooshgoor
61
3
هیچ‌چیزی شاعرانه تمام نمی‌شود. تنها تمام می‌شود و ما شعرش می‌کنیم. این همه خون هیچ‌وقت زیبا نبوده است. فقط سرخ بوده‌است، سرخ! -روکوفسکی Gooshgoor
87
4
لافِ طاقت زده‌ام کم گنهی نیست مرا                                      ... -اسیر شهرستانی Gooshgoor
109
5
آغوشِ تو را جویَد این جانِ پریشانَم -سامان شمیم Gooshgoor
304
6
اگر پیروزی، آغازی برای پایان باشد، چه؟ و اگر مقصد، تنها بهانه‌ای‌ست برای حرکت، پس ایستادن چرا؟ Gooshgoor
428
7
مولانا: شمس،عشق‌چه‌بر‌سرآدم‌می‌آورد؟ شمس: آنچه‌هیچ‌دانشی‌ازعهده‌اش‌برنمی‌آید. مولانا: مگرعشق‌چه‌می‌کند؟ شمس: آدمی‌را‌ازآنچه‌هست‌جدا‌می‌کند. مولانا: وچه‌می‌سازد؟ شمس: آنچه‌می‌توانست‌باشد. مولانا: پس‌چرا‌بسیاری‌از‌عشق‌می‌گریزند؟ شمس: زیراهردگرگونی‌بهایی‌دارد. مولانا: بهای‌عشق‌چیست؟ شمس: عشق‌چیزی‌به‌تو‌نمی‌افزاید؛ هرآنچه‌تو‌نیستی‌ازتو‌می‌گیرد. مولانا: پس‌از‌آن،‌چه‌از‌آدمی‌می‌ماند؟ شمس: حقیقتِ‌تو. Gooshgoor
417
8
سخت‌ترین سفر انسان، بازگشت از دیگری به سمت خود است. Gooshgoor
331
9
سخت‌ترین سفر انسان، بازگشت از دیگری به سمت خود است. Gooshgoor
1
10
آنگاه که پی ببرد صحنه‌ی زندگی برای بازیگران است، نه تماشاگران، شاید‌بالاخره‌شروع‌به‌زندگی‌کردن‌کند. Gooshgoor
279
11
خاک و گُل -گِل و ریشه‌ها- نام تو را می‌دانند... -پابلو نرودا Gooshgoor
265
12
من هیچگاه تیر و کمان نداشتم مادر نه پرنده‌ای را زده‌ام نه شیشه‌ی کسی را شکسته‌ام اما، بچه‌ی چندان خوبی هم نبودم هیچگاه دلت را نشکستم، همیشه گردن خود را شکستم -یوسف هایال اوغلو Gooshgoor
220
13
گر باده خوری، با خردمندان خور، یا با صنمی لاله‌رخی خندان خور. بسیار مخور، وِرْدْ مکُن، فاش مساز، اندک خور، و گه‌گاه خور، و پنهان خور. -خیام Gooshgoor
181
14
من در برکه‌ی اندوهم آنقدر زیبا شنا می‌کنم که هیچ‌کس به فکر نجاتم نمی‌افتد -سیاوش یزدان‌دوست Gooshgoor
210
15
رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی ماننده‌ی بوی گل با باد صبا رفتی -مولانا Gooshgoor
208
16
دو راوی با یک قصه، هر کدام‌ دیگری‌ را متهم‌ به‌ خطا‌ می‌کنند. در داستانِ هر یک از ما، دیگری مقصر است. Gooshgoor
209
17
از خِرَدی‌ که‌ بهایش‌ را نپرداخته‌اید برحذر باشید. -کارل گوستاو یونگ Gooshgoor
205
18
گوزلَریندَ ایتیرمیشَم سُوزومی حرف‌هام رو تو چشم‌هات گم کردم. Gooshgoor
209
19
من هنوز دوستت ندارم، آدمیزاد، اما در این شب، وقتی به رنج‌هایت، تنِ شکنجه‌دیده و روحت، که تسلیم تصلیبی ابدی شده، فکر می‌کردم، بارها نزدیک بود گریه کنم. -لیانید آندری‌یِف Gooshgoor
209
20
من هنوز دوستت ندارم آدمیزاد، اما در این شب وقتی به رنج‌هایت، تن شکنجه دیده و روحت، که تسلیم تصلیبی ابدی شده، فکر می‌کردم، بارها نزدیک بود گریه کنم. -لیانید آدری‌یف Gooshgoor
1