اسلحه
الذهاب إلى القناة على Telegram
"противоречивый 🚬 .t.me/uo1cm - نِویا
إظهار المزيد5 094
المشتركون
+2824 ساعات
+1807 أيام
+35330 أيام
أرشيف المشاركات
ترسم از آن است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت بیدار نشسته باشم، مبادا درست همان لحظه قدم به رویایم بگذاری و من پشت پنجره چشم انتظار آمدنت باشم!
بچها ادریان راحته ما اینجا دارم زحمت میکشیم مجبور بیدار بمونم امار اینجارو کنترل کنم جوین بدین میخوام پاک کنم چشمام سوخید
اره فقط به حرف ادریان گوش بدین بعد من دهن خودمو همه جا صاف میکنم دوستم ندارید
Repost from N/a
وقتی که باهات حرف میزنمو به عمق چشمات خیره میشم به من حس زندگی رو القا میکنی
من اون لحظه میتونم از پرتره ی الههی روبروم لذت ببرم و این چرخه حیاتِ من فقط توی همین لحظه به فعالیت خودش ادامه میده.
وجودت من رو از زندانِ گذشتهی تلخم دور میکنه جوری که بیشتر از قبل به وجودت وابسته میشم و بودنت، قلبم رو برای این حجم از زیبا کشیده شدن نقاشیِ خدا به تکاپو میندازه زندگی
چرا من تمام زندگی تو نیستم؟ آه، جوابش به سادگی چشم های زیبایت است. زیرا که تو معشوقی نه عاشق! من تمامِ هستیام را در آستانهی قلبت به جا گذاشتم و تو بیآنکه حتی پشتِ سرت را نگاه کنی از کنارِ ویرانهای گذشتی که روزی نامش من بود.
خدای کوچولو! امید بزرگ! شادی و خوشبختی من! حالا دیگر زندگی من، چیزی جز تو نیست.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
