ar
Feedback
گروه هنری آسو🌞✨

گروه هنری آسو🌞✨

الذهاب إلى القناة على Telegram

مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨

إظهار المزيد
302
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
این پیام🌱

بچه ها میخوام حمایتی بزارم 🩵🤍این پیامو فور کنید 🤍🩵هر پیامیو دوست دارید ریپ بزنید روش فور کنم 🩵🤍دوست جدیدتون؛ نگار ارع زورع باید باهام دوست شید 😂🥹

🧡رایج‌ترین پرسش از کسانی که میل نوشتن دارند این است که آیا موضوعی خوب دارند. ولی مشکل، به‌راستی کمتر خود موضوع است. رمان‌ها، نمایشنامه‌ها و فیلم‌های خوبی دربارۀ بیشتر موضوعات تولید شده است. نکتۀ مهم استعداد نویسنده و پیوندش با موضوع است. 🧡پس آدم نباید حتماً دربارۀ موضوعی که فرد یا افرادی بسیار دوست دارند بنویسد و در هیچ شرایطی نباید مطلبی بنویسد که فکر می‌کند مردم اگر بشنوند خشنود می‌شوند. به‌جای آن باید چیزی نوشت که فرد دوست دارد بخواند. کتابی که فردی آرزوی خواندنش را دارد ولی به نظر نمی‌آید کسی بتواند یا بخواهد آن را بنویسد! 🧡اگر آدم همین‌جوری تنها دوست دارد اثری جنایی بخواند باید جنایی بنویسد. اگر آدم به‌گونه‌ای ویژه با خواندن کتاب سرگرم نشده، نباید کتاب بنویسد. 📙کتاب: کارگاه نوین نویسندگی، یوران هگ، نشر کتاب‌سرا

خیلییی این دختر هنرمنده حتما یه سر به چنلش بزنید😌🌱🤍

🪷✨
🪷✨

▫️نویسندگی و هک رشد ▪️اچگونه رشد کردن فراتر از همه این‌ها برای من در دو اصل بسیار مهم‌تر استوار می‌شود: ▪️روزی حداقل پنجاه صفحه کتاب خواندن روزی حداقل هزار کلمه نوشتن من باور دارم که ترکیب این دو در کنار یکدیگر مهم‌ترین فاز رشد فردی است. من تا همین جا که مشغول خواندن این نوشته هستی، برایت حدود ۱۱ هزار کلمه در مورد توسعه و رشد و پیشرفت نوشته‌ام. من معقتدم اگر قرار است بخواهیم خود ارزیابی کوچکی در مورد فهم حداقلی و الفبایی یک موضوع داشته باشیم، اگر در نوشتن یک مطلب پیوسته نتوانیم حداقل ده هزار کلمه برایش بنویسیم، نه موضوع را فهمیده‌ایم و نه اساسا حق داریم در موردش حرف بزنیم. وقتی نوشتی باید فکر کرده باشی، وقتی فکر کرده باشی نمیتوانی در وادی تخیل فرو بروی، وقتی در وادی تخیل فرو نرفتی واقع بین تر می‌شوی، وقتی واقع‌بین‌تر شدی خودانتقادی و محدودیت‌های ذهنت را می آموزی، و در نهایت وقتی محدودیت‌ها وضعف‌های ذهنت را پذیرفتی و آموختی آن وقت سرآغاز رشدت می‌شود. ▪️انسانی میتواند ادعا کند «مدنی و رشد یافته» است که بتواند سی صفحه در مورد خودش غیر تکراری بنویسد. وقتی به بالای یک میلیون کلمه رسیدی، آن وقت ایجازگویی و خلاصه نویسی و کوتاه نوشتن‌هایت هم مورد قبول است. در غیر این صورت ژاژخایی و بیهوده‌گویی و محتوای زردی است که خیلی بهتر از من و تو در فاضلاب محتوا در حال گردش است و تقریبا می‌توان گفت همان مطالبی است که ما در کودکی و نوجوانی در گوش همدیگر می‌گفتیم، بعدها به همدیگر در چت ارسال می‌کردیم، بعدترها به همدیگر پیامکشان زدیم، بعدترها در وایبر برای هم فرستادیم و امروز همان‌ها را برای هم در تلگرام فوروارد می‌کنیم. هیچ تفاوتی بین مطالعه این مطالب با جویدن آدامس برای رفع گرسنگی نمی‌بینم. ▪️وقتی روزی هزار کلمه به صورت حداقلی نوشته باشی، در یک سال ۳۶۵ هزار کلمه نوشته‌ای. وقتی ۳۶۵ هزار کلمه بخواهی بنویسی، حداقل باید ۷۰۰ هزار کلمه خوانده باشی. وقتی قرار باشد ۷۰۰ هزار کلمه وارد ذهنت شود و پردازش شود و فهمیده شود، چند هزار ساعت زمانی که در شبکه‌های اجتماعی در فاضلاب محتوا تلف می‌کردی، ارزشمند می‌شود. به سادگی میتوان رشد نویسندگی را به همه چیز مربوط دانست. این همان مهمی است که مکرر نوشته‌ام: نویسندگی خود زندگی است و زندگی بشری بدون نوشتن، یک توهم توخالی، پوچ، دردآور، مزخرف و مهوع است. حتی تصور کردنش هم باعث تأسف است. ▪️وقتی یک میلیون کلمه نوشتی، میتوان حرف‌هایت را شنید. حداقل تو در این حالت از سطح متوسط بالاتر رفته‌ای. از جایگاهی که بی‌ارزش‌ترین جایگاه بشریت روی زمین و در طول تاریخش بوده است: متوسط بودن، مثل همه بودن، معمولی بودن، هیچ کاری نکردن و نهایتا دریافت عنوان “پدری دلسوز و مادری مهربان” در اعلامیه مرگت و سخنان بی‌ارزش و توخالی دیگران در مورد فضایلت، زمانی که بی‌هیچ تأثیری در جهان تنها باعث شده باشی زمان و زندگی همه وجودت را تلف کند و تو را از بین ببرد. ▪️وقتی ده میلیون کلمه نوشتی آن وقت می‌توان تو را پرستید. آن وقت می‌توان به تخصص تو در آن موضوع و حوزه به خصوص با همه وجود اعتراف کرد. اگر به بالای صد میلیون کلمه رسیدی، آن‌وقت می‌توانی ادعا کنی که «بشریت» را مدیون خود کرده‌ای. من تا کنون فکر می‌کنم بشریت و ذهنیت و فهم ما مدیون حداقل چند نفر است: نویسندگان فرهنگ‌های لغت و دایره‌المعارف‌ها و آنانی که بشریت را با نوشته‌هایشان چندین گام به جلو هل داده‌اند. آنانی که توانسته‌اند به ما ابزار و خوراکی برای فکر بدهند، برای من مهم‌ترین آدم‌های روی زمین و طول تاریخ بوده‌اند. ✍ یاور مشیرفر

به هزینه ۵۰ تومن سالانه میتونید عضو کانال باشید🪷
به هزینه ۵۰ تومن سالانه میتونید عضو کانال باشید🪷

نویسندگی جدید ۳ نفر دیگه ظرفیت داره🦋🚎

فقط تا ۲۴ ابان مهلت ثبت نام دارین🫧🩵 پایان کلاس کتابتون امادست

🦋 راه حلی داری؟ راه نجاتی ... برای کشتی شکسته‌ای که نه غرق می‌شود، نه نجات پيدا می‌کند... ✍🏻#نزار_قبانی #ادبیات_ملل

شبتون با این سخن مولوی بخیر:)💌✨🚎
شبتون با این سخن مولوی بخیر:)💌✨🚎

خبر خوب امشبمون😍❤️☁️ دوره رمان نویسی از تاریخ ۲۵ آبان شروع میشه تا ۵ دی ماه ☺️🌱☁️ اول از همه بگم که تخفیف ۲۰ درصدی همیشگی هنرجوهای خودمون هست اولین کامنت این پستم ۲۰ درصد تخفیف میگیره و استارت کلاس رو فقط با ۴ نفر میزنیم ظرفیت کمه چون پشتیبانتون خودمم و برای کیفیت بالای کار تعداد کمتری میگیرم هزینه دوره رمان نویسی مقدماتی ۵۰۰تومن دوره پیشرفته که قراره بهمن برگزار بشه ۱/۲۰۰

شاهنامه خوانی بیاریم؟!
Anonymous voting

#نکته_نویسندگی🗒 هر چه مدت جدایی دو دلداده در رمان طولانی‌تر باشد، رسیدن آن‌ها در آخر رمان به هم شیرین‌تر خواهد بود. 🍂📻||

روز جهانی مهربونی مبارک باهم مهربون بمونیم🪷🫧🩵

همیشه هم نمی‌شود داستان را با زبان ادبی نوشت. هرچه زبان داستانی‌تر باشد، احتمال این که مخاطب به غیرواقعی بودنش پی ببرد بیشتر است. اما بعضی از ما به دنبال این هستیم که با زبان خاطره‌گونه داستان بنویسیم تا باورپذیری‌اش را بالا ببریم. برای این کار، تا جایی که می‌توانیم باید زبان را به سمت گفتار ببریم. ویژگی‌های زبان گفتاری را می‌شود این‌طوری بیان کرد که: 🔵از حروف عطف مانند "و"، "که"، "تا"، "به" و... بیشتر استفاده می‌شود و جمله‌ها دیرتر تمام می‌شوند! مثلا: آنقدر دیر کرده بودیم و همه را منتظر گذاشته بودیم که فکر می‌کردیم همین که برسیم می‌ریزند سرمان و هرچه بخواهند بارمان می‌کنند و چیزی هم از شام به ما نمی‌رسد! 🔴حروف اضافه را حذف می‌کنیم. مثلا: "به خانه رفتم" تبدیل می‌شود به "رفتم خانه" 🔵فعل‌ها را به از آخر برمی‌داریم و به وسط جمله می‌بریم. مثل "رفتم خانه"، "کشیدم کنار"، "برای همیشه گذاشتمش توی بقچه" و... 🔴"ی" میانجی حذف می‌شود. مثال: صدایش به صداش، زانویش به زانوش، و... ✍ مصطفی مردانی