گروه هنری آسو🌞✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨
إظهار المزيد302
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
💛جزئیات همان چیزهایی هستند که به واژگان شما زندگی میبخشند. شاید پیش خودتان فکر میکنید اطلاعات کلی و غیرتخصصی کاربرد گستردهتری دارند. پس تقریباً هرکسی توصیف محصول یا خدمات شما را بخواند آن را مربوط به خودش مییابد.
اما واقعیت این است که جزئیات تخصصی، محتوا را به تکاپو وا میدارد و عامل ضروری انسانی را به آن میافزاید تا به آدمها مربوطتر شود.
گویی جزئیات تصویر را رنگ میکنند و سرنخی به دست خوانندگان میدهند تا بیشتر درگیر نوشته شوند.
💛کتاب: همه نویسندهایم، آن هندلی، نشر کیمیا اثر
من ویکتوریام اینجا کلبه ی منه🧙🏻♀✩🐦⬛️✩🐈⬛️
و اینجا پر از وسایل جادوییه△
کلی شمع های معطر دستساز ،اسماج،سنگ،انواع بخور ها و...✩🕯♪♪♪
@v1ctorylight
میتونی اینجا متفاوت و موندگار ترین هدیه هارو سفارش بدی✩🦉🪽
@v1ctorylight
همه چیز با قیمت های باور نکردنی✮
خوش اومدی به کلبه ی ماॐ🪻
Repost from سرزمینلیمویسرخ🥂؛)
اینو فور کنین تاهم من دوستای جدید پیدا کنم هم شما 🥹💘 منم آیدی تونو میذارم به همراه حسی که بهم میدید ( لطفا محتوا داشته باشید و چارتا عکسو متن نباشید )
ظرفیت : ۱۵ نفر
📍نویسندۀ بهتری شدن، مثل پرورش عضلات، حضور و تمرینی مداوم میطلبد. البته نه مثل من که هر چند ماه یک بار به مربی بدنسازیام سر میزنم.
هم نوشتن و هم بدنسازی ممکن است اول کمی ناراحتکننده به نظر برسند.
راستش اوایل رویم نمیشد شلوار استرچ و کتانی به پا کنم و زیر هالتری که به نظر مناسب دخنری هشت ساله است، نفس نفس بزنم. اما نکته اینجاست که باید ادامه داد، حتی اگر وضعیت تا حدی ناراحتکننده باشد که دیگر نخواهی سراغش بروی.
بگذارید خیالتان را راحت کنم، کلید نویسندۀ بهتری شدن در نوشتن است.
نوشتن را برای خودتان به عادتی منظم تبدیل کنید، به قول گرچن رابینِ نویسنده: «عادات، معماران نامرئی زندگی روزمره هستند.»
در این مورد، عادت، چهارچوب لازم برای نویسندۀ بهتری شدن را بنا میکند.
📚کتاب: همه نویسندهایم، آن هندلی، انتشارات کیمیا اثر
📌تاثیر دانش و تخصص در نویسندگی
اگر معدن ذوق و استعداد نیز باشیم و سرشار از انگیزه و همت، ولی حرفی برای گفتن نداشته باشیم، مهارتی در نوشتن نخواهیم داشت.
اگر حرفی برای گفتن و نوشتن نباشد، از قلم و ذوق و تجربه چه کاری برمیآید؟ باید چنان بود که نتوان نگفت و ننوشت.
اگر نگاهی به فهرست نویسندگان بزرگ بیندازیم، درمییابیم که آنان همگی صاحبان دانش و اندیشه بودند. بازگویی آنچه دیگران بارها و بارها گفتهاند، کسی را «نویسنده» نمیکند. آری؛ هیچ کس یکسره و در همه آثارش تازه و نغز نمیگوید؛ اما باید درباره آنچه میگوییم، بسیار خوانده باشیم و بسیار اندیشیده باشیم تا از بند شنیدههای تکراری و دانستههای سطحی رهیده باشیم.
هنر، اگر همچون پوسته نازک، گرد هسته معنا نپیچد، هنر نیست.
✍رضا بابایی
#کارگاه_رمان_نویسی
🕰📚•• دانستن اینکه چه چیزی را نباید بنویسید.
«اگر نویسنده در مورد آنچه می نویسد به اندازه کافی بداند، با تشخیص خود مطالبی را حذف می کند و خواننده هم، در صورتی که نویسنده به اندازه کافی صادق باشد، این محذوفات را به همان قدرت مندرجات احساس خواهد کرد. طوری که گویی نویسنده چیزهایی را هم که در کتاب نیامده اند بیان کرده است. فقط یک هشتم از توده یخ برروی سطح آب قرار دارد و اینچنین است که ابهتش از گزند محفوظ می ماند. نویسنده ای که مطالب را به دلیل عدم داشتن شناخت کافی حذف می کند، تنها در نوشتهاش حفرههایی خالی ایجاد خواهد کرد.»
🍂📻||
دستبندهای کاپلی بافته شده که جدیدا خیلی ترند شده رو میخوای؟🌝🩵
🍧میتونی با رفیقت یا پارتنرت
هرطرحی که خودت بخوای دستبند ست کنی^^🧚🏻♀🧶
این دختر لابهلای دستسازه هاش عشق میذاره🥹
برا همین اینقدر کاراش به دل میشینه:)))🦋💗
➢••Sanjaghofli•••
➢••Sanjaghofli•••
📎ترس از نوشتن
ترس از نوشتن هم یکی دیگر از ترسهایی است که در کشور ما مدام بر آن دامن زده میشود، بهجای برطرف کردنش و همه ما هم در این دامنزدن نقش داریم. نه فقط به دلایل مختلف جلو بچهها و جوانهایمان را میگیریم، که حتی بهعنوان منتقد و نویسنده هم مدام طوری وانمود میکنیم که انگار نوشتن یک موهبت است، یا توانایی بخصوصی که فقط عده بسیار معدودی از آن برخوردارند.
بله، شاید این کار هم مثل خیلی کارهای دیگر از عهده همهکس برنیاید، اما موهبتی هم نیست که فقط عده معدودی داشته باشندش. آدمهای زیادی دیدهام که میل به نوشتن داشتهاند، اما ترسیدهاند از این کار و متاسفانه یک دلیل مهمش عکسالعمل دوستان و نزدیکان بوده است. همهمان انگار دیدهایم که جامعهمان بهطور کلی و دوستان نزدیکمان بهخصوص، از این جهت چقدر بیرحمند. منتظرند کسی چیزی بنویسد (یا اصولا کاری خارج از قاعده بکند) تا او را سرکوب کنند. درحالی که دیدهایم که کسانی چیزهای خوبی (داستان، خاطره، یا حتی اگر شده یادداشت) نوشتهاند، اما جرات نشاندادنش به دیگران را پیدا نکردهاند یا ماجراهای زیادی را شاهد بودهاند و خاطرات جذابی برای تعریفکردن دارند، اما هیچوقت جسارت آن را نداشتهاند که اینها را بنویسند و منتشر کنند، یا دستکم به کسی نشان دهند. بدتر اینکه اغلب جرات نمیکنند همان خاطرات و ماجراهای جذاب را، دستکم بهعنوان خاطره، روی کاغذ بیاورند، تا احیانا اگر ارزش انتشار داشت، کسانی واسطه چاپشان شوند.
چرا؟ چون ما، همه ما، دیگری را ترساندهایم، از هر کار تعریفنشده و خارج از انتظاری، ترساندهایم همدیگر را، با سختگیریهایمان و با انتظار کارهای عالی و بینقصداشتن. هر کاری هم که میخوانیم، از هرکس و در هر شرایطی هم، میگوییم: این چی بود؟ و بعد میگوییم که نه، این کجا و انتظارات ما از نوشتن کجا.
اینها را علاوه کنیم به تمام منعهای خانوادهها که بچههایشان را دور میکنند از نوشتن و کارهای مثل آن و ببینیم که این ترسها از همان وقتها شروع میشوند و در ما رشد میکنند و ما هم آن را به دیگران انتقال میدهیم تا وضعیتمان همین بشود که بسیاری از وقایع کشور نانوشته و بسیاری از تجربیات آدمها فقط در حد شفاهی باقی بمانند، انگار که ما هنوز همان جامعه شفاهی چند دهه قبلیم و نوشتن هم فقط کار آدمهای برگزیده. نهانگار که جامعهای وجود دارد که قدرت انتخاب دارد و لازم نیست ما پیشاپیش آن را از انتخاب و خواندن آنچه که ممکن است برایش قابلتوجه باشد، محروم کنیم و طبعا لازم هم نیست منتظر تایید مثلا منتقدهایی باشیم که هیچوقت و هیچچیز را تایید نمیکنند، مگر برای نمایش اینکه آنها هم الگوهایی برای ارایه دارند.
جامعه ترسخورده ما خیلی کارها باید بکند تا از ترسهایش رها شود، یکیاش هم همین نترسیدن از نوشتن است در کسانی که ماجرا و حرف جذابی برای روایت دارند.
✍ حسین سناپور
☀️گاهی مناسبترین مخاطب، خود نویسنده است. مخاطب قرار دادن خود، نوشتن را تبدیل به گفتوگویی صریح و بیپرده با عینیترین مخاطب میکند و صداقت قلم و توانایی ذهن نویسنده را جهشوار بالا میبرد.
وقتی مخاطب، همان نویسنده باشد، زیادهگویی نمیکند، خواننده را دور نمیزند، فضلفروشی نمیکند، به مسائل اصلی میپردازد، و از همه مهمتر، از دروغ و ریا و حرفهای سست پرهیز میکند.
همچنین شیوۀ خودمخاطبی، یکی از بهترین راهها برای جلوگیری از تبدیل مقالۀ علمی به انشانویسی است.
کسی که برای خود یا شخصی مانند خود مینویسد، به اندازهای که برای وقت و فهم خود ارزش قائل است، به نوشتۀ خود اهمیت میدهد و خواننده را سر نمیگرداند.
☀️کتاب: بهتر بنویسیم، رضا بابایی، نشر ادیان
نیستم غمگین گر از من دل بریدند این و آن
عشق ورزیدن به جز تمرین تنهایی نبود
- فاضل نظری
