ar
Feedback
حـرف‌هایِ‌مَــــهاٰ

حـرف‌هایِ‌مَــــهاٰ

الذهاب إلى القناة على Telegram
690
المشتركون
-324 ساعات
-107 أيام
-11930 أيام
أرشيف المشاركات
نگاه..mp36.35 MB

تا وقتی کتاب داشته باشم، حوصله‌ا‌م هیچ‌وقت سر نمی‌ره.

"کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت."
ویکتور فرانکل

گاهی نمی‌دونی چرا باید ادامه بدی ولی یه فکر، یه آدم، یه قولِ نیمه‌کاره می‌تونه همون "چرایی" باشه که بهت قدرت عبور میده.

حرف‌زدن با آدمای عمیق، مثل نشستن کنار دریاست؛ پر از کشف، پر از آرامش.

توهیچ وقت نمیفهمی چقدر قوی‌ای‌ تا وقتی چاره‌ای جزقوی بودن‌ نداشته باشی.

تو هیچ وقت نمیفهمی چقدر قوی‌ای تا وقتی چاره‌ای جز قوی بودن نداشته باشی.

توضیح دادن احساسات سخت‌ترین کار دنیاس چون اونا به وجود اومدن که فقط احساس بشن نه اینکه گفته بشن.

"سرنوشت؟ یه بهونه‌ست برای وقتی که جرات انتخاب نداریم."

Man Delam Nemikhast - Shayea, Lenna.mp34.36 MB

نمی‌دونم، اما کنار تو خوشحال‌تر بودم.

از جمله «اینو دیدم یاد تو افتادم»خیلی خوشم میاد.

بعضی از این میمیرم برات ها و تا ابد کنارت میمونم ها و هیچوقت تنهات نمیزارم ها.... مثل شام در خدمت باشیم، بفرمایید منزل ما و یا رو من حساب کن، تعارف ایرانی محسوب میشه.

خنده اش اثر توت را دارد و قلبم یک پیراهن سفید است.

Bebakhsh Mano - The Don.mp39.06 MB

"کاش می‌شد یک بار فقط یک بار در لحظه‌ای بی‌زمان تو را بی‌گذشته و آینده دوست داشت"

من دیگه به چیزی چنگ نمیزنم، چون فهمیدم که زندگی وقتی پر از اضطراب و تلاش برای چیزهای ناپایدار باشه،هیچ معنی‌ای نداره.

‏شخصیت شاید بتونه کمبود ظاهر رو جبران کنه ولی ظاهر نمیتونه کمبود شخصیت رو جبران کنه.

این کاربر بعد از ۱۲ شب تبدیل به یه شخص کاملاً متفاوتی میشه.

روزى كه ميميرم ، صفحه گوشیم با هر نوتيفى كه مياد خاموش و روشن ميشه ولى هيچکس جوابگو و بيننده اون پیام ها نيست ، باد از پنجره وارد اتاقم ميشه ، همهچیز مرتبه و من خونه نيستم ، آهنگای مورد علاقم ديگه پلی نميشن و گالریم ديگه هيجوقت ديده نميشه ، حتا كسى نيست كه با ديدن محتواش ذوق كنه ، محبت آميز ترين پیاما براى هميشه بدون ديده شدن ميمونه ، كسايى كه منو دوست دارن تازه گریه هاشون ساكت ميشه ، و اونايى كه منو میشناسن فقط راجب مرگم تاسف ميخورن ، صداى خنده ها و گریه هام و حتا حرفام و کارام ديگه هيچوقت توى هیچ مکانی پخش نميشه ، شنونده هيچکس نيستم و حتا اگه كسى بخاد باهام حرف بزنه و آرومش کنم فقط کنار قبرم میشینه و حرفاشو توى دلش بهم ميزنه در حالى كه ديگه چیزی جز یه سكوت سرد و هميشگی از من دريافت نميكنه ، يكم ميگذره و كم کم همه عادت ميكنن و همهچیز طورى ميشه كه انگار از اول منی وجود نداشته و مخاطباى گوشیم به اين فكر ميكنن كه احتمالن يا اينترنت ندارم يا گوشیم خراب شده و کم كم فراموشم ميكنن ، دیگه هیچوقت این آدم با هر اخلاقی که داشت وجود نداره ، كم كم همهچیز محو ميشه و تنها چیزی كه از من ميمونه يه مشت خاطرست كه هر روز بيشتر از روز قبل فراموش میشه و دیگه منی نیست که باشه🦋..!