چای لب سوز.
الذهاب إلى القناة على Telegram
مامان این خونه𖧧 t.me/BluChtBot?start=60a6a101b1ddac888d43 🇨🇳https://www.instagram.com/natellyl?igsh=OG8zMW5paGlobmto
إظهار المزيد5 072
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-3330 أيام
أرشيف المشاركات
5 072
«پروسه یه سری چیزا، خیلی سینوسیه، مثلا حس میکنی تو مرحله آخری یهو با مخ میری تو مرحله قبلی.»
5 072
«میخوام سی ساله باشم. میخوام تکلیفم مشخص باشه. که بدونم کجام، دارم چکار میکنم، خونهام کجاست.
خونه و فضا میخوام؛ یک خونه کوچک و قدیمی با چندتا پنجره. از بلاتکلیفی خستهام. فقط خونه خودم رو میخوام؛ آشپزخونه خودم رو. جایی که بدونم قراره حداقل پنج سال دیگه درش زندگی کنم و اجازه دارم هرقدر میخوام بهش وابسته بشم.
میخوام صبحها بیدار شم، توی کتری بزرگم آب بریزم، بذارمش روی گاز، پنجره آشپزخونه رو باز کنم و خیالم راحت باشه.
فقط میخوام خیالم راحت باشه.»
5 072
«کاش اینجا بودی شب میرفتیم با هم نایتکلاب غصههامان را مینوشیدیم و میرقصیدیم.»
5 072
«عاشق اینم که بعضی آدمها هستن که با همه فرق میکنن، چیزهایی رو میبینن که همه نمیبینن، به جزییات خیلی کوچیکی توجه میکنن که بقیه از کنارشون خیلی ساده میگذرن. میشنون تنها گوش نمیدن، تنهان اما تورو تنهاتر نمیکنن، دست روی تنهی درخت میکشن تا رگاش رو حس کنن دنبال راهی میگردن تا با کرمهای شب تاب صحبت کنن مثل یه موزه میمونن به آینده به یک شکل دیگه نگاه میکنن یکجور دیگه حرف میزنن، دستت رو گرمتر از بقیه میگیرن، تورو از مرگ دورتر میکنن.»
5 072
«گاهی وقتها دلم میخواد کتاب موردعلاقه کسی باشم، زیر متنهام خط کشیده بشه، آهسته خونده بشم و با یادداشتهای جانبی پر بشم و ازم مراقبت بشه.»
5 072
«آدميزاد چقدر دلش میخواد تو اوج نااميدى تو كلام آدما دنبال يه نقطه روشن بگرده كه دل خوش كنه.بعد چقدر بيشتر میشكنه وقتى نمیشنوه اونكه بايد رو.»
5 072
«دلم میخواد توی ژاپن وسط یه روستای دورافتاده اطراف کوه فوجی زندگی کنم، صبحها رامن بخورم، به گیاههام رسیدگی کنم و بشینم غروب و طلوع خورشید رو با دمنوشهای مورد علاقم ببینم و کل روز سفالگری کنم.»
5 072
«تمام چیزی که احتیاج داری فضاست. نه حرف زدن با کسی، نه نشستن کنار کسی. فقط فضا. فضایی خالی تا بفهمی باید چکار کنی. تا بفهمی با جایی که خالی میشود چه باید کرد.»
