چای لب سوز.
الذهاب إلى القناة على Telegram
مامان این خونه𖧧 t.me/BluChtBot?start=60a6a101b1ddac888d43 🇨🇳https://www.instagram.com/natellyl?igsh=OG8zMW5paGlobmto
إظهار المزيد5 072
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-3330 أيام
أرشيف المشاركات
5 072
«من عاشق نابلدی انسانهام. اون لحظات محدود مواجهه با امر نهچندان آشنا و اونآن درخشانی که کاری رو نه از سر تجربه، که فقط با نیروی منحصر بفرد ذاتیشون انجام میدن. رویش ساقهی ترد و مردد شگفتی، درست وسط جنگل پیر و پرتکرار رسش.»
5 072
« یه روز از خواب پا میشی، صبحانهت رو میخوری، مسواکت رو میزنی، میری به کارات برسی و دیر یا زود میفهمی که بهش فکر نکردی؛ به اون اتفاق، به اون روز، به اون حرف، به اون آدم.»
5 072
« خونسردی کاراکترهای مرد داستانهای موراکامی واقعا دیوانهم میکنه. یعنی مثلا نصف شب بیدار میشه میبینه دختر مورد علاقهش داره گریه میکنه بعد استاد چیکار میکنن؟ میره چای میذاره، یا مثلا زنش میگه میخوام ترکت کنم، دوستمون جواب میده؛ " باشه ولی قبلش قهوهت رو بخور".»
5 072
« آب فوق العادست، عاشق طراوت و جاری بودن خنکی و زندگی بخشیشم، همیشه با خودش شادی و سبکی و تمیزی به همراه میاره، حتی نوشتنش همجالبه، کاش آب بودم.»
5 072
« پدر آدم درمیاد تا همین نکتهی ساده رو بفهمه که چندان اهمیتی نداره چه چیزهایی خوبن، فقط اهمیت داره چه چیزهایی برای من خوبن.»
5 072
« نگاه کردن به انگشتها زیر آفتاب، حس کردن سرمای سرامیک با پاهای برهنه وقتی منتظر جوش آمدن آبی، دنبال کردن بخاری که از کتری بیرون میاد، کشیدن پنیر با چاقو روی نان برشتهشده، یادآوری سکانسها (باید دو تا روی هم بذاری تا یکیش نشکنه)، صدای پرندهها، باد لای برگهای درخت همسایه. صبح.»
5 072
« خیلی مرز باریکی بین حد نگهداشتن و درآوردن شور چیزها وجود داره. یه قدم پا رو کج بذاری به ورطه ابتذال سقوط میکنی.»
5 072
« بوی صبح، صدا و بوی کره در ماهیتابه، بیرون پریدن نان از توستر، حرکت تیبگ در لیوان، صدای کم موسیقی.»
5 072
«خوشم میاد مهمون دارم. همه جا هم میخوام بگم که ای بابا امشب مهمون دارم. حالا برا مهمونم چی بپزم.»
