ar
Feedback
بلوط

بلوط

الذهاب إلى القناة على Telegram
1 987
المشتركون
+524 ساعات
+257 أيام
+8830 أيام
أرشيف المشاركات
Mantua - Void.mp39.77 MB

Void
+2
Void

Some kind-a-shake💃🏻

و الان که اخبار خوندم به همه‌ی بدبختی‌های ناشی‌‌شده از آخوند فکر میکنم.

دارم به همه‌ی چایی‌هایی که در غفلت و بی‌خبریِ من سرد شدند فکر میکنم. کجایید معشوقه‌های ازدست‌رفته‌ی من!

I can wade Grief— Whole Pools of it— I'm used to that— But the least push of Joy Breaks up my feet— And I tip—drunken— Let no Pebble—smile— 'Twas the New Liquor— That was all! Power is only Pain— Stranded, thro' Discipline, Till Weights—will hang— Give Balm—to Giants— And they'll wilt, like Men— Give Himmaleh— They'll Carry—Him! Emily Dickinson, "I can wade Grief"

Migorizam.mp315.95 MB

Marzieh-Raftam Ke Raftam.mp39.24 MB

یک‌جوری این آهنگ(همه‌ی ترانه‌های مرضیه) با این متنِ غم‌انگیزش رو شینگیلی و بشکن‌زنان می‌خونم و باهاش می‌رقصم که انگار شیش‌و‌هشته😭

به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان کز شاخه جدا بود چو ز گلشن رو کرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود...

امروز برای یه پروژه عکاسی دلقک شده بودم. تو لباس دلقک‌ها انقدر احساس دلقک بودن نمی‌کردم.

واقعا دیگه توانِ روانیِ هیچ جنگی رو ندارم و حتی فکر کردن به اون روزهای مزخرف باعث میشه بالا بیارم. بسه دیگه، بسه!

بچه‌ها این هم اینستاگرام منه: https://www.instagram.com/__aman.ii?igsh=MWw4bmVyOTJvcm9zYg== بیاید تا آدم‌های تلگرام رو اونجا هم داشته باشم و از غربت دربیام‌.💓

اینو گفتم که بیاید و بهشون عشق بورزید دوستاان!

من فکر می‌کنم این یکی از بهترین عکس‌هایه که تابه‌حال گرفتم.

photo content
+1

بخشی از صحبت‌های درون آسایشگاه روانی: یه خانومی که حدودا شصت سالش میشد و خیلی هم سانتیمانتال بود کنارم نشست و یهویی شروع کرد به حرف زدن: خامنه‌ایِ کصکش تِریده و رفته، اینا از این‌ور ول‌کن نیستن. دو ساعت موندم تو ترافیک بخاطرِ تو خیابون بودنِ اینا تا بیام برسم به این خراب‌شده که بهم بگن نمیتونم یه تغار آشی که از دیشب بار گذاشتمو بیارم داخل چون خطرناکه! مریض میخواد خودش رو با رشته دار بزنه که خطرناک باشه؟ شایدم با نخود میخواد خودکشی کنه؟ والا آخر منم دیوونه میکنن. [یه سیگار روشن میکنه] من بخاطر دخترم اینجاام. افسردگی داره احمق. بهش میگم تو این دوروزمونه همه افسردگی دارن، نباید که بیای بستری بشی. مثلا شما، تو خودت افسردگی نداری؟ _فکرکنم دارم. خانومه: منم همینو میگم دیگه! منم افسردگی دارم والا. ولی نمیام اینجا شبی بیست تومن بستری بشم! زن تو برو به بچه‌هات بِرِس. به شوهرت بِرِس. افسردگی چیه دیگه.

بخشی از صحبت‌های درون آسایشگاه روانی: یه خانومی: چرا الان که آدم‌های شبیه خودت کنارت هستن با یکی از این دخترها دوست نمیشی تا از تنهایی دربیای؟ بیمار روانی: نه‌بابا! اینا همشون روانی‌ان.

photo content
+4

photo content