𝗖𝗵𝘂𝘂𝘆𝗮'𝘀♰𝗦𝗵𝗲𝗹𝘁𝗲𝗿
قناة بسيطة
🍷خــونـهی رویـایـیِ بانگو فنـها🍷 ⛧ فنفیک، فنآرت، ادیت، فکت و توییت ⛧ کامیک های کمیاب ترجمه شده ⛧ فن فیک ها و ناول ها ⛧ توییت های خنده دار محافظ: @chuuyashelter
إظهار المزيد1 993
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-577 أيام
-40930 أيام
أرشيف المشاركات
1 993
مدتیه که بعضی از کاراکترای انیمه ها همگی تو برجی که از موری به چویا رسیده زندگی میکنن
چویا: ببینید بچه ها...یه سوالی هست که خیلی وقته میخوام ازتون بپرسم
دازای :بپرس
چویا:چرا نمیرید سر خونه زندگی خودتون؟!
دازای: ولش کن بابا نشستیم دیگه
تاچیهارا:همش چار متر جا ست انگار این داره خرج مارو میده
چویا:عا دقیقا من دارم خرجتو میدم خب
تاچیهارا: واقعا؟؟! من نمیدونستم
*خودش را به کوچه ی علی چپ می زند *
چویا یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش میندازه که یهو یوسانو از اتاقش میاد بیرون: این چه وضعشه؟
چویا مشمئز شده نگاهش میکنه:چیشده باز؟
یوسانو: چرا اینترنت هی قطع میشه؟تا کی قراره من عذاب بکشم؟تا کییییی؟
دازای:از بس این آدم(چویا) بی مسئولیته
رانپو: پاشو اینترنتو درست کن
تاچیهارا:به پشمای فوکوزاوا قسم اینترنتو درست نکنی میگم یکی از رفیقام بیاد با موهبتش جرت بده
رانپو: از پشمای خودت مایه بزار کپک، نه فوکوزاوا سان!
تاچیهارا:من اون روزی که دیدم آتسوشی داره گل میکشه پشمام ریخت دیگه مجبورم از پشم دیگران استفاده کنم
دازای ناگهان عربده میزند: آتسوشییییییی
*تاچیهارا لبخند شرورانه ای میزند*
آتسوشی در حالی که داشت هدفون رو از گوشش بر میداشت بدو بدو کنان و نفس نفس زنان از اتاقش پرید بیرون
آتسوشی: چیشدههه دازای سان؟
دازای: ها کن ببینم ببر لهیده؟
آتسوشی:ها؟!
دازای:ها کردن بلد نیستی؟
آتسوشی:ها؟
دازای:زهرمار ها کن میگم
چویا همینطور که رو مبل لم داده بود یکی زد پس گردن آتسوشی:ها کن دیگه انگل اجتماع
*آتسوشی ها میکند*
دازای:فااک اه اه اه پییف معلوم نیس چیا رو با هم میکشی که این بو رو تونستی تولید کنی
یوسانو: آتسوشی رو از دست دادیم
رانپو:از اولشم معلوم بود معتاد میشه
چویا:الان باید از تو جوبای یوکوهاما جمعش کنیم
تاچیهارا:من کمپ آشنا دارم زنگ بزنم تخت رزرو کنم؟
دازای با چشمای اشکبار: نه بذارید خودم همینجا ترکش میدم
آتسوشی بهت زده میره عقب:من که کاری نکردم دازای سان
تاچیهارا همونطور که داشت شونه های دازای رو ماساژ میداد : همشون همینطوری ان،گول این معتادای کارتن خوابو نخور من خودم دیدم داشت یه کاغذو لوله میکرد.
آتسوشی: به پشمای فوکوزاوا ساما قسم اون گل نبود داشتم تقلب جاساز میکردم
رانپو:این بازی کثیفو با پشمای فوکوزاوا تموم کنید تباها
دازای:اه یه دقه پشمای فوکوزاوا رو جمع کن ببینم این بزمجه چی داره میگه
بزمجه(آتسوشی): امروز امتحان فیزیک داشتم مجبور شدم تقلب کنم.همین دازای سان
تاچیهارا پس از اندکی تفکر:هممم...خب...بهرحال تقلبم کار زشتیه! نیست؟..اصن بوی دهنشو چی میگی؟
دازای: راست میگه
آتسوشی:حالا من دو روزه مسواک نزدم باید به روم بیارید؟
دازای یهو تاچیهارا رو پرت میکنه یه گوشه و میپره آتسوشی رو با چشمانی اشکبار بغل میکنه: من از اولشم میدونستم تو فقط یه کپک غیر بهداشتی تنبل متقلبی
تاچیهارا با تحیر به وضعیتی که توش بود نگاه میکنه:عا وایستا ببینم، تو الان منو پرت کردی؟
یهو چویا یه چک میزنه تو گوش تاچیهارا
تاچیهارا یه ور صورتشو میگیره:تو الان زدی تو گوش من؟!!
یوسانو:جمع کن دیگه بابا چیشده مگه یه چک بود دیگه..عا بیا مثلا چی میشه ؟..
* یه چک دیگه میزنه اونور صورت تاچیهارا*
تاچیهارا ناباورانه نگاشون میکنه:شماها دیگه خیلی خارید
رانپو:داری باعث میشی عصبانی شم فتنه گر
*تاچیهارا بلند میشه همونطور که گرد و خاکاشو میتکوند یه نگاه حسرت بار به آتسوشی در آغوش دازای میندازه و یه نگاه به رانپو که کم کم داشت عصبی میشد*
تاچیهارا: [تک سرفه ای میکنه تا چیزی بگه]
*در همین زمان بین نطق تاچیهارا، رانپو وارد عمل شده و تاچیهارا را از دماغ گرفته و به بیرون از پنجره پرتاب میکند.همه در سکوت ابتدا به پنجره سپس به رانپو نگاه میکنند*
رانپو:خیلی حرف میزد
دازای:حالا اینهمه خون به جیگرم کردی بگو ببینم فیزیکتو چیکار کردی؟
آتسوشی: F گرفتم
*یوسانو نگاهی سراسر"خاک بر سرت"بهش میندازه*
رانپو: همین؟
دازای:خاک تو سرت با اون همه تقلبم باز F شدی که کودمغز
چویا: عحح تمه ها
دازای: چویا گاهی فکر میکنم تو به جز تمه خطاب کردن ما هیچ دیالوگ دیگه ای نداری
چویا: وجدانا خودمم خسته شدم ولی چیکار کنم تو فیلمنامه اینجوری نوشته شده
دازای رو به دوربین: به این بدبخت فلک زده م یه دیالوگ درست حسابی بدین
چویا زل زد تو چشمای دازای و گفت: خفه شو تمه
*دازای طوری نگاهش کرد که یعنی "فاک تو آدم بشو نیستی
چویا طوری نگاهش کرد که یعنی "تمه"
یوسانو طوری نگاهشون کرد که یعنی "گیر کیا افتادیم "
رانپو هم یه طوری نگاشون کرد که معنی خاصی نمیداد
آتسوشی هم یطوری نگاشون میکرد که یعنی"حالا چطوری به دازای سان بگم شیمیو هم با وجود تقلب افتادم؟" *
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#fun_story
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
نتیجه گیری: چویا رو مسخره نکنین😂
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#chuuya
🖤 #dazai
🔪 #akutagawa
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
کاراکترای بانگو و شخصیت واقعیشون
کدومشون بیشتر شباهت داره به کاراکترش؟🤔
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#edit
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
نیکولای هورنی-
فئودور : الان نه
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#fyodor
🔪 #nikolai
🖤 #cosplay
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
꒷꒦꒷هاے رفقا🔥! 💥ᯏ
꒷꒦꒷ ⃝👁جامع ترین چنل براے
꒷꒦꒷ ⃝👁هرچے یہ اوتاڪو نیاز داره⚜️𔘓𓂃ˑ
❣️ ⧽ ⋆࿙᳝݊ ᳝݊▹֛ پروفایل #آرت #ست💃#تم
☯️ ⧽⋆࿙᳝݊ ᳝݊▹֛ ادیت هاےخفن #میڪس❤️#میم
➖➖ ⊹⿻ꜜ✰بزن رو لینڪ و گالریت ➰ ᯏ
رو پر از ادیتاے خفن ڪن😁✨𔘓𓂃ˑ➖➖
➖➖➖➖➖➖➖➖
➖➖⊹⿻ꜜ 𝐂𝐋𝐢𝐜𝐤 𓂃ˑ𔘓𓂃ˑ𔘓𓂃ˑ
➖⊹⿻ꜜ 𝐂𝐋𝐢𝐜𝐤 𓂃ˑ𔘓𓂃ˑ𔘓𓂃ˑ
➖➖➖➖➖➖➖➖
1 993
Repost from N/a
❥៚🕸𝑯𝒊 𝒎𝒚 𝒃𝒂𝒃𝒊𝒆𝒔
♡⃘والپیپر و آرت ؟🙂
ست و پروفایل انیمه؟😀
اخبار انیمه ؟📌
ادیت انیمه فان،میم،هورنی؟💃
کاسپلی Cosplay؟😏
معرفی مانهوا های جذاب Manhwa؟😀
دیالوگ انیمه و تکست؟😄
معرفی انیمه های جدید و قدیم؟😀
و هر آنچه که مربوط به انیمه هست تو این چنل هست پس بیاین به ما بپیوندین🥹💖
به خانواده ما بپیوندیدن و قلبتان را فدا کنید❣️🥺
1 993
خبر رسیده کت چویا هنوز پیدا نشده فندوم ها پاسخ گو باشید
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#chuuya
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
دازای: ببین این دقیقا شش اینچه
تاچیهارا: نه هفت یا هفت و نیم بیشتر میخوره
چویا: خفه شید شما دوتا حال بهم زنا
دازای: آروم باش چیبی
تاچیهارا: ما داریم درمورد پاشنه ی کفش کویو سان حرف میزنیم
چویا:
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#tweet
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
1 993
دازای یهو کمت نشه💀
بنظرتون فئودور کدوم گزینه رو انتخاب میکنه؟😂😭
➖➖➖➖➖➖➖➖
🍷#fyodor
🖤 #dazai #chuuya
🔪 #nikolai #sigma
➖➖➖➖➖➖➖➖
🩸 @Masterchuuyaa 🩸
