187
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
187
1:20
وسطشب،دوبارهتویجادم
انرژیکم،قدهیهدموبازدم
شیشهپایین،یهقطرهبارونبارید
سکانسِعالی،ولیتلخوتوخالی
سیــرَمازفردایخودم،
منکِشنمیدمشیهودرجامیبُرم
پیـرَمکردهاینزمین،
کهسرپاعممیمونمدرجامیخورم
سیــرَم، غریبهوپیــرم، توخودماسیــرَم،
نهموندمنهمیــرَم.
187
احساساتیکهبهزورچپوندیشتویهکمدو
فکرکردیدیگهتمومشدهیجابایهتلنگرکوچیکمیریزه
بیرونواونلحظهستکهمیفهمیهمیشهبوده،
فقطنمیخواستیباهاشونروبهروشی.
187
0:48 میدونمزندگیبعضیوقتاخیلیسختمیشه.
میدونمافسردگیدارهبهتفشارمیاره.
میدونمبعضیوقتادلتمیخوادفقطگریهکنی.
ولیهیچکسدرکتنمیکنه،
پسچشماترومیبندی.
میدونمبعضیوقتادلتمیخوادفقطبمیری.
میدونمبعضیوقتادلتمیخوادازهمه
مخفیشی.
وهمههمتنهاتمیذارن،
پسمجبوری
خودتبهتنهاییبااینزندگیبجنگی.
