ar
Feedback
جنگلِ سکوت

جنگلِ سکوت

الذهاب إلى القناة على Telegram

@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران》

إظهار المزيد
159
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+4

.

فرشته خوش قلبم ؛

photo content
+4

sticker.webp0.09 KB

فنجان اخر آخر شب بحث و دعوا های همیشگی تهیونگ از چند میز اونورتر بهمون نگاه میکرد، از نگاه هاش واضح میشد شیطنت رو خوند نگاه ه
+4
فنجان اخر
آخر شب بحث و دعوا های همیشگی تهیونگ از چند میز اونورتر بهمون نگاه میکرد، از نگاه هاش واضح میشد شیطنت رو خوند نگاه های بریده بریدم بین یونا و تهیونگ رد و بدل می‌شد یونا آنقدر غرق دعوا با من بود که متوجه اون همه حس توی چشم هام که با یک نگاه ساده رد و بدل می‌شد نبود تهیونگ از جاش بلند شد و با چشم هاش بهم اشاره کرد که دنبالش برم . +یونا عزیزم من باید برم دست شویی -حتی نمیتونی چند لحظه به حرف هام گوش کنییی خستم کردییی تمام فکرم پیش تهیونگ بود بدون توجه به حرف های یونا، باشه عزیزم بعداً حرف می‌زنیم تحویلش دادم و رفتم سمت دست شویی تا در رو باز کردم تهیونگ رو تو اون کت و شلوار قهوه ای درحالی که سیگار بین انگشت هاش بود و یه لبخند ژکوند روی لبش نشونده بود دیدم سیگارش روی لبه روشویی خاموش کرد و آروم به سمتم قدم برداشت سرش رو نزدیک گوشم آورد نفس های داغش رو روی گردنم حس میکردم نفس هام به شماره افتاده بود .. +هیچ می‌دونی چقدر بیتاب لب هات شدم کوکی کوچولوی شیرینم -منم بیمار نگاه های خمارتم که پشت اون تیله های قهوی حبسشون کردی سر تهیوتگ از توی گردنم بیرون اومد با اون نگاه عمیق توی تیله های قهویش بوسیدم


sticker.webp0.04 KB

زیباترین عروسک من

آهویِ زیبا روی آپاچی؛

photo content
+4

+3
> Dans le bleu de tes yeux, il n’y avait pas la mer, mais je m’y suis noyé.🌊

پایه ترینم .

پرتقالِ من؛

نهال کوچولوم

sticker.webp0.38 KB

افتابگردونم

+5

sticker.webp0.07 KB

عروسک ناز من