ar
Feedback
a piece of me.

a piece of me.

الذهاب إلى القناة على Telegram

چنل هرکسی دفتر خاطراتشه. Uk: @ixReverie_bot Привет @durov, @Telegram Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и грубых постов пожалуйста, обратите внимание ! Официальный канал в

إظهار المزيد
402
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
اره عزیزم، اگه می‌خواست می‌شد، چون فقط خواستن من مهم نبود، باید دوطرف بخوان. باید روح و جسم و تموم قلبشون برا هم باشه. اگه دونفر بخوان نشدنیا رو شدنی می‌کنن، راه طولانی و کوتاه می‌کنن، سرنوشتو عوض می‌کنن، برای هم تغییر می‌کنن، علاقه همه‌چیو درست می‌کنه عزیز من. همه‌چیو می‌تونستم بخاطرت درست کنم، غیر از نخواستن تورو.

روز دختر مبارک به همه‌ی دخترای قشنگی که بودنشون یه جوری حال آدمو خوب می‌کنه. 🤍 بعضی آدما شاید یه مدت کوتاه وارد زندگی آدم بشن، ولی یه ردّی از خودشون بذارن که مدت‌ها بمونه. امیدوارم هر دختری که وارد زندگی یه نفر میشه، جایی باشه که قدرش رو بدونن، نه جایی که مجبور بشه برای بودنش بجنگه. آخرش هم مهم نیست کی موند و کی رفت؛ مهم اینه که هرکسی یه روزی یاد بگیره قدر آدمای خوب زندگیشو، تا وقتی کنارشون هست، بدونه.
روز دختر مبارک. 🌱🤍

ادبیات:
ادبیات:

سلام دوستان، شبتون بخیر، چطورین؟ @ixReverie_bot

ما خیلیارو بوسیدیم گذاشتیم کنار تو هم اگه بوس خواستی بگو

سازگاری بیش از حد عزیزت نمیکنه،بی ارزشت میکنه.

درسته که همه چیز تموم شده اما همیشه حسرت اینکه کاش آدم بهتر بود، کاش واسم تلاش میکرد، کاش اینطوری تموم نمیشد رو دلم میمونه، من واقعا دوستش داشتم میخواستم که همیشه بمونه.

چیشد که ما شدیم اینقد غریبه؟

از کدوم رفاقت حرف میزنی وقتی هر وقت نیازم داشتی فقط میومدی سراغم.

حوله هم فهمید باید ماله یه نفر باشه ولی توعه جنده نه.

میخوای پیشرفت کنی از کسی انتظار نداشته باش.

یک سال گذشت... یک سال از روزی که باید بین چیزی که دلم می‌خواست و چیزی که برای آینده‌م لازم بود، یکی رو انتخاب می‌کردم. سال کنکور بود؛ پر از فشار، فکر، دلتنگی و تصمیم‌هایی که شاید برای بقیه ساده به نظر می‌رسید، اما برای من ساده نبود. من از کسی فاصله گرفتم که دوستش داشتم. نه چون احساسم تموم شده بود، نه چون برام مهم نبود... فقط چون بعضی وقت‌ها آدم مجبور میشه چیزی رو که دوست داره، کنار بذاره تا خودش و آینده‌ش رو از دست نده. خیلی چیزها عوض شد، خیلی چیزها تموم شد و خیلی سؤال‌ها هنوز جواب ندارن. گاهی هنوز دلم برای گذشته تنگ میشه. برای حرف‌ها، برای خاطره‌ها، برای روزهایی که فکر می‌کردم شاید قرار باشه جور دیگه‌ای تموم بشن. ولی امروز که به خودِ یک سال پیشم نگاه می‌کنم، فقط یه چیز می‌تونم بهش بگم: «تو باختی؟ نه. تو فقط انتخابِ دُرستی کردی.» شاید بعضی آدم‌ها قرار نیست تا آخر مسیر کنارمون باشن. شاید بعضی رفتن‌ها درد دارن، اما بعداً می‌فهمیم بخشی از بزرگ شدنمون بودن. من هنوز همون آدمم؛ فقط یک سال بزرگ‌تر، یک سال محکم‌تر، و خیلی بیشتر از قبل، حواسم به خودم و آیندمه.

تو نرفتی که من قدر تو رو بدونم رفتی که نبودنت رو به رخم بکشی و منو مجبور کنی دنبالت بدوم! اما من برای کسی که با دروغ شروع می‌کنه و با طلبکاری ادامه میده و آخرش خودش رو قربانی نشون میده نه توضیحی دارم و نه دلتنگی‌ای. تو فکر کردی با رفتنت منو می‌شکنی درحالی‌که فقط بهم ثابت کردی چیزی که من اسمش رو «دوست داشتن» گذاشته بودم برای تو بیشتر شبیه بازی قدرت بود. حالا امیدوارم از بردی که با باختن قلب من به دست‌اوردی واقعاً راضی باشی چون من از این بازی فقط یک چیز بردم و اون شناختن واقعی تو بود.

ولی اگه میدونستی چقد دوست دارم هیچ وقت اینجوری تنهام نمیزاشتی.

من همیشه ازین میترسیدم که بدون من بهت خوش بگذره، چون بدون تو هیچوقت به من خوش نمیگذشت.

من ازت تو ذهنم آدمی ساخته بودم که حتی نصفشم نبودی.

اگه مال تو بود که نمیرفت.

تو منو ناراحت رها کردی دیگه چجوری باورت کنم؟

و در آخر هر آن چیزی را که دوست داشتم، رها کردم.