مَن
الذهاب إلى القناة على Telegram
_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047
إظهار المزيد185
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
185
وقتی یه مشکلی دارم اینقد پشت گوش میندازمش که بعدا هرکاریم در جهتش انجام بده هییییچ فایده ای نداره!
شما مثل من نباشید.
185
Repost from ناپیرو
همه فقط میخوان مستقل شن از خونهی مامان بابا بیان بیرون که هر چی دوست دارن بپوشن تا هر وقت دوست دارن بیرون باشن بتونن با شورت تو خونه برقصن کسی بهشون نگه میری بیرون حواست به گوشیت باشه ظرفهایی که کثیف کردی رو بشور همهش توی اتاقتی بیا یه کمی پیش ما صدای دعوای مامان بابا و خواهر و برادر رو نشنون بتونن سیگار بکشن راحت. نمیگم این دلایل واهی و مسخرهست ولی اون سر طیف هم براتون نریدن. خونهی مستقل فقط با شورت رقصیدن نیست و تا هر وقت دلت میخواد بیرون موندن و پارتی کردن نیست. خونهی مستقل یعنی تو باید با همسایهها سروکله بزنی وقتی مشکلی برای ساختمون پیش میآد یا وقتی احساس میکنن زندگیت بهشون مربوطه، یعنی نه فقط شستن تمام ظرفهاش با خودته تمام کارهای دیگهش هم با خودته؛ آشپزی و گردگیری و جارو زدن و تعمیر سینکی که راهآبش هفتهای یک بار میگیره و ایزوگام و شارژ ساختمون و جارو کشیدن و خونهتکونی و خریدن وسایلی که خراب میشن و شستن و پهن کردن و اتو کردن لباسها و خرید روزانهی خونه از پودر لباسشویی و مایع دستشویی گرفته تا سُس مایونز و برنج و چاهارصدتا کار دیگهای که همون مامان بابای بهنظرت قوزمیت بیمصرف الان دارن انجامشون میدن. پولی که قبلن میدادی برای پارتنرت کادوهای جینگیلمستون و رُژ گونه و کتونی میخریدی رو باید بدی جای تعمیر سقف دستشویی و قبض برق و پول آب و گاز و گلکاری حیاط چون همسایهها گل دوست دارن. نمیگم زندگی مستقل بده، بد نیست. ولی حاصل عمدهش آرامش و خوشگذرونی نیست بلکه رُشد شخصیتیه چون هزارویک مسئولیتی که روحت از وجودشون خبر نداشته میآن روی دوشت و میزان زیادی از وقت و انرژیت رو به خودشون اختصاص میدن و سازگاری و صبر رو باید در سطح دیگهای یاد بگیری خصوصن اگر همخونه داشته باشی. مستقل شدن خوبه ولی بهشت بَرین نیست و زیاد پیش میآد دراز بکشین روی سرامیک و گریه کنین چون همسایهتون دیوونهس و سه ماه یکبار داستانهای مختلف درست میکنه یا چون پونزده بار آبگرمکن رو تعمیر کردین ولی هنوز خرابه و با آب سرد دوش باید بگیرین توی زمستون یا چون از خستگی کار لِه شدین و توی یخچال یه دونه کیوی گندیده و دوتا سُس کچاپ تکنفره هست برای خوردن و توی جیبتون هیچی پول. اینقدر حسرت زندگی آدمهایی که مستقل زندگی میکنن رو نخورین؛ توی خونه سیگار کشیدن یا با پارتنرتون cuddle کردن یا خوابیدن با این آگاهی که کسی قرار نیست بیدارتون کنه بگه بیام شام بخور بیا بریم خونهی خاله معصوم یا پوشیدن لباسهایی که دلتون میخواد اینقدری که فکر میکنین جای حسرت خوردن نداره. اگه شد اگه میشه مستقل شین مهاجرت کنین؛ با این آگاهی که این وضعیتها هزارویک مشکل جدید براتون میتراشن که باید ریز ریز راه حل کردن هر کدومشون رو پیدا کنین و قراره گاهی جوری مستاصل شین که با صدای بلند فریاد بزنین عجب گهی خوردم و اگرم نشد یا هنوز نمیشه اینقدر غر نزنین و با دهان باز و آبدهان جاری خیره نشین به زندگی انسانهایی که مستقل شدن جوری که انگار اونها در صدر بهشتن و شما در فاضلاب جهنم شنا میکنین. هر وضعیتی مسائل و مصائب خودش رو داره اگر توی اینستاگرام و سوشیال مدیا شاهد اون مصائب نیستین مبنی بر فقدانشون نیست. به چندقدم اونطرفتر از نوک دماغتون توجه کنین، لازم میشه.
