ar
Feedback
| غَـــزَلِ اَشــڪـّ |

| غَـــزَلِ اَشــڪـّ |

الذهاب إلى القناة على Telegram

❈••○|﷽|○••❈ • نویسنده و نقاش🦋🫧• دلم می‌گوید و من می‌نویسم برایت... #فاطمه_محمدی_اصل✍🏻 خالق سه رمان، دو داستان کوتاه، مجموعه غزل • کپی با ذکر نام نویسنده • ⋐₃³₃⋑

إظهار المزيد
195
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
نوفمبر '23
نوفمبر '230
في 0 قنوات
أكتوبر '23
+221
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 نوفمبر0
12 نوفمبر0
11 نوفمبر0
10 نوفمبر0
09 نوفمبر0
08 نوفمبر0
07 نوفمبر0
06 نوفمبر0
05 نوفمبر0
04 نوفمبر0
03 نوفمبر0
02 نوفمبر0
01 نوفمبر0
منشورات القناة
شاید هم روزی سرنوشت عاشق زندگی بوده و زندگی شیفته و دل باخته مرگ! حالا مرگ فریبکارانه ناز می‌کند. زندگی مظلومانه اشک می‌ریزد و سرنوشت سخت می‌جنگد...​ .

2
من آن واله‌ی شهرم که دیوار به دیوار کنج به کنج دنبال شمیم و جمال تو روانه شده. تو آن سکوت تلخ آبان ماه که منجی سوز و سرما شده. من همان غزل‌های نخوانده که اشک‌های بلوری شده ... .​ #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
121
3
ماندنی‌ها می‌مانند، چه دستشان را بکشی و به زنجیر ببندی چه دستشان را رها کنی و به انتظار بشینی رفتنی‌ها اگر رفتند... در خفا اش
ماندنی‌ها می‌مانند، چه دستشان را بکشی و به زنجیر ببندی چه دستشان را رها کنی و به انتظار بشینی رفتنی‌ها اگر رفتند... در خفا اشکت را غزل کن ماندن برای عشق لیاقت می‌خواهد! ​ #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
180
4
آنقدر برای تو رویا بافته ام که اصلا زندگی نکرده‌ام!
46
5
اشک‌های بعد از رفتن تو را می‌شود هزاران بار بوسید می‌شود ناز داد، می‌شود قربان رفت، می‌شود قطره قطره‌اش را نگهداشت و تماشا کرد. چون خاطره تو را در سینه دارند! با هر اشکی که بعد از رفتن تو ریخته شود، می‌شود غزل‌ها نوشت... ​ #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
225
6
دیده‌ام به چشمان خویش که جانم می‌بری جانم به فدای تو اشک‌هایم را چرا آتش میزنی؟ جای خالی تورا را همین اشک‌ها باران می‌شوند. بگذار بارانی بمانم.​ #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
241
7
شهر ما قانون نداشت! کشتن عشق حکمی نداشت. فریاد ها سکوت بودند، عاشق‌ها تیمارستانی شدند. اشک ها غزل ساختند. شب های شهر آواز دلتنگی شدند. چشم های منتظر، تا ابد انتظار کشیدند! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
289
8
من تاوان تمام گناهانم را با نبودنت پس دادم، برگرد! این روز ها آسمان برای حال غم‌انگیزم می‌بارد، پشت پنجره روی صندلی چوبی می‌نشینم و دقیقه های بعد از رفتنت را می‌شمارم‌. جمعه های بدون تو وحشتناک است! بیکار که می‌شوند برای اشک‌هایم غزل می‌نویسد هی به او می‌گویم: ماهی چشم‌هایم دیگر توان زنده ماندن ندارد آنقدر اشک ریخته‌ام خشکسالی شده است. بی‌رحم جواب نمی‌دهد و تازه هوای دلم را گرفته‌‌تر می‌کند... حقیقت را می‌گویم اگر نیایی یکی از این جمعه‌ها من هم با غروب خورشید میروم. بگرد ! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
265
9
گاهی به گذشته که نگاه می‌اندازم از کار‌هایم پشمان می‌شوم. مثلا از علاقه زیادم به تو من کافه‌ها را دوست نداشتم عاشق بغض کردن برای سکانس‌های احساسی سینما بودم؛ ولی بخاطر دل تو غید فیلم‌های رمانتیک و بوسه‌های یواشکی در میان صندلی‌های قرمز را می‌زدم و پشت آن میزهای گرد قهوه‌ای روی صندلی‌های سفت کافه گلایول می‌نشستم. تا با خیال راحت روزنامه‌‌ات را بخوانی و قهوه‌ی تلخت را بنوشی... یاد آن روزها بخیر باشد. من می‌گفتم فرانسه تو می‌گفتی آلمان من می‌گفتم آسمان تو می‌گفتی زمین یکبار با دلم راه نیامدی؛ اما باز هم صادقانه زیبای من صدایت می‌زدم. دم آخری که حوالی برگ‌های نارنجی می‌رفتی جلوی کافه گلایول گفته بودم بروی اشک میریزم گفته بودی بریز، اشک پشت پای رفته سبک‌ترت می‌کند. از عشق پشیمان نیستم، هرگز! اشک‌های غزل شده‌ام به من یاد داده است گذشته را رها کنم؛ اما خاطراتت را مرور به من یاد داده تحت هر چیزی زندگی کنم. حالا اگر درد داشت، اگر لذت... #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
189
10
تو را فراموش می‌کنم... تو را راهی دریا می‌کنم... جرعت به خرج میدهم و قصه‌ات را ناتمام می‌گذارم؛ اما با نوشته‌هایی که هوای تو را نفس می‌کشند. با غزل‌هایی که برای تو اشک می‌ریزند باید چه کرد ؟ #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
136
11
آدم ها معمولی نیستند. برای اثبات... آن ها عاشق می‌شوند. از عشق، تپش قلب می‌گیرند، تب می‌کنند، عجول می‌شوند. جالب اینجاست که عطر یک نفر را تا ابد دوست خواهند داشت. با رقص انگشتان یک نفر درلا به لای موهایشان آرامش خواهند گرفت. تنها چشم های یک نفر را لایق شعر نوشتن می‌دانند. اینکه آدم ها اِنقدر زیاد به یک نفر تعلق داشته باشند معمولیست؟ مهم تر از این ها... خاطره ها هیچوقت ازخاطرشان فراموش نمی‌شود! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
254
12
آنچه شنیدم را نوشتم... 👆🏻✨
69
13
هزاران فکر مبهم در ذهنش روی هم تلنبار شده است. گویی آن هزاران فریاد ناامیدی سر می‌دهند ! نگاهش را به باریکه نور می‌دهد نور برایش محبت می‌نوازد ... هیاهوی ناامیدی کمرنگ می‌شود. حالا صدای عشق را اگر چه از دور می‌‌شنود. گرم بود، زیبا بود، شبیه آرزو های قبل از خواب رویایی بود. نا امیدی را زمین می‌کوباند نفس می‌گیرد و مشتاق، آرشه را روی تار های آرامش می‌کشاند. صدای ساز نور را از بند اسارت رها می‌کند. تاریکی ترسیده قدم به قدم عقب می‌رود... سر انجام خورشید طلایی با غرور میان آسمان می‌رقصد و آن افکار مبهم می‌شوند صدای جان بخش امواج دریا به روح ... #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
70
14
🌿✨
63
15
گیر افتادن بین عقل و قلب دردناک ترین، درد دنیا است. قلب بخواهد و عقل پس بزند... دل هی بتپدو از منطق چک بخورد... نگاهت هی انتظارش را بکشد و هی نوازش بخواهی... او هی ناز کند و نیاید! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
269
16
🫧🤍
84
17
همه‌ ی آدم ها می‌روند؛ اما طاقت بعضی از رفتن ها بسیار سخت است! آنها می‌روند؛ اما خاطرهایشان در حیاط خلوت ذهن هایمان باقی میماند. #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma⟅⍣࿐
230
18
تورا به تمام دوست داشتن هایم قسم تورا به تمام اشک های بی بهانه‌‌ای که پر از بهانه‌ های دلتنگیست قسم! دلبر که میاید و دل می‌بَرد ز یار، دیگر هیچ دوایی درمان نمی‌کند درد دل یار را بعد از آن روز که تو رفتی و جا ماندی بر روی بوم نقاشی های من، غزلم شده اشک و اشک! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
253
19
قهوه‌ای که برایت ریختم را نخوردی شال گردنی که برایت بافتم را نخواستی غزل هایم را چه، خواندی؟ اشک هایم را چطور، دیدی؟ اعتراف نکن بگذار خودم بگویم: نه مرا خواندی و نه دیدی، نه نوازش کردی و نه بوسیدی، لحظه‌ای برای عاشقی صبر نکردی هم قدم پاییز شدی و ساز رفتن نواختی ما چه ساده‌ایم که با غزل هایم برایت اشک شدیم ! #فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿 •انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم• ༆@atrixma ⟅⍣࿐
200
20
نَفَس بِگیر تا قُلعه های موفقیت بسیار راه مانده...
164