𝐕𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚🎀
الذهاب إلى القناة على Telegram
«حقیقتش اینه که تو، هر جوری که زندگی کنی، برندهای.» @MyCherryBlossomBot لینک ناشناس
إظهار المزيد149
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-277 أيام
-11030 أيام
أرشيف المشاركات
149
روزایی ک ب خودم استراحت میدمو درس نمیخونم اصلا بم حال نمیده
جذابیت فیلم دیدن و کتاب خوندن در حالیه ک کلی کار رو هم تلنبار شده🫠
ایش
149
المانی با این ک سخت ترین زبان دنیاست ولی جالبه
مثل چیدن پازله
برای گذاشتن هر قطعه باید به هر چهار طرف نگاه کنی و بعد قرارش بدی
و البته خب هیچ زبانی ب اسونی و قشنگی انگلیسی نیست
149
Repost from سوتهدلان
خودکشی اشتباهترین گزینه برای اعتراضه. ما به آدمهای دغدغهمند و «زنده» نیاز داریم، نه یک نام دیگه بر لیست از دسترفتگان. بزرگترین خواسته هر سیستم سرکوبگری اینه که مخالفانش به این باور برسن که هیچ راهی نیست و تمام شد. خودکشی متاسفانه تقدیم کردنِ پیروزی به همون چیزیه که بهش معترضی. باید خشم و غم رو به اراده برای موندن تبدیل کرد. زندگی کردن خودش بزرگترین شکلِ مقاومته. تو ارزشمندتر از اونی که اجازه بدی این تاریکی، نورت رو خاموش کنه.
#جاویدنام_پوریا_حمیدی
149
زندگی حتی وقتی انکارش کنی، حتی وقتی به آن بیاعتنایی کنی، حتی وقتی حاضر به پذیرفتناش نباشی باز هم از تو قویتر است. قویتر از هرچیزی. آدمها از اردوگاههای اجباری برمیگشتند و بچهدار میشدند. مردان و زنانی که شکنجه شده بودند، که مرگ عزیزانشان را دیده بودند و خانههایشان با خاکستر یکی شده بود. به خانه برمیگشتند و دنبال اتوبوس میدویدند، دربارهٔ آبوهوا حرف میزدند و دخترانشان را عروس میکردند. باورکردنی نیست، اما زندگی همین است. زندگی از هر چیزی قویتر است.
کتاب «من او را دوست داشتم» آنا گاوالدا
149
Repost from Independent🪁
مشکل تاریخ اینه که فقط رویدادها رو روایت میکنه. جزئیات بیهودهن. صد سال بعد آخرین راوی هم میمیره و هیچکس نمیدونه چرا اسم رها رو با سبز روی سنگ قبرش نوشتن. آرزوی سما اسماعیلی این بوده که نقاشیهاش دیده شه. هیچجای تاریخ سپهر بابا کجایی قید نمیشه. لا به لای جزئیات گم میشیم؛ لا به لای اتفاقات. یه سری جزئیات بیاهمیتیم که بیشترین تاوان رو دادیم و لا به لای اعداد گم میشیم.
149
احساس میکنم همش الکی بوده
و ما مردم بیچاره یبار دیگه گرفتار بازی سیاست شدیم
ی بازی بی نتیجه دیگ برای ما ادمای عادی
149
ویدیو اون ادمی ک مغزش پاچیده زمینو دیدم
و هیچ حسی ندارم مطلقا
انقدر برام همچین صحنه ای غیر واقعی و سینماییه ک هنوز نتونستم پردازش کنم ک این فیلم واقعیه ن یک صحنه از فیلمای جنایی
149
Repost from le vent nous portera
جنگ پايان خواهد يافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند
نمیدانم چه كسى وطن را فروخت
اما ديدم چه كسى
بهاى آن را پرداخت.
محمود درویش
149
دلم برای یه ماه پیش این موقع تنگ شده
وقتی ک هنوز نمیدونستیم چند روز بعدش قراره هیچ وقت حال هیچ کدوممون خوب نشه💔
