Tutifruti
الذهاب إلى القناة على Telegram
808
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
808
شبی که اینو برای بابام خوندم اخرش گفت
چشمای کی؟
احمد جون عزیرم چشمارو ول کن متنو دریاب که قشنک نوشتم😭
808
چشم هایت
انقدر عمیق که مردابی از ته اقیانوسش مرا فرا میخواند
انقدر تابنده که رنگین کمان هفت رنگش در میان انها هزاران شمس گلگون در خودش پنهان کرده
انقدر فریبنده که طعمه ی شیر از بین دندان هایش ربوده و به چنگ آورده
من در تب و تاب پیچش رگهای چشمت چون ماهی به دام افتاده ام
چون کشتی بی بادبان در شرار تیرگی عمق نگاهت ارام ارم غرق شدم
من از تو ، چشم هایت را میخوام تا با نگاهم به تو بگویم
من فقط دلداده ی بیگانگی دست ها و بیداری ادامه دار چشم هایت شده ام
