Tutifruti
الذهاب إلى القناة على Telegram
805
المشتركون
-124 ساعات
-107 أيام
+3530 أيام
أرشيف المشاركات
805
راستش نه ، من صرفا الان یکم درگیر خودمو زندگیم شدم خداروشکر تمرکزم رو خودمه زیاد نمیتونم فعالیت کنم ، خسته هم هستم گریه هم میکنم
805
من بعد اینکه چون حوصلم سر رفته بود همینطوری نوشتم
حسم بعد از نوشتنش : هاهاها ( خودمو زندگیمو مسخره کردم)
805
مکان و زمان
دو اصل جدا ناشندی و پیوسته با رگ های این زندگی ، دو تقابل مشترک که در تمامی خاطرات ما گنجانده شده است ،خواسته یا نا خواسته با هم اخت گرفته و یکی بدون دیگری از ان یکی تهیست
دو روح باهم موازی ..یکی بوی خاطرات و یکی مزه انهارا یاد مان می اورد و برایمان تصویری کامل از یک لحظه را تداعی میکنند
همان گونه که در پستو های تاریک شهر غم زده کز میکنید و با ندای درون بیشترین کنش و واکنش را دارید ، ناگه یک کوچه ی تنگ و تاریک با نور خفت کننده ی زرد خود ، تورا با خاطراتت در آنجا بازجویی میکند
حال ، بوی خاطره به یادت آمده و برای تمکیل ان فقط یک مزه لازم است ، مزه ای از جنس زمان
زمان؟ نیمه های شب پاییز
درست همان جا در کنار دیوار زمخت اندود خورده ، با نور محو تیر برق چند فرسنگ آن طرف تر .. تو ماندی و خاطرات-
805
کاش میتونستم بهش بگم خیلی بامزه بودی
و مرسی تو حالمو خوب کردی
از اینجا میگم با اینکه قرار نیست ببینه
805
الان به ذهنم رسید که خودمون میتونیم با اتیشش گرم شیم مگه مشکلش چیه ؟دودشم بره تو چشم بقیه
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
