آپولو"
الذهاب إلى القناة على Telegram
457
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
457
Repost from N/a
@ApoloDevil
اینجا یه مکان امنه برای تو؛ که بهت احساس "تو تنها نیستی، هزاران نفر دیگه هم این درد رو تجربه کردن" رو میده✨
457
برای اونی که نیست:
از صبح روزی که مردی خورشید طلوع نکرد قهر کردو رفت برنگشت، واس همین همیشه دیگه شبه، منم یه روح غمگین با چشای خون آلودم که نشستم روی این مبله پارهی خاک گرفته وو میذارم تاریکی باقی مونده ی رنگای جونمو ببلع، بذار سیاهی درو دیوار خونه رو بگیره دیگه مهم نیست خورشید رفته اونی که خورشیدِ من بود رفته دیگه رفته...
تاریکی ترسناکه، تو آیینه که نگاه میکنم جای خودم یه آدم با صورت رنگ پریده میبینم که لباش زخمه، چون میخواس لباشو بدوزه بههم ک نتونه حرف بزنه نتونه آواز بخونه بخنده قهقهه بزنه ور دل خودش وراجی کنه، من اینجا نشستمو واس گوش دادن دیگه خیلی پیر شدم، اونقدر پیر که بند بند جونم وارفته وو دیگه نمیتونم تکون بخورم، انگار بعد تو محکوم شدم به نفس کشیدن اجباری، من شاید ظاهرم هنوز چروکیده نشده باشه اما از درون یه آدم ٩٠ سالهی رو به مرگم،
رو به مرگم چون تو نیستی چون تو مردی، همیشه وقتی غمگین بودم میگفتم بهت مهم نیست تو زندگی ببری یا ببازی چون این فقط یه بازیه دروغ گفتم، مهمه فقط وقتی ببری حاله دلت خوبه بازی بهت مزه میده وگرنه زندگی مث یه خرمالوی گس میشه من باختم به زندگی به خودم باختمو حالا جون دوباره ندارم که دیگه استارت کنمو از اول شروع کنم دیگه تو نیستی که بهم بگی کم نیستم بد نيستم زشت نیستم واس این دنیا اضافی نیستم تو نیستی به زور بگی بعدت تکرار کنم که ارزشم از تمام آدمای دنیا بیشتره که باید شاد باشم باید بذارم خنده قشنگ تر کنه صورتمو تو که رفتی خنده و ارزش منم باهات رفت مث رنگ خونه مث خورشید واس همین مجبورم روی این مبل باقیه زندگیمو بشینمو به تو فک کنم به تو فک کنمو گریه کنم بذارم خون صورتم بشوره به تو فک کنمو حسرت بخورم که چرا نیستی چرا بازی رو باختم چرا تو نموندی کنارم که زندگی کنم لحظه هارو کنارت راستش از وقتی رفتی بدنم درد میکنه بیشتر قلبمه بد میزنه کاش نزنه توی این اتاق با این دیوار سیاه پنجره ای نیست ولی خیلی سرده سوز میاد نمیدونم چه فصلی از سالیم ولی مهم نیست چون شدم زمستونو یخ زدم همه فک میکنن آدم یخ زده میتونه سر پا شه ولی اینم دروغه آدم اگه یخ زده باشه میشکنه آدم یخ زده فقط خورشیدِ که گرمش میکنه کاش بودی میومدی گرمم میکردی این یخو از این قلب کوفتی آب میکردی ولی نیستی دیگه نیستی، حالا منم اینجا نشستم تا علاوه بر روحم جسمم بمیره وو برگردم پیش تو و تو به من بتابیو من جون بگیرم
سیگاری نیستم ولی بعد تو با سیگار همهی خاطره هامونو دود کردم، دود کردم تا شاید در بیام از این قفس تا شاید با هر پک توهم بپری از سرم ولی نپریدی، سیگار نکشیدم ولی خودم دود شدم و خاکسترم ریخته رو این مبل من هیچوقت ازت هیچ خواهشی نکردم به جزء الان میخوام ازت یه خواهش کنم زنده شو برگرد بهم دوباره بغلم کن برام از دنیا بگو، بگو با ارزشم بگو خندم قشنگه بگو کم نیستم بگو همه چی درست میشه زنده شو رنگ بده به این آدم خاکستری، اصن میتونیم از اول دوباره باهم شروع کنیم همه چیو از اول بیاریم بازیو از نو لول به لول بریم تا آخرش اگه نمیای من میام، بالاخره که میام...
ماهم از اول باهم میریم جلو باهم
شاید از همین حالا...
شروع کنیم؟!
سلام خورشید من یه خرمالوی گسم:)))))
457
هر چقدر كمتر با آدمها ارتباط دارم، كمتر فکر ميكنم،كمتر افسرده ميشم، كمتر استرس ميگيرم، بيشتر خودمو دوست دارم، از دنيا بيشتر خوشم مياد، بيشتر بهم خوش ميگذره. با اين اوصاف اگر من جامعه ستيز نيستم پس چيم؟ شايدم فقط یه درونگرای خستم.
457
١۶مرداد١۴٠٢؛اینو گفتم ولی الان دقیقا از همونی که این تکست رو براش نوشتم متنفرم... همينقدر دور از حد انتظار:)
457
واسم موزیکی که واسه هیچکس نمیفرستی رو بفرست، واسم اون پستی که بیشتر باعث خندت شده رو بفرست، واسم اون فیلمت که توش خل بازی در میاری رو بفرست، نمیدونم یکاری بکن که فقط واسه من باشه.
457
حال اون بچه ایو دارم که تو مدرسشون فقط یه رفیق داشت، اونم از مدرسه رفته، الانم زنگ تفریحه و یه گوشه تکیه داده به دیوار حیاط، بقیه رو عجیب نگاه میکنه.
457
رو مخ ترین قسمت قطع ارتباط کردن با کسی که باهاش صمیمی بودی اونجاست که هی میخوای اتفاقاتی که تو طول روز میوفته رو واسش تعریف کنی ولی یادت میوفته که دیگه نباید باهاش در ارتباط باشی.
457
نصف وقتایی که دیر سین میکنم یا اصلاً سین نمیکنم قصدم نادیده گرفتن طرف نیست، فقط میخوام منتظر بمونم مودم خوب شه و تو یه شرایطی جواب بدم که بتونم درست باهاش حرف بزنم، ولی انقدر طول می کشه که کلاً یادم میره.
