ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

Ehsan_Book

Ehsan_Book

الذهاب إلى القناة على Telegram

یکم کتاب گوش کنیم؟ موسیقی ببینیم؟ فیلم بخونیم؟ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-817170-IoKbMrX

إظهار المزيد
198
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
اصل آهنگ. @Ehsan_Boook

فکر کردم تا چه اندازه از هر ازدحامی بیزارم، از ازدحام طرفداران تیم های ورزشی، ازدحام طرفداران محیط زیست، حتی از ازدحام سوپر مدل ها، ببینید چقدر از هر ازدحامی متنفرم. از من بشنوید، آدمیزاد را فقط وقتی تنهاست می‌شود تحمل کرد. 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

باورم نمیشه خودشون یعنی اینا رو نمی‌بینن؟ اگه می‌بینن چرا نمیفهمن خودشون دارن تموم میشن؟ چرا هیچکار برای بقا خودشون نمی‌کنن؟ یعنی انقدر تعصباتشون براشون مهمه؟ حتی مهم‌تر از نیست و نابودیشون؟ باورم نمی‌شه.

بعد فکر کردم تو برای چی زنده ای؟ چرا این قدر یواش می‌میری؟ چه قدر ناعادلانست یکی که عاشق زندگیه، مثل پسرم، باید یکهو بمیره و یکی که دوست داره بمیره، مثل تو، تا ابد زندست. 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

می‌دونی چرا داره تو همچین شرایطی ساز می‌زنه؟ چون اون یک نوازنده حرفه ایه. جراح ها تومور رو حین عمل برمی‌دارن، ولی اگر به بافت حساسی در مغز آسیب برسه، اون دیگه هیچ وقت نمی‌تونه ساز بزنه. این اجرای تلخ برای جراح به این معناست که «هرجا ساز نزدم، متوقف شوید.» می‌دونین چرا اون تو همچین شرایطی ساز می‌زنه؟ «چون هر آدمی چیزی برای از دست ندادن داره.»

- گفتی برو تنها بمون با غصه ها همراه بمون. @Ehsan_Boook

وقتی دکتر ناگهان زد روی ترمز، ادی وضعیت نشستنش را درست کرد. سخت است برنده به‌نظر آمدن وقتی کاملا مشخص است بازنده ای، ولی به‌هرحال ژست اهمیت دارد. 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

+ «به هر حال، مسئله اینه که من از پدرت متنفرم. نه، حالم ازش به‌هم میخوره.» - «این حق توئه.» + «ولی چیزی که شاید ندونی اینه که از تو هم زیاد خوشم نمی‌آد.» - «نه، این رو نمی‌دونستم.» + «می‌بینی؟ حتی ازم نمی‌پرسی چرا. به‌خاطر همین چیزهاست که ازت خوشم نمی‌آد. تو از خود متشکر و دماغ سربالایی. راستش از پنج سالگی همین طوری بودی.» - «این هم حق منه.» 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

- یاد تو لالایی میشه... @Ehsan_Boook

باشه باشه آخریش بود.

photo content
+4

🥂
🥂

"How I Met Your Mother" سریالی که تمومش کردم و حقیقتا هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر افس---صبر کنین صبر کنین---انه ای باشه. تو این
"How I Met Your Mother" سریالی که تمومش کردم و حقیقتا هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر افس---صبر کنین صبر کنین---انه ای باشه. تو این سریال شخصیتی بود به اسم «تد موزبی» که تو عمرم با هیچ کاراکتری توی فیلم و سریال ها به این اندازه همزاد پنداری نکرده بودم. واقعا لذت بردم از دیدنش، اگه ندیدین پیشنهاد میکنم حتما ببینین.

«ببین مارتی، ولش کن-- ذهنی رو که می‌خواد معماهای جهان رو حل کنه رها کن. تموم شد. تو باختی.» بابا با بی حالی گفت:«نه، تو ببین تری، اگه من غلط زندگی کردم، اگه گند زدم و باز هم گند بزنم، فکر می‌کنم حفظ وضعیت فعلیِ وجودِ پر از ضعفم خیلی خیلی کمتر تراژیکه تا اینکه بخوام خودم رو دقیقه آخر تغییر بدم. نمی‌خوام مرد در حال مرگی باشم که پنج ثانیه قبل از مرگش زندگی رو یاد می‌گیره. من از مسخره بودن خودم راضی ام و نمی‌خوام زندگیم تبدیل به تراژدی بشه. خیلی ممنون.» 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

+ یه چیزی رو به من بگو مارتی، این همه فکر کردن به مرگ تو رو کجا برده؟ - به گور پدرم بخندم اگه بدونم. + جسپر می‌گه تو فیلسوفی هستی که این‌قدر فکر کرده که به یه گوشه رونده شده. - جسپر اینو می‌گه؟ + راجع به اون گوشه بهم بگو. چه‌جوریه؟ چه‌طور رفتی اون‌جا؟ فکر می‌کنی چی می‌تونه بیاردت بیرون؟ - خلاصه می‌گم. چون آدم ها این‌قدر فانی بودن خودشون رو انکار می‌کنن که تبدیل می‌شن به ماشین های معنا، نمی‌تونم به هیچ چیز فراطبیعی باور داشته باشم، چون فکر می‌کنم خودم اون هارو به خاطر میل مذبوحانه‌ام به خاص بودن و بقا جعل کرده ام. - پس ماهیت گوشه رو فهمیدی؟ وقتی آدم ها مدام برای انکار مرگ، معنا خلق می‌کنن‌، چه‌طور می‌تونم بفهمم خودم اون تجربه رو جعل نکرده‌‌م؟ نمی‌تونم مطمئن باشم. بنابراین پیش فرضم اینه که خودم جعل‌شون کرده‌م. 📝 استیو تولتز 📚 جز از کل @Ehsan_Boook

آگاه باش که تو معمولا دانش خود را دست بالا می‌گیری. به پیش بینی ها بدبین باش، به خصوص آن هایی که از جانب افراد به اصطلاح متخصص ابراز می‌شود. با تعیین برنامه هایت، سناریوِ بدبینانه را در نظر بگیر. این گونه، برای قضاوت واقع بینانه تر از شرایط امکان بهتری داری. 📝 رولف دوبلی 📚 هنر شفاف اندیشیدن @Ehsan_Boook

photo content
+2

- چون مؤمن تو شدم لااُبالی‌ ام. @Ehsan_Boook

هر روز کمی قبل از ساعت 9 مردی با کلاه قرمز در میدان می ایستاد و کلاهش را با شدت تکان میداد. بعد از پنج دقیقه هم ناپدید میشد. یک روز مأمور پلیس سراغ او رفت و پرسید «چه کار میکنی؟» «دارم زرافه ها را از اینجا دور نگه میدارم.» «اما این جا که زرافه ای نیست» «خب پس من کارم را خوب انجام داده ام.» در کازینوها وقتی مردم به دنبال اعداد بالاترند تاس را تا میتوانند محکم می اندازند ولی اگر یک عدد کوچک بخواهند خیلی با احتیاط این کار را انجام میدهند. طرفداران فوتبال هم فکر میکنند میتوانند با حرکات دست و صورت در مقابل تلویزیون نتیجه ی یک مسابقه را تغییر بدهند که طبیعتاً این کار به همان اندازه بی معناست. به این گونه تفکرات، خطای توهم کنترل می‌گوییم. برای دکمه های باز کردن در و بستن در آسانسور نیز صادق است؛ بسیاری از آن ها اصلا به سیستم الکتریکی متصل نیستند. از چنین کلک هایی در ادارات بزرگ هم استفاده می‌شود: برای بعضی ها هوا همیشه گرم است و برای برخی هوا همیشه سرد. تکنسین های باهوش با قرار دادن دکمه های ساختگی تنظیم دما، توهم کنترل را ایجاد می‌کنند. این کار باعث صرفه جویی در مصرف انرژی و کاهش شکایت ها می‌شود. به چنین طرح هایی «دکمه های ساختگی» می‌گویند. 📝 رولف دوبلی 📚 هنر شفاف اندیشیدن @Ehsan_Boook