𝖠𝖻𝖽𝗂𝗍𝗈𝗋𝗒٬٬
الذهاب إلى القناة على Telegram
-𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘵𝘰 𝘥𝘪𝘴𝘢𝘱𝘱𝘦𝘢𝘳 𝘪𝘯𝘵𝘰🤎༉‧ -unknown: @Abditoryesbot
إظهار المزيد268
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-1230 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
يناير '25يناير '25
يناير '250
في 0 قنوات
ديسمبر '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+2
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+4
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+61
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+10
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+5
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '24
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+6
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+63
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+329
في 10 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 01 يناير | 0 |
منشورات القناة
«میدونی، بعضی روز ها توی تقویم و ساعت میگذره اما توی دل من همونجوری باقی می مونه.»
_یادداشت های او_
| 2 | میدونی مشکل کجاست؟ تو داستانی که نویسندش خودتی نقش فرعی بازی میکنی. هر قدمت رو اندازه میگیری، هر حرفت رو میسنجی، انگار داری با خطکش مینویسی.
شاید فکر میکنی خاصی، چون کسی مثل تو نیست. اما خاص بودن کافیه؟ وقتی هر تصمیمت یه واکنش به دنیای بیرونه، آیا واقعاً برای خودت زندگی میکنی یا فقط مشغول پاک کردن ردپای بقیهای؟ داری میبری یا فقط نمیبازی؟
بذار یه سوال بپرسم. تا حالا شده از خودت فرار کنی؟ دقیقا از خودت؟ چون این کار ترسناکه، نه؟ جایی که میری هم چیزی نیست جز خودت. خالص و بیواسطه.
و شاید واسه همینه که انقدر به این صداها چسبیدی. این صفحه، این فکرا، این سوالا. چون وقتی سکوت میکنی، یه چیزی توی تاریکی حرکت میکنه. شاید ازش میترسی.
حالا برگرد. یه بار دیگه از اول نگاه کن. این همه دویدن برای چیه؟ | 110 |
| 3 | امید های صبح در بعدازظهر دفن می شوند.
_فرانتس کافکا_ | 164 |
| 4 | لا يوجد نص... | 120 |
| 5 | 𝑚𝑒𝑙𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑒 | 116 |
| 6 | احساسی چون سوختن و خاکستر شدن. و چه عذاب آور است که حتی نمی توانم بگویم «دارم زجر می کشم.»
_شایو_ | 171 |
| 7 | و انسان ها وقتی کسی رو دوست دارن زیباتر به نظر می رسن. | 225 |
| 8 | گفت: «شاید زندگی اون جشنی نباشه که میخواستی بهش دعوت بشی، اما حالا که دعوت شدی تا میتونی برقص.» | 329 |
| 9 | Tree.mp3 | 231 |
| 10 | لا يوجد نص... | 236 |
| 11 | درنهایت آخرین صحنه ی زندگیم تویی، خب فکر کنم این یعنی که زندگی خیلی خوبی داشتم.
🎬Mr. Plankton | 228 |
| 12 | لا يوجد نص... | 209 |
| 13 | پاییز. | 237 |
| 14 | گفت: «درد بزرگی ست که آدم خودش را گم کند.» | 258 |
| 15 | 𝑚𝑒𝑙𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑒 | 221 |
| 16 | شوک حاصل از ملاقات مجدد با یک فرد و پیبردن به این واقعیت که تصویر ذهنی شما از او بهشدت منسوخ شده؛ دلیلش شاید این باشد که آنها بزرگ یا پیر شدهاند، از هم فروپاشیده یا خود را به عبارتی جمعوجور کردهاند.
_واژه نامهی حزن های ناشناخته_ | 256 |
| 17 | _سه قطره خون_ | 223 |
| 18 | باید شنیده باشید که میگن همه ی ما نقاشی خدا هستیم. اما گاهی احساس می کنم خدا یک جاهایی و موقع خلق کردن بعضی ها از رنگ های بیشتری استفاده کرده، با عشق بیشتری قلم رو به دست گرفته و ظرافت بیشتری به کار برده. انگار که آفریده شده باشن برای تماشا شدن، برای تحسین شدن و برای زیبا تر کردن دنیا.
_یادداشت های او_ | 234 |
| 19 | لا يوجد نص... | 213 |
| 20 | لا يوجد نص... | 206 |
