لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك
𝗙𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹
قناة بسيطة
𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒐𝒖𝒓☆𝒎𝒐𝒕𝒆𝒍 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 : @Firstkhao_girl 𝑪𝒐𝒏𝒕𝒂𝒄𝒕 : @Firstkhaotungbot
إظهار المزيد3 168
المشتركون
-624 ساعات
-367 أيام
-17530 أيام
134
عرض المشاهدات
~ 9324 ساعات
~ 10548 ساعات
4.23%
معدل المشاركة
~ 15
المشاركات في اليوم
أرشيف المشاركات
3 168
+1
آپدیت پست اینستاگرام پیجا :
وای قیافهی خاتانگ😭😭😭حسودیش شده😔
و مومو به همراه بچههای عموهاش💞ᨳ˵ #First #Khaotung #Ja #Yuzumumu #IG ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
+2
آپدیت توییتر پیجا و quote فرست و ریپلای خاتانگ :
پیجا : مامان ها (فندوم منظورشه) وقتی از کاخ بیرون اومدید به چپ بپیچین ، سر چهار راه به راست بپیچین و اول برگردید به معبد تا ادای احترام و عبادت کنید🙏🏼
🐈⬛ : بذارین اول مراسم قصر ازدها تموم بشه بعدش باهم میریم داخل قصر مامان ها ، عید چینی میبینمتوننن
پیجا : فقط کالری رو تقسیم میکنیم بقیه چیزها رو تقسیم نمیکنیم
وای🤣🤣🤣🐈 : مامان خون (کاراکترش تو دراگون) میخواد برگرده به قصر قصر هم منظورشون تو جایی که رقص اژدها رو میرن فکر کنم پیجا : مامان برات یه کولر اجازه میکنه و برات بوا (یه نوع دسر) هم میخره نونگ خون ، فقط یکم دیگه تحمل کن عزیزم ᨳ˵ #First #Khaotung #Ja #IndivisibleDragon #tweet ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
Repost from 𝗍𝗁𝖾 𝗂𝗇𝗏𝗂𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖽𝗋𝖺𝗀𝗈𝗇
𝁠 𝖭𝗈𝗏𝖾𝗅 : 𝖺 𝗌𝖾𝖺𝗌𝗈𝗇 𝗍𝗈 𝗋𝖾𝗆𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋
𝁠 𝖲𝖾𝖺𝗌𝗈𝗇 : 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗂𝗇𝗍𝖾𝗋
⋆ خلاصه: سه برادر از خانوادهی اشرافی که هر سه نفر اخلاق و زبون تندی دارن و هر کدوم یه داستان و فصلی رو از سر میگذرونن. اما داستان ما حول محور زمستون، با پونماروت که عشق اولش رو فراموش کرده و کتکلائویی که بعد ده سال برمیگرده میچرخه. عشقِ نافرجامی که بعد از فهمیدن اینکه پونماروت فراموشش کرده، تبدیل به یه سیلی رو صورتش میشه.⋆ 𝓣𝗁𝖾 𝖼𝗁𝖺𝗋𝖺𝖼𝗍𝖾𝗋𝗌 . ⋆ 𝗉𝖺𝗋𝗍 𝟣 ,
3 168
+6
آپدیت پست اینستاگرام پیجا :
والا من نفهمیدم پیجا کارگردان این سریالی یا نه😭😭😭😭
3 168
+1
یه پخش کوچولو از ناول season to remember :
پون : پس این همون خون نو کتکلاو عه که همه میگن بدنام ترین شرور و دردسرسازِ پایتخته؟
کلاو : …
پون : هوم ، پس تو چیزی بیشتر از یه سگ با نژاد کوچیک و ادعاهای بزرگی نیستی که همیشه دنبال اینکه به هر کسی که از کنارش رد میشه پارس کنه و تهدیدش کنه!
کلاو : پس در این صورت… اگه من سگم توهم احتمالا با من فرقی نداری؟
پون : چی؟؟
کلاو : چون اگه هر دومون سگ نبودیم…
پون : …
کلاو : احتمالا نمیتونستیم باهم ارتباط برقرار کنیم یا حرف همدیگه رو بفهمیم مگه نه؟
کلکل هاشون قراره اینطوری باشه💁🏻♀️
یاد سگ پیر افتادم
😭😭😂😂ᨳ˵ #ASeasonToRemember ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
یکم هم اسپویل از ناول «A Season to Remember» ببینیم
پونماروت شخصیت فرسته و کتکلاو شخصیت خائو.
ممکنه داستان سریال با رمان تفاوتهای زیادی داشته باشه. ولی کلی بخوام براتون بگم :
پونماروت کوچکترینِ سه برادره. توی این خانواده اشرافی، همه مردها زبون تندی دارن و بیپروا حرف میزنن؛ اما پونماروت از همه بدتره و بیشتر از همه مستحق یه سیلیه. در مقایسه با اون، دو برادر بزرگترش فرشتهان.
اون یه پسر خوشگذران و زن بازه که بهش لقب «ببر» دادن؛ چون واقعاً یه دل خیلی از زنها رو میبره. پدر و مادرش هم فکر میکنن فقط داره خوش میگذرونه.
زندگی روزمرهش، جدا از کار، به بار رفتن و وقت گذروندن با دخترهای مختلف میگذره.
پونماروت هنوز از آسیب عاطفی رابطه قبلیش رنج میبره و به همین خاطر نمیتونه وارد رابطه جدیدی بشه.
زبون تندش باعث میشه با یه جنتلمن جوان به اسم کتکلاو، پسر دوستان صمیمی پدر و مادرش، دعواش بشه.
این دو از بچگی همدیگه رو میشناختن، اما پونماروت اصلاً اونو به یاد نمیاره؛ ولی کلاو خوب یادشه! اون هنوز پونماروت رو بهعنوان یه پیِ مهربون و دوستداشتنی به خاطر داره. اما زمان آدمها رو تغییر میده و حالا پونماروتی که دوباره میبینه، یه پلیبوی بیادب و گستاخ شده.
بعد از ۱۰ سال دوباره همدیگه رو میبینن و اولین اتفاقی که بینشون میافته، دعواست!
کتکلاو هیچوقت عشق اولش رو فراموش نکرده و هنوز هم همون علاقه عمیق رو بهش داره. حتی وقتی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و با آدمهای زیادی آشنا شد، باز هم نتونست پونماروت رو از یاد ببره.
اما پونماروت برخلاف اون، کاملاً فراموشش کرده و تازه بعد از گذشت مدتی کمکم خاطراتش برمیگردن.
خلاصهش:
پونماروت و کتکلاو از بچگی همدیگه رو میشناختن، چون خانوادههاشون از قدیم با هم دوست بودن. پونماروت یه پیِ مهربون و دوستداشتنی بود و عشق اول کتکلاو هم محسوب میشد؛ اما اتفاقاتی باعث شد ۱۰ سال از هم دور بمونن.
توی این مدت، پونماروت تبدیل به یه پلیبوی خوشگذران شد که بیشتر وقتش رو توی بارها میگذرونه و همهچیز، حتی کتکلاو رو هم فراموش کرده. از طرفی بهخاطر آسیب عاطفی گذشتهش وارد هیچ رابطهای نمیشه.
اما کتکلاو تمام این سالها عشق اولش رو به یاد داشته و هیچوقت نتونسته دوست داشتنش رو کنار بذاره.
3 168
یکم هم اسپویل از ناول «A Season to Remember» ببینیم
پونماروت شخصیت فرسته و کتکلاو شخصیت خائو.
ممکنه داستان سریال با رمان تفاوتهای زیادی داشته باشه. ولی کلی بخوام براتون بگم :
پونماروت کوچکترینِ سه برادره. توی این خانواده اشرافی، همه مردها زبون تندی دارن و بیپروا حرف میزنن؛ اما پونماروت از همه بدتره و بیشتر از همه مستحق یه سیلیه. در مقایسه با اون، دو برادر بزرگترش فرشتهان.
اون یه پسر خوشگذران و زن بازه که بهش لقب «ببر» دادن؛ چون واقعاً یه دل خیلی از زنها رو میبره. پدر و مادرش هم فکر میکنن فقط داره خوش میگذرونه.
زندگی روزمرهش، جدا از کار، به بار رفتن و وقت گذروندن با دخترهای مختلف میگذره.
پونماروت هنوز از آسیب عاطفی رابطه قبلیش رنج میبره و به همین خاطر نمیتونه وارد رابطه جدیدی بشه.
زبون تندش باعث میشه با یه جنتلمن جوان به اسم
کتکلاو
، پسر دوستان صمیمی پدر و مادرش، دعواش بشه.
این دو از بچگی همدیگه رو میشناختن، اما پونماروت اصلاً اونو به یاد نمیاره؛ ولی کلاو خوب یادشه! اون هنوز پونماروت رو بهعنوان یه پیِ مهربون و دوستداشتنی به خاطر داره. اما زمان آدمها رو تغییر میده و حالا پونماروتی که دوباره میبینه، یه پلیبوی بیادب و گستاخ شده.
بعد از ۱۰ سال دوباره همدیگه رو میبینن و اولین اتفاقی که بینشون میافته، دعواست!
کتکلاو هیچوقت عشق اولش رو فراموش نکرده و هنوز هم همون علاقه عمیق رو بهش داره. حتی وقتی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و با آدمهای زیادی آشنا شد، باز هم نتونست پونماروت رو از یاد ببره.
اما پونماروت برخلاف اون، کاملاً فراموشش کرده و تازه بعد از گذشت مدتی کمکم خاطراتش برمیگردن.
خلاصهش:
پونماروت و کتکلاو از بچگی همدیگه رو میشناختن، چون خانوادههاشون از قدیم با هم دوست بودن. پونماروت یه پیِ مهربون و دوستداشتنی بود و عشق اول کتکلاو هم محسوب میشد؛ اما اتفاقاتی باعث شد ۱۰ سال از هم دور بمونن.
توی این مدت، پونماروت تبدیل به یه پلیبوی خوشگذران شد که بیشتر وقتش رو توی بارها میگذرونه و همهچیز، حتی کتکلاو رو هم فراموش کرده. از طرفی بهخاطر آسیب عاطفی گذشتهش وارد هیچ رابطهای نمیشه.
اما کتکلاو تمام این سالها عشق اولش رو به یاد داشته و هیچوقت نتونسته دوست داشتنش رو کنار بذاره.
3 168
+1
یکم با کاراکترهای پونمارت و کتکلاو اشنا بشیم :پونمارت(کاراکتر فرست) : -۲۶ ساله -دیپلماته -زندگی شبانه رو دوست داره -از اینکه باعث ناراحتی کتکلاو بشه متنفرعع -هدفش اینکه که هیچوقت کتکلاو رو ناراحت نکنه شعارش : روزها کار ، شب ها تفریح ، باید از زندگی نهایت استفاده رو برد
از اوناست که گور بابای بقیه کتکلاو مهمه فقطکتکلاو (کاراکتر خاتانگ) : -۲۴ ساله -کاراموزیت که داره کار حرفهای رو یاد میگیره -عطر و ادکلن رو دوست داره -از سکوت خوشش نمیاد -هدفش اینکه عشق پی (پونمارت) رو بدست بیاره شعارش : با تمام توانت تلاش کن ، حتی اگه به نتیجه نرسیدی دست کم پشیمون نمیشی که چرا امتحانش نکردی
شعارشو دوست داشتم
و مثل اینکه هر سه تا برادر رد فلگن ، پون بدتر از همهشونه😔🙏🏼ᨳ˵ #ASeasonToRemember ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
آپدیت توییتر پیجا :
پیجا : فرستخائو خودشون باهم بازی میکنن باهم جیغ میکشن و ذوق میکنن ، برای هم داد میزنن ، به اندازهی کافی شیطون هستن
یا بودا… این عکس…
بازوهای فرست🛐🛐🛐🛐🛐
وای خاتانگ😭😭😭😭🛐🛐ᨳ˵ #GMMTVNEXT #Ja #ASeasonToRemember #tweet ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
+4
آپدیت پست اینستاگرام nattaboon :
از الان منتظر این سریالم😭😭🤌🏼ᨳ˵ #ASeasonToRemember #IG ⸝⸝♡ 𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
3 168
اتفاقات امروز رو از اینجا میتونید چک کنید❤️🔥 ریکت هم بدید و منتظر جیغ و دادهاتون هم تو کامنت ها هستیم💞
3 168
خب امروزمون رو هم با رابطهی تاکسیک و انمیز تو لاورز وینترکلاو تموم کنیم😔❤️🔥
ᨳ˵ #ASeasonToRemember #video ⸝⸝♡
𓄹°˖ 𝗳𝗶𝗿𝘀𝘁𝗸𝗵𝗮𝗼’𝘀𓃠𝗺𝗼𝘁𝗲𝗹 ₊°𓄼
متاح بعد تسجيل الدخول
بتسجيل الدخول إلى الخدمة، فإنك تؤكد أن عمرك 18 عامًا أو أكثر.
