ar
Feedback
Eror 1000 + 1

Eror 1000 + 1

الذهاب إلى القناة على Telegram

اینجا صمیمی تر از دل حرف میزنم:)

إظهار المزيد
181
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
اشک می‌ریزی و می‌گویی: پس رویاهایمان چه؟ می‌بوسمت و می‌گویم: بخواب،‌ در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.

مامان باباها چون تجربه جنگ ايران-عراق رو دارن انقد ريلكسن؟

:) تراپیم جواب نیست ایدین

قشنگ هممون يه دوره تراپي نياز داريم بعد اين موضوعات

مدیریت بحران بابام از صدای انفجار ترسیدیم میگه نگران نباشید ی هندونه بیار بخوریم

انگار بیشتر دلمون بغل میخواد توی این شرایط… اِی

۲۴ سالگیم نباید اینجوری باشه تف بهت اخونددددد که هر چی کشیدیم از تو بود

از میزان صدا و جیغ گریه ام گرفته:)

اون از گذشتمون، اینم از آینده.

جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت! و باقى می‌ماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمان‌شان نشسته‌اند نمی‌دانم چه کسى وطن را فروخت اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت؛ -محمود درویش

من از مردن نمیترسم، از ازدست‌دادن میترسم

اینم‌ تیکه اخر پازلی بود که توی طول زندگیمون نچشیده بودیم… جنگ :)

‏دهه هفتاد وهشتاد فقط دماوند فوران نكرده بريزه روسر وصورتمون (:

هر خبری که از اصفهان و‌شیراز و تبریز و‌کرمانشاه میرسه قلبم میریزه نگران دوستامم:)

پام رسید تهران موشک زدن توی شهر

یه روز میای سراغم که خیلی وقته از میو کردن افتادم.

‏منم پسرخوشگله میخوام ولی فقط پسرکصکشه به تورم میخوره.

از پسش برمیام؛ من همیشه یه‌جوری از پسش براومدم.

Repost from N/a
‏روانِ ما هم مثل حلوایِ سر مزاره، هر کی میرسه یه انگشت میکنه توش.

‏من سرد نیستم، فقط تو‌ آدمی نیستی که دلم بخواد باهاش گرم بگیرم.