ar
Feedback
آبیِ مَنْ💙

آبیِ مَنْ💙

الذهاب إلى القناة على Telegram

حس‌و‌حال‌نوشت، هیچ‌نوشت و‌ روز‌نوشت.

إظهار المزيد
279
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

این بار فیلم KAL HO NAA HO بود و من با عالم از احساسات…! ~

هر آن‌چیزی که هیجانم را برمی‌انگیزد و ذوق می‌کنم، به هر کوچهٔ که می‌پیچم، به هر چیزی که قابل ستایش‌اند؛ فقط یک‌چیز را در ذهنم تکرار می‌کند، کاش بودی تا هر جا با تو می‌رفتم و در مورد هر چه با تو صحبت می‌کردم. ~

ای نازنین پسر، تو چه مذهب گرفتهٔ؟ کت خون ما حلال تر از خون مادرست حافظ

+2

+7
جان استن‌بک رمان نویس آمریکای در کتاب «روزگاری جنگی درگرفت» صحنه‌های از جنگ را توصیف می‌کند که در زمان خبرنگاری‌اش به چشم دیده است. او در این کتاب به مسائل جسمی و روانی و عاطفی مردم درگیر جنگ، به ویژه سربازان آمریکایی می‌پردازد. و به نوعی برخورد واقعی آدم‌ها را با جنگ و پیامد‌های آن نشان می‌دهد. در این کتاب فقط با یاداشت‌های دوران خبرنگاری استن‌بک برمی‌خوریم، با وجود اینکه او جنگ را تفسیر نمی‌کند اما چهرهٔ خشن جنگ را روشن می‌سازد. ‌پ‌ن: به کسانیکه خاطره‌خوانی را دوست دارند پیشنهاد می‌کنم، اما بر خودم آن‌چنان جالب تمام نشد. ~

دو صنفی دارم که خواهرا هستند و بسیار کارها و گپ‌های‌شان جالب است. کتابی که می‌خوانند «منظره مرگ» نام دارد و کتاب مورد علاقه‌شان است. فیلم‌های که می‌بینند، جادوی سیاه و داستان‌های جن است. گپ‌های که می‌زنند کشتن و تکه کدن آدم‌ها است. از اعتقادات‌شان نمی‌فهمم چه بگویم که هر فیلم را که می‌بینند باز فکر می‌کنند در واقعیت هم اتفاق می‌افتد. شکایت‌شان از این است که هیچ‌کس با ما دوست نمی‌ماند…🤦🏻‍♀️ ~

photo content

باز هم از #محموددرویش بخواندم. ~
+1
باز هم از #محموددرویش بخواندم. ~

فردا شب چه کسی زنده خواهد ماند؟ من یکی زنده می‌مانم. تا حالا هیچ‌کس در جنگ کشته نشده. حتماً نمی‌توانسته کشته شود و اگر قرار بود هرکس در جنگ کشته شو. اصلاً جنگی رخ نمی‌داد. اما در این شب آخر، در میان مهتاب، هر فرد به دیگری بیگانه‌وار نگاه می‌کند و مرگ را در آنجا می‌بیند. این لحظه دهشت‌انگیزترین زمانه‌هاست، این شب قبل از هجوم به دست سربازان تازه نفس. آنان هیچگاه دوباره مانند حالا نخواهند بود. #روزگاری‌جنگی‌درگرفت #جان‌استن‌بک #محمدرضاپورجعفری ص: ۱۶۰

به سپیده دم قسم که با یاد تو آغاز می‌کنم زندگی را و نور خانه‌ام می‌شود پناه‌ام تا چشم باز می‌کنم خودم را میان ذره‌هایش می‌بینم غرق شده و غباری که از دورترین روزنه با «دوستت دارم» می‌آید شاید همین تنها داروی‌ست که مرا به «تو» می‌رساند و غرق می‌کند تا به رقص آیم در میان غبار نورهایی که تنم را پیچیده‌اند آن‌چنان که تو را در جان و تنم می‌بینم و مست می‌شوم از زندگی و تو. ~

از او وقت‌های که خودم را به دست کودک درونم می‌سپارم. ~

دیوانه‌گی‌ها. ~

از او فیلم‌های‌ست که بارها دیده‌ام و با هربار دیدن، انگار به اولین‌بار می‌بینم و هنوز هم با دیدنش مثل بار اول احساساتی می‌شوم. ~

یک خلوت خوش❤️🥲 ~

هر چه در این جنگ آدم کمتر کشته شده جنگ افزار بیشتری از بین رفته است. سلاح در برابر سلاح می‌جنگد، نه انسان در برابر انسان. #روزگاری‌جنگی‌درگرفت #جان‌استن‌بک #محمدرضاپورجعفری ص: ۱۵۰

photo content
+1