ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

قناة بسيطة

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

إظهار المزيد
878
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from myVIP
user.3009274.jpg
user.3009274.jpg

این دومین تحلیل بنده بر قسمت‌های باب اسفنجی است. تحلیل اول (ارتباط اپیزود Sb-129 با هستی‌شناسی هایدگری، پدیدارشناسی و ابرانسان نیچه) را از این پست بخوانید.

🔴 ولیکن این تنها بخشی از ماجراست. از طریق خوانش هگلی می‌توان «تفاوت سلبی» (Negative difference) را به پیش کشید: واژه نرمال ت
🔴 ولیکن این تنها بخشی از ماجراست. از طریق خوانش هگلی می‌توان «تفاوت سلبی» (Negative difference) را به پیش کشید: واژه نرمال تنها در کنار واژه غیر نرمال معنا پیدا می‌کند. این همان دیالکتیک معروف ارباب و برده است. 🔴 برای این که اربابی بتواند خود را «ارباب» بنامد و هستی‌شناسی خود را این گونه تبیین کند، نیازمند واژه‌ای مانند «برده» است تا به کمک آن بتواند تفاوت و هستی خاص خود را مشخص سازد. این منجر به دیالکتیک آیرونیکی می‌شود: ارباب برای هستی خود همانقدر نیازمند برده است که برده نیازمند اوست. 🔴 این همان سنتزی است که در پایان اپیزود رخ می‌دهد. در جامعه‌ای که همه «نرمال» هستند، هستی افراد نرمال (اختاپوس) بی‌معنا می‌شود. در پایان اپیزود، اختاپوس به این درک می‌رسد که هستی‌شناسی اون نیازمند بازشناسی هستیِ باب اسفنجی (یک فرد غیرنرمال) است.

🔴 تفاوت میان این دو دیدگاه هگل و کیرکگور، اساس از خود بیگانگی مدرن را تشکیل می‌دهد. 🔴 واژه‌ای همانند «نرمال» در واقع ستیز گ
🔴 تفاوت میان این دو دیدگاه هگل و کیرکگور، اساس از خود بیگانگی مدرن را تشکیل می‌دهد. 🔴 واژه‌ای همانند «نرمال» در واقع ستیز گزاره «درونی بیرونی است و بیرونی درونی» بر هستی شناسی خاصِ فردگرای باب اسفنجی است. در تلاش برای بازشناخته شدن (Recognition) باب اسفنجی به «درونی بیرونی است» تن می‌دهد و خود را «نرمال» می‌سازد. 🔴 واژه‌ای مانند «دیگری» که توسط جامعه‌شناسان قرن بیستمی مطرح شد برای تبیین افرادی که هستی شناسی آنان توسط سنت اجتماعی حاکم به حاشیه برده شد، به کار گرفته شده است. افرادی مانند زنان، جیپسی‌ها، سیاه‌پوستان، هم‌جنس‌گرایان و در بیکینی باتم باب اسفنجی

🔴 متفکرانی چون کیرکگور واژه (existence) را بر نحوه وجود خاص انسان اطلاق می‌کنند که به عقیده آنان، با اراده، انتخاب و فردیت ه
🔴 متفکرانی چون کیرکگور واژه (existence) را بر نحوه وجود خاص انسان اطلاق می‌کنند که به عقیده آنان، با اراده، انتخاب و فردیت همراه است، کیرکگورنظام فلسفی هگلی را نقد می‌کند که هیچ جایی برای فرد و هستی خاص او باقی نمی‌گذارد. برای هستی داشتن نباید خود را در جمع یا کلیت غرق کرد. به عقیده او انتزاع و جماعت، خود حقیقی را نابود می کند، و به اعتقاد وی به خاطر بزدلی و بی همتی نسبت به هستی است که مردم می‌خواهند در جمع و توده ذوب شوند زیرا لیاقت ندارند که خود «کسی» باشند و به همین سبب در زیر لوای جمع تبديل به چیزی مثل بقیه چیزها می شوند. هر انسان تا آنجا که خودش است تنهاست و دائما در حال شدن و انتخاب است پس مهم‌ترین ویژگی های هستی انسان فردیت، تنهایی، گزينش و شدن است. (این بند از چنل جامعه شناسی زن روز برداشته شده است) 🔴 از همین رو کیرکگور علیه گزاره فلسفی «درونی بیرونی است و بیرونی درونی» بر می‌خیزد و با بر افراشتن Existence، هستی‌شناسی فردگرایانه را بنا می‌کند

🔴 یک شخص می‌تواند این گونه ادعا کند که از لحاظ «درونی» وی یک فرد شجاع است زیرا که اقدام به صعود یک کوه صعب‌العبور کرده است، اما روح حاکم بر جامعه او را فردی «احمق» و «بی مسئولیت» می‌داند؛ این همان «بیرونی» است. 🔴 اما چرا بین «درونی» و «بیرونی» همانندی وجود دارد؟ مگر ما همواره ستیز بین «درونی» و «بیرونی» را در زندگی خود و دیگران لمس نمی‌کنیم؟ استدلال هگل برای دفاع از این همانندی، یک استدلال هرمنوتیکی است: این که اصلا ما موفق به سخن گفتن درباره «اخلاق»، «شجاعت» و یا «حماقت» می‌شویم مدیون سنت اجتماعی‌ای است که چنین زبان و افق اخلاقی را به ما داده است. این که اصلا ما می‌توانیم وارد گفتمان بشویم به خاطر این است که همه ما به کمک ساختارهای مشترک اجتماعی به درک یک دیگر می‌رسیم. ما مفهوم هستی خودمان را به کمک زبان و سنت اجتماعی درک می‌کنیم (به کمک Outer) نه به کمک یک زبان و سنت اجتماعی شخصی (نه به کمک Inner) خوب است یادآور شویم که چطور ویتگنشتاین یک قرن بعد، استدلال قوی‌ای را مطرح کرد که چرا ما یک زبان شخصی و خصوصی نداریم. درک ما از خودمان به کمک تاروپود‌های اجتماعی (زبان و سنت) شکل می‌گیرد. 🔴 یک شخص می‌تواند این زبان، این سنت، این ارزش‌بخشی، را بپذیرد یا رد کند یا با بخشی از آن موافق باشد اما زیرساخت ادراکی او به کمک همین زبان اجتماعی شکل گرفته است و او شاید بتواند آن را نفی کند اما نمی‌تواند نهی کند. فهم ما از یک عمل به کمک واکنش ما به عوامل بیرونی (سنت، زبان، دین، ایدئولوژی و ...) شکل داده می‌شود. ما آزادی این را شاید داشته باشیم که علیه این عوامل بیرونی اقدام کنیم و به آن خاطر ضد اخلاقیات حاکم برخیزیم اما هرگز نمی‌توانیم بدون آن چیزی را بفهمیم. درک شخصی ما از خودمان نیز به کمک همین عوامل بیرونی است زیرا هیچ زبانِ درونی‌ای وجود ندارد. بیرونی درونی است و درونی بیرونی.

🔴 ریشه این گزاره فلسفی را می‌بایست در فلسفه هگلی (که فلسفه حاکم بر قرن هجدهم اروپا بود) دانست. کیرکهگور با پیش کشیدن دو زندگ
🔴 ریشه این گزاره فلسفی را می‌بایست در فلسفه هگلی (که فلسفه حاکم بر قرن هجدهم اروپا بود) دانست. کیرکهگور با پیش کشیدن دو زندگی متفاوت (این یا آن) به نقد فلسفه هگلی می‌پردازد؛ فلسفه‌ای که به عقیده کیرکهگور نقش شخص و فردگرایی (Individual) کم‌رنگ شده است و به جامعه و سنت اجتماعی حاکم نقش مبالغه‌آمیزی داده شده است. کیرکهگور در تلاش برای تبیین دیالکتیک بین جز و کل (بین فرد و جامعه) است تا به کمک آن هستی‌شناسی فردگرایانه را بنا کند. هستی‌شناسی‌ای که بعدها به اگزیستانسیالیسم منجر شد.

تحلیل و واکاوی اپیزودِ Not Normal از باب اسفنجی از طریق خوانشی هگلی و کیرکگوری «ای خواننده عزیز، مطمئنم شما هم در صحت این قضی
تحلیل و واکاوی اپیزودِ Not Normal از باب اسفنجی از طریق خوانشی هگلی و کیرکگوری «ای خواننده عزیز، مطمئنم شما هم در صحت این قضیه فلسفی معروف که «درونی بیرونی است و بیرونی درونی» دچار شک گشته‌ای». کتاب «یا این یا آن» از سورن کیرکهگور این چنین آغاز می‌شود. می‌توان این شاهکار تاثیرگذار را تلاشی برای واکاوی و ساخت‌گشایی گزاره «درونی بیرونی است و بیرونی درونی» دانست.

Not Normal وقتی اختاپوس به باب اسفنجی می‌گوید  که او عادی نیست، باب اسفنجی تلاش می‌کند به موجودی عادی تبدیل شود... #دوبله_شبکه_پویا Imdb 7.1 #Season6 Episode 4 @babesfanjifans

Repost from N/a
Hey there! Here I share the progress of teaching myself how to make art - as a pleasant way of self-expression, and I am glad
Hey there! Here I share the progress of teaching myself how to make art - as a pleasant way of self-expression, and I am glad to have you as a witness 🦭 Reshares and shout-outs would be appreciated!💙