Ati
قناة بسيطة
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
إظهار المزيد189
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
189
همین بود کلا
باباااااش خیلی گوگولی بود 🥹
بهم گفت عروس گلم
یهو گفت بابا جون نخوای ناراحت شی من خیلی ذوق دومادی ... دارم
هیچی نگفتم من 🫠🫠
189
دیگه اومدیم بیرون
مامانش گفت چی شد من خیلی ذوق دارم 😐🤣 که پسره گفت اجازه بدید خود عاطفه فکر کنه
باباش فکر کنه بعد تصمیم بگیره
به مامانش گفت عجله نکن مامان من خودم میخوام زمان بدم بهشون
بعد دیگه باباش ی ذره صحبت کرد
یهو وسط حرفا پسره رو کرد بهم گفت میدونستی مامان ندیده بودتت وقتی ام میخواستم بهش بگم ی هفته فکر کردم چطوری بگم وقتی ام گفتم
گفته چ عجبببب تو دلت زن خواست
بعد گفت ی ذره دیدم ریخته بهم مامانم
گفتم مامان برو خونشون قول میدم ببینیش خوشت بیاد
بعد گفت بهم مامانم اولین بار که دیدت اومد خونه گفت منم دوسش دارم پسندم شده
انتخاب خوبی داشتی
گفتم خیلی ممنون لطف دارید 😐🤣
189
دیگه ی ذره حرف زدیم
بهم گفت من ازت الان جواب نمیخوام
فکر کن
اجازه بده همینطوری در ارتباط باشیم .حضوری سختته با گوشی
هر جور خودت راحتی
برنامه خاصی اگه داری برا زتدگیت بودنم تمرکز تو میریزه بهم بگو ک بدونم بازم صبر کنم بعد بیام
189
گفتم ببخشید ولی نمیتونم از برنامه هام بگم
بعدش گفت مشکلی نیست
یهو بهم گفت حتی نمیخوای بپرسی کجا دیدمت ؟
اینجا خجالت کشیدم سکوت کردم
دیگه آدرس داد فلان روز تو خیابون فلان جا اولین بار دیدمت
بعدش ۵۰۰ تا آدرس دیگه داد کجاها دبذمت 😐🤣
من اصلا یادم نیست آخه اصلا دیدمش یا ن
ولی اولین بار رو که آدرس داد یادم اومد 😁
189
اولین حرفی زد بهم گفت به خدا من میدونم بدون فکر و تحقیق بهم جواب ن دادید
چرا نرفتی تحقیق
چرا بهم اجازه حرف زدن ندادی حتی
گفتم من راستش قصد ندارم بخاطر همین گفتم همون اول جواب بدم
یهو گفت اصلا اخلاق یا خودمو میشناسی مگ ک انقد رک میگی ن 🥲😂
گفتم بحث اخلاق رفتار نیست
ن تنها شما من کلا قصد ندارم
گفت پس برنامه دیگه ای داری
درسی ، کاری دانشگاهی هر چی باشه من باهات موافقم
189
دیگه ب بابام گفت من میدونم و دیدم و شنیدم حتی چقدر رو دخترت حساسی و دوسش داری
منم قصد ندارم بخوام عجله ای جلو بریم
فقط خواستم بیام بگم
اجازه بدید حداقل سه چهار بار رفت و آمد کنیم حداقل بعد جواب بدید
دیگه ب بابام گفت دو ماه ۶ ماه سه سال هرچقدر هم بخواید من صبر میکنم و هیچ مشکلی ندارم
189
بعدش رو کرد بهم گفت اتفاقا من دوست داشتم قبل اینکه خانواده ها در جریان باشن
قبلش باهم در ارتباط باشیم
ولی خب شما هیچ راهی برای من قرار نداده بودید
سرم انداختم پایین این لحظه بچها قلبم داشت کنده میشد 🥲🥲
بعدش ب بابام گفت من همچنان به خانوادم نگفته بودم
چند بار از در خونه رد شدم ببینم دخترتون میبینم ولی موفق نشدم
تا اینکه از ی نفر شنیدم پسر خالش خواستگارش چند ساله
منم گفتم بهتر جای اینکه زمان رو از دست بدم
خانوادمو در جریان بزارم
ک حداقل از راه درست بیام جلو
گفت من به مادرمم گفتم رفتی حتما بگو
تا هر وقت خودتون بخواید و اجازه بدید ما فقط با هم در ارتباط باشیم بعد تصمیم بگیرید
گفت اینحوری من درست تر اومدم جلو
تا خواسته بودم دزدکی بیام جلو و نگران باشم یهو شما بفهمید و...
189
پسره شروع کرد صحبت کردن با بابام گفت که صدا بزنن منم برم بشنوم
رفتم
رو کرد به بابام ب بابام گفت من خیلی ساله نزدیک دو سه ساله راستش دخترتون دیدم تو فکرش بودم
چندین بار هم اومدم بیام جلو ولی خب شماره یا راه ارتباطی پیدا نکردم
چندین بار از آدمای مختلف خواستم ازش چیزی پیدا کنم پیدا نشده
اینم گفت که اینستا گرام به پیج دخترتون درخواست و پیام دادم ن پیامم جواب داده شده ن در خواستم قبول شده
