دُنآرام.
الذهاب إلى القناة على Telegram
چیستم من کیستم؟ خسته ای دیوانه ام. https://t.me/BluChtBot?start=62a7a909b9d8ad898e Goodreads:https://www.goodreads.com/itscillin
إظهار المزيد113
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
113
Repost from N/a
"Nothing ever ends poetically. It ends and we turn it into poetry. All that blood was never once beautiful. It was just red."-Kait Rokowski
113
من بخاطر انداختن تنها این عکس دو سه کیلو عرق شرم ریختم که بعدش شبیه اسپانسر برند «ایستک» به نظر برسم؟
113
#ازدیدههایم
هر بار که از جلوی مغازه اش رد میشم یادم میفته که میخواستم چند کلمه ای رو درموردش اینجا بنویسم. مغازه کوچیکش رو به یکی از میدون های شهره. اگه بخوام خیلیخوشبینانه نگاه کنم مساحت مغازش سه در چهار متره که همون رو با یه دستگاه کپی، یه قفسه پر از خرت و پرت، دوسه بسته کاغذ آچهار و دوتا چهارپایه چوبی پر کرده. هرموقع که کلمه «نامه نگاری» نوشته شده با رنگ آبی روی شیشه مغازه اش رو میبینم با خودم میپرسم :« آقای نامه نگار مگه این روزا کسی نامه مینویسه؟!» نمیدونم شاید آقای نامه نگار قصه ما عادت داشته برای معشوقش نامه بنویسه تا بگه چقدر عاشق چشمای سیاه و زلف پریشونشه! شایدم اونقدری نامه بدون جواب برای معشوقش نوشته که آدمای گوشه و کنار شهر برچسب نامه نگار رو بهش چسبوندن... شایدم واقعیت اونقدرا هم رمانتیک نیست و آقای نامه نگار ما صرفا از قضا شده آقای نامه نگار قصه ما...
