کوچندهٔ اجباری
الذهاب إلى القناة على Telegram
کوچندهی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml
إظهار المزيد203
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
در جواب جمله ی (استغربت! لماذا تأخرت کثیرا؟) استاد راهنما ، صداقت بهترین راهه🚶🏻♀️
وقتی کل دیروز فکر کردم راستش رو بگم یا بهانه بیارم😂🫠
Repost from عصفورة قلبي🕊
در عبارت "كلّميني" اوج خواهش و اضطرار امیرالمؤمنين دیده میشه...💔
در عربی، فعل امر از نظر بلاغی اغراض متفاوتی داره؛
وقتی برای چیزی که از دست رفته و باعث حزنه آورده شه، غرضش میشه التحسّر و النّدم(حسرت و ندامت)
و همچنین اگر امر بین عاشق و معشوق باشه
میشه التماس.
در "كلّميني" هم حسرت دیده میشه هم التماس...💔
كلّميني یعنی:
فاطمه جانم...باورم نمیشه رفتی...
توروخدا با علی حرف بزن...
#عربیات
Repost from بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
🌱 به مناسبت #هفته_کتاب_و_کتابخوانی
بسته معرفی کتاب زیر با عنوان «مقاومت فاطمی»،
حاوی دو رویکرد است؛
زندگانی صدیقه طاهره (س)
و جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین،
که تقدیم علاقهمندان به کتابخوانی میشود.
#معرفی_کتاب
#فاطمیه
#جبهه_مقاومت
📲 اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | روبیکا
امسال هرچی فکر کردم نتونستم برا تولدت چیزی بنویسم! یا از شوک بزرگ شدنت یا بخاطر درگیریهای این روزام! نمیدونم. خلاصه همین تولدت مبارک ساده رو ازم قبول کن آقای برادر😅
ماه امشب چقدر قشنگه🌕
هر جوری هست خودتونو برسونید یه جا که ببینیدش💛
بماند به یادگار
۲۵ آبان ۴۰۳
Repost from عصفورة قلبي🕊
سلام، من دوباره برگشتم :)
کانال رو بسته بودم این مدت
اگر به دوستانتون خبر بدین خوشحال میشم برگردن به عصفوره.
#مغز_نوشت
برایش نوشتم: میترسم!
و بعد طوماری از (نکند....)ها ردیف کردم و مثل یک شخص متفکر و تحلیلگر که حواسش به همه جا هست، دلایل احتمال بالای وقوع تک تک این نکندها را هم برایش گفتم. گویی تلاشی ناخودآگاه برای مشروعیت بخشیدن به ترسم. هنوز پیامم را ندیده بود و من به این فکر میکردم که اصلا اینها را برایش گفتم که چه؟ نمیفهمیدم دلم میخواهد این ترسها و احتمال رخ دادنشان را تأیید کند تا سقوط کنم در درهی ناامیدی؟ یا از در استدلال وارد شود و روی تک تک ترسها با خودکار قرمز منطق خط بکشد! و آن وقت بعد من باز دلیل بیاورم و وارد چرخهی معیوبی شویم؟ یا...؟
این فکرها توی سرم بالا و پایین میپریدند که نوتیف پیامش را دیدم:
زینب اعوذ بالله خدا مرده؟ دست خداس همه اینا که میگی!
خدا! بله در تحلیل اوضاع حواسم به همه جا و همه کس بود بجز همان مهمترین. چیزی درونم فرو ریخت. انگار با پیامش آینهای روبریم گرفته بود و در آن خودی را نشانم میداد که نه تنها دوست داشتنی نبود بلکه اصل وجودش هم برایم باور پذیر نبود! این من بودم؟ من که در همهی دلداری دادن ها و شنوا بودنهایم سعی میکردم دست آدم غمگین و ترسان و مضطرب مقابلم را بگذارم توی دستهای خدا؟ فارغ از اینکه نماز میخواند یا نه، ظاهرش شبیه من هست یا نه. فقط سعی میکردم یادش بیاورم بزرگتر از غمی که روی دلش سنگینی میکند و مهربانتر از منی که آغوش گشوده ام برای شنیدنش، کسی را دارد. حالا خودم فراموشش کرده بودم. برایش ویس گرفتم و گفتم ممنونم. نشانم دادی که از توکل فقط معنای لغوی اش را میدانم و مهربانی خدا را فقط با آیهی الرحمن الرحیم در نماز های یومیه با زبانم تکرار میکنم بیآنکه باوری به آن داشته باشم و قادر بودنش را هم که....! بعد یکهو یاد حرف یهودیان در قرآن افتادم که : وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ / ﻭ ﻳﻬﻮﺩ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺩﺳﺖ [ ﻗﺪﺭﺕ ]ﺧﺪﺍ [ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﺮّﻑ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ، ﺗﺸﺮﻳﻊ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻭ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻥِ ﺭﻭﺯ ]ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ. و دیدم چقدر در این ماجرا و دیگر ماجراهای مشابه، من هم همین جمله را گفته ام. نه به زبان که با رفتارم! همان وقتی که نگرانیهایم و ترسهایم را بزرگتر و تواناتر از دستهای خدا دیده بودم حال آنکه تنها توانا همان خدا بود و نه هیچکس و هیچ چیز دیگر!
Repost from کوچندهٔ اجباری
صلوات خاصهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَأُمِّ أَحِبَّائِكَ وَأَصْفِيائِكَ، الَّتِي انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَىٰ نِساءِ الْعالَمِينَ . اللّٰهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثَّائِرَ اللّٰهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها . اللّٰهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدىٰ، وَحَلِيلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلىٰ، فَصَلِّ عَلَيْها وَعَلَىٰ أُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أَبِيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ.
Repost from بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
●فاطمیه اول یا دوم؟
◼️ چرا علما برای تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا سلاماللهعليها تحقیق نمیکنند؟
📎مکاشفه یکی از علماء درباره تاریخ دقیق شهادت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها
📲 اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | روبیکا
Repost from N/a
_ این همه کتاب خوندی مثلا چی شد؟
_ چخبره انقد سرت تو کتابه؟
_ کجا رو میخوای بگیری با این همه کتاب خوندنت؟
_منم خیلی دوستدارم کتاب بخونم، ولی وقتشو ندارم. بیکار نیستم که!
_همه کتابخونها یه کمی خل وضعن! البته دور از جون تو ها!
_انقد پولاتو نریز دور! (با اشاره به کتابها)
_ای ای ای! این چه طرز حرف زدنه! تو کتابا یادت دادن؟
_کتاب کنکوری خوب چی بخرم؟
_به جای این همه کتاب، کتاب درسیهات رو خونده بودی یه چیزی میشدی!
_برو نونوایی بگو هزارتا کتاب خوندم! اگه یدونه نون بهت داد!
_حالا این همه کتاب میخونی تهش چی میشه؟
«روز کتاب و کتابخوانی بر اونایی که از این حرفا زیاد شنیدن، مبارک! » 📚
#کتاب
#روز_کتاب_وکتابخوانی
| @mabna_school |
بابا وقار خونه س
مادر قرار خونه
خلاصه ی همهی کتابای روانشناسی در حوزه ازدواج و آموزش مهارتهای زندگی مشترک تو همین نیم خط از سینه زنی امشب بود!
و متاسفانه که این روزا خیلیا در حال برهم زدن این توازن فطری ان...
