ℭ𝔩𝔬𝔲𝔡
الذهاب إلى القناة على Telegram
به خونهی مامانبزرگ خوش اومدی☁️ • @clloudibot ♡ • 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: https://www.instagram.com/clloudedit?
إظهار المزيد1 037
المشتركون
+124 ساعات
-87 أيام
-3530 أيام
أرشيف المشاركات
1 037
Repost from N/a
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
این یه خاطره پشتشه برای من؛ پدربزرگم زمانی که میخوندش خیلی بچه بودم و درکی نداشتم از معنیش آرزو میکردم اسمم سحر باشه و یکی با سوز برام اینو بخونه😔😂
*حسادت به یکی از بچه های فامیل🤧
ولیکن بزرگتر که شدم ما زیاران چشم یاری داشتیم شد عزیزدلم
1 037
Repost from 𝑇𝑒𝑚𝑒ℎ𝑆𝐻𝑂𝑇🍂
یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کِی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد، خضر فرخپِی کجاست؟
خون چکید از شاخِ گل، بادِ بهاران را چه شد؟
کس نمیگوید که «یاری داشت حقِّ دوستی»
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
گویِ توفیق و کرامت، در میان افکندهاند
کس به میدان در نمیآید، سواران را چه شد؟
صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هَزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد، مگر عودش بسوخت؟
کس ندارد ذوقِ مستی، مِیگساران را چه شد؟
حافظ اسرارِ الهی کَس نمیداند، خموش
از که میپرسی که دورِ روزگاران را چه شد؟
1 037
همیشه حافظ بخونید
تو موقعیتای خوب و بد
فال بگیرید
هم خوش میگذره هم حالتونو بهتره میکنه این بزرگوار
شبتون به خیر نوههای عزیزم🤍
1 037
Repost from 𝗔𝗹𝗶𝗳𝗲𝗿𝗼𝘂𝘀
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
1 037
Repost from N/a
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
1 037
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
1 037
Repost from N/a
چرخ گردون، چه بخندد چه نخندد
تو بخند/
مشکلی گر سر راه تو ببندد
تو بخند/
غصهها فانی و باقی
تو بخند/
گر دلت از ستم و غصه برنجد
تو بخند/
1 037
Repost from ࡅ߭ࡐߊ
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
