ar
Feedback
آشیانَوا🦄

آشیانَوا🦄

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌼۰۲/۰۸/۰۴ من نَوام🥂 https://t.me/navavibe/7497 «آشیانَوا» یعنی آشیانه امن نوا و شما! اینجا شاهد قدم‌های مورچه‌ای نوا به سمت رشد هستین. 👣 👣 📝@navaeinotes گوش نوا باهاته: 👂🏻 @navavibetalk_bot «پین‌ها رو مطالعه کن✌🏻»

إظهار المزيد
579
المشتركون
+224 ساعات
+167 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from بهارانه✨
به این مرض میگن ذهن‌آگاه بودن🥹؛ آدم mindful در لحظه زنده‌است، معنیش این نیست که نگرانی آینده‌، نشخوارهای گذشته و کلی افکار منفی غیر قابل کنترل توی سرش نمی‌ریزن، معنیش اینه که اهمیتی به وجود این افکار در سرش در اون لحظه نمی‌ده و به قول استادم «راجع به افکارش فکر می‌کنه و درگیر محتوای افکارش نمیشه». به خودش میگه قرار نیست افکار من درست و واقعی و مهم باشند اینا فقط یه مشت ابرهای مختلف‌اند که از آسمون فکرم عبور می‌کنند لازم نیست همراهشون بشم فقط من توجهم رو می‌برم روی چیزی که در لحظه برام مهمه مثلا چای توی دستم، بادی که از روی پوستم میگذره و ضربان قلبی که با عشق صدام می‌کنه و میگه دختر تو هنور زنده‌ای🤍...

یک دقیقه ژورنالینگ با من📝

رسالة فيديو01:00

راستی جایزه برنده‌مون بهش ارسال شدااا🥹🥰 یه یادگاری کوچولو از نوا بهش🪽

بدن و روحم ترک خورده از این تناقض!

sticker.webp0.36 KB

مکالمه شبانه درونی با خودم: کاش مرخصی داشتم، فردا رو نمی‌رفتم سرکار. من وقتی می‌رسم سرکار:

حاضر و آماده‌ام ولی همسر‌ تازه نشسته پای ری‌ویو‌ مقاله🤣. حالا کجا می‌خوایم بریم؟ خونه مادرشوهر!

رسالة فيديو00:03

تسلیم درگاه PMS شدم و حلوا زرده‌ خوردم😎. الان دیگه می‌تونم بخوابم🤣🤣🤣

sticker.webp0.65 KB

خواب نمی‌برد مرا . . .

sticker.webp0.81 KB

از یه جایی به بعد دیگه بار نگهبانی و حمایت از اطرافیانت رو از روی دوشت می‌ذاری زمین! نه برای اینکا خودخواهی یا دیگه دوسشون نداری. فقط برای اینکه همه تلاشتو کردی، همه راه‌ها رو رفتی. الان فقط می‌تونی انرژی بفرستی و یه گوشه نظاره‌گر باشی.

اعتیاد برادرم. دیگه منو نمیترسونه. میتونم ببینمش، درکش کنم، و با این وجود بپذیرمش. دیگه نمیترسم از اینکه نشه کاری کرد، از اینکه نشه رفتارش رو پیش بینی کرد، مسئولیتش رو گذاشتم رو شونه های خودش، من از دور نظاره گرم، همین.

دقیقا! آدم از یه جایی به بعد دیگه سِر می‌شه. اگه تو خونواده‌ای بزرگ شده باشی که خشونت کلامی حتی جسمی،عادت بزرگ خونواده باشه، می‌فهمی چی می‌گم! از یه جایی به بعد توی اون انسان خشمگین و بزرگ و غضبناک! یه کودک بی‌نوای عاجز می‌بینی که قدرت نداشته‌اش رو با صداش به رخ ما می‌کشه…

داد و بیداد کردن یا تهدید های بابام. دیگه به هیچ عنوان بهش اهمیت نمیدم و نمیترسم

شما رو دیگه چی نمی‌ترسونه؟! ربات ناشناس