شعر باران
الذهاب إلى القناة على Telegram
در این کانال به احترام شما هیچگونه تبادلی انجام نخواهد شد پس با ما همراه باشید و از دوستان خود دعوت کنید. با فوروارد کردن پستهای کانال ما رو یاری کنید💗🌷
إظهار المزيد689
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
مايو '26
مايو '26
+1
في 0 قنوات
أبريل '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+15
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '26
+2
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+12
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+5
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+11
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+6
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+11
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+14
في 6 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+9
في 10 قنوات
Get PRO
مايو '25
+16
في 6 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+13
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '25
+12
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+23
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+19
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+32
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+27
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+20
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+26
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+34
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+33
في 4 قنوات
Get PRO
مايو '24
+36
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+39
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '24
+40
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+34
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+21
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+24
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+19
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+29
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+23
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+19
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+28
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+76
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+57
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+42
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+84
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+119
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+43
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+163
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+1 369
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 18 مايو | 0 | |||
| 17 مايو | 0 | |||
| 16 مايو | 0 | |||
| 15 مايو | 0 | |||
| 14 مايو | 0 | |||
| 13 مايو | 0 | |||
| 12 مايو | 0 | |||
| 11 مايو | +1 | |||
| 10 مايو | 0 | |||
| 09 مايو | 0 | |||
| 08 مايو | 0 | |||
| 07 مايو | 0 | |||
| 06 مايو | 0 | |||
| 05 مايو | 0 | |||
| 04 مايو | 0 | |||
| 03 مايو | 0 | |||
| 02 مايو | 0 | |||
| 01 مايو | 0 |
منشورات القناة
☘
نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق
آسمان بی سر و پائی بود از کشور عشق
نه همین سینه بر آتش زدهٔ اوست خلیل
که بهرگوشه بسی سوخته از آذر عشق
شرر سینهٔ ما گرچه گرفتی آفاق
با همه سوز بود اخگری از مجمر عشق
آب حیوان که خضر زندهٔ جاویداز اواست
هست یکقطره ای از چشمهٔ جانپرور عشق
میزند قهقهه بر مسند جمشید کسی
کوشد از خاک نشینان گدای در عشق
میرساند به مقامی که خدایش داند
بیخودی را که گذارند بسر افسر عشق
مظهر عشق نه تنهاست مقامات ظهور
کانچه در ممکن غیب است بود محضر عشق
طایر عشق همافر همایون بال است
قاف تا قاف وجود است بزیر پرعشق
هرچه او معبر هستی است بود معدن عشق
هرچه او مظهر حسن است بود مصدر عشق
عشق ساری است خدارا چو حقیقت نگری
نیست انجامش و هم نیستی آمد سرعشق
نشود هم به دم صبح قیامت هشیار
هرکه زد از کف ساقی ازل ساغر عشق
تاج اسرار علی قطب مدار عشق است
او بود دایره و مرکز او محور عشق
✍حکیم سبزواری
📙دیوان اشعار
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۱۱۹
درودها ،
بامـــــداد شنبـــــه تون فــــرخ ,
روزگارِ بلنـدِتان برمـدارِ سلامتی،
شادمـانی ، سرافـرازی و برکت
استوار باد
@sheere_baran◍⃟❤️💙
| 2 | ☘
✍سعدی
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۳۵۹
🎙 صدا : عندلیب
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 46 |
| 3 | ☘
🌙امشب دمی باسعدی✨
ساقیا می ده که مرغ صبح بام
رخ نمود از بیضه زنگارفام
در دماغ میپرستان بازکش
آتش سودا به آب چشم جام
یا رب از فردوس کی رفت این نسیم؟
یا رب از جنت که آورد این پیام؟
خاطر سعدی و بار عشق تو
راکبی تند است و مرکوبی جمام
جان ما و دل غلام روی توست
ساتکینی ساتکینی ای غلام
✍سعدی
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۳۵۹
🎙 صدا : عندلیب
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 44 |
| 4 | ☘
"آواز کرک"، شعر از "م. امید" با صدای "علیرضا قربانی"
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 43 |
| 5 | ☘
🔹آواز کرک
بده ... بدبد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد
گرت
دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را ، ولکن دل به غم مسپار
کرک جان ! بنده ی دم باش
بده ... بد بد راه هر پیک و پیغام خبر بسته ست
ته تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست
قفس تنگ است و در بسته ست
کرک جان ! راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت
من این آواز
تلخت را بده ... بد بد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند
من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
به شهر آواز خواهم داد
بده ... بدبد ... چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟
کرک جان !
خوب می خوانی
خوشا با خود نشستن ، نرم نرمک اشکی افشاندن
زدن پیمانه ای - دور از گرانان - هر شبی کنج شبستانی
✍مهدی اخوان ثالث
📖دفتر شعر زمستان
📜آواز کرک
🎙علیرضا قربانی
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 45 |
| 6 | ☘
«بردهٔ پیرِ شعر»
باد را بستم به دوش و ابر را بر سر گرفتم
قطره میچکّاند چترم، کارِ چشمِ تر گرفتم
تا رسانندم به خانه، سایه دادندم درختان
بر بلندا هر چراغی را مَه و اختر گرفتم
گه که پرهیبِ عسس دیدم در اقصای خیابان
هر درختی را پناهی، سایه را سنگر گرفتم
شبروانی همچو من بودند گاه، افتان و خیزان
که درخشان چشمهاشان را گل گوهر گرفتم
ناگهان از کوچه بیرون زد غریبی، همرهم شد
خوش بسانِ همدلی، او را سری همسر گرفتم
من که باید سایهای دستم بگیرد، تا نیفتم
ذات خیساندم به جویی، چون پُل اینسوتر گرفتم
همچنان نیلوفرِ مرداب، چترم ابرِ باران
پایها در آب، خوردم غوطه و سر بر گرفتم
دادم ار دشنام مادر یا پدر، عیبم نگیری
آسمانها را پدر خواندم، زمین مادر گرفتم
شهر در اعماقِ خوابِ غفلت خود بود و من بس
پردهها از خيمهشببازانِ روزش بر گرفتم
بر زمین بودم روان با مستی و با همرهِ خود
من نمیگویم بهسوی آسمانها پر گرفتم
ای بنازم من صفای روحِ «مستی راستی» را
نازِ ابروی تو من محرابِ خود ساغر گرفتم
با شبِ خلوت به تنهایی خزیدم کُنجِ خانه
خویش را هم مدّعی، هم خوانده، هم داور گرفتم
عُمرِ خود را چون مصیبتنامهای دیدم اَسَفبار
خط به خط صدبارش افزون خواندم و از سر گرفتم
گه چو پَشمِ سوخته کِز کرده، افتادم به سویی
گه به چیزی تکیه دادم، زانوان در بر گرفتم
تا سحر دیشب صدای جَرجَرِ باران میآمد
بامِ هاجر بود چشمم، زآن سبب جَرجَرِ گرفتم
لکّه ابرِ عابرِ آفاقِ نومیدان، «امید»م
بَرده پیرِ شاهِ شعرم، ز آن ز رَنج افسر گرفتم
📜شعر: «بردهٔ پیرِ شعر»
✍شاعر:مهدی اخوان ثالث
«م. امید»
📖از دفترِ «سال دیگر، ای دوست، ای همسایه...
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 36 |
| 7 | ☘
تصنیف "مست و دیوانه"
استاد :شهرام_ناظری
آهنگساز :حسین_پرنیا
شعر: مولانا
دستگاه همایون
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم
هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 33 |
| 8 | ☘
✍حضرت مولانا
📙دیوان شمس
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
🎙خوانش: فاطمه زندی
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 27 |
| 9 | ☘
مست و دیوانه
من بیخود و تو بیخود، ما را کی بَرَد خانه؟
من چند تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه؟»
در شهر یکی کس را، هُشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
جانا! به خرابات آ، تا لَذّتِ جان بینی
جان را چه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
تو وقفِ خراباتی، دَخلت مِی و خَرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من افسانه
از خانه برون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
گفتم که «رفیقی کن، با من که منم خویشات»
گفتا که «بِنَشْناسَم، من خویش، ز بیگانه»
من بیدل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
در حلقهٔ لنگانی، میبایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلْیانه؟
سرمستِ چنان خوبی، کِی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
شمسُالحقِ تبریزی! از خلق چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
✍حضرت مولانا
📙دیوان شمس
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 26 |
| 10 | ☘
باغ بود و دره - چشم انداز پر مهتاب.
ذاتها با سایههای خود هماندازه.
خیره در آفاق و اسرارِ عزیزِ شب،
چشمِ من - بیدار و چشمِ عالمی در خواب.
نه صدایی جز صدای رازهای شب،
و آب و نرمای نسیم و جیرجیرکها،
پاسدارانِ حریمِ خفتگانِ باغ،
و صدای حیرتِ بیدارِ من (من مست بودم، مست)
خاستم از جا
سوی جو رفتم، چه میآمد
آب.
یا نه، چه میرفت، هم زانسان که حافظ گفت،
عمرِ تو.
با گروهی شرم و بیخویشی وضو کردم.
مست بودم، مستِ سرنشناس، پانشناس،
اما لحظهٔ پاک و
[عزیزی بود
برگکی کندم
از نهالِ گردوی نزدیک؛
و نگاهم رفته تا بس دور.
شبنم آجین سبز فرشِ باغ هم گسترده سجاده،
قبله، گو هر سو که خواهی باش.
***
با تو دارد گفت و گو شوریدهٔ مستی.
- مستم و دانم که هستم من-
ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟
📜شعر: «نماز»
✍شاعر: مهدی اخوان ثالث
«م. امید»
📖از دفترِ «از این اوستا»
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 22 |
| 11 | ☘
«مهتاب شهریور...»
امشب الحق آسمان آباد کردی خانهام را
حال دیگر داد ماهت کلبۀ ویرانهام را
خاطراتم را چو دفتر باد شهریور ورق زد
آنچه باید، گفت در گوشم، که خواند افسانهام را
باز پیمان تازه کردم با پریشان زلف جانان
باز امشب وعدهها دادم دل دیوانهام را
آرزوهای دل شوریده بر بالش نوشتم
نیمهشب پرواز دادم در فضا پروانهام را
گفتمش پروانه جان! پرواز کن تا دور دستان
من دگر رُفتم ز گرد آرزوها خانهام را
با غم من بعد از این میخانه هم رنگی ندارد
ساقی از روی طرب پر میکند پیمانهام را
امشب ای مهتاب شهریور، درین زندان غربت
سردی از یارت نبینی، گرم کردی چانهام را
باز «امید» آمد و آمد که دیگر برنگردد
ای نسیم امشب خبر کن دلبر دردانهام را
📜شعر: «مهتاب شهریور...»
✍شاعر: مهدی اخوان ثالث
«م. امید»
💠از دفترِ «ارغنون»
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 26 |
| 12 | ☘
"آوارِ عید"
بس که همپایش غم و ادبار میآید فرود
بر سر من عید چون آوار میآید فرود
میدهم خود را نوید سالِ بهتر، سالهاست
گرچه هر سالم بتر از پار میآید فرود
در دل من خانه گیرد، هرچه عالم را غم است
میرسد وقتی به منزل، بار میآید فرود
رنگ راحت کو به عمر، این تیر پرتاب اجل؟
میگریزد سایه، چون دیوار میآید فرود
شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم
شب چو آید، پرده خمّار میآید فرود
بهر یک شربت شهادت، داد یک عمرم عذاب
گاه تیغ مرگ هم دشوار میآید فرود
وارثم من تختِ عیسی را، شهید ثالثم
وقت شد، منصور اگر از دار میآید فرود
بر سر من عید چون آوار میآید، امید!
بس که همپایش غم و ادبار میآید فرود
📜شعر: "آوارِ عید"
✍شاعر: مهدی اخوان ثالث
"م. امید"
📖از دفترِ "دوزخ اما سرد"
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 32 |
| 13 | ☘
🔹سپیده عشق
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش
تن صدها ترانه میرقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه ... گویی ز دخمه دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله
های بوسه تو
میشکوفد چو لاله گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز
ناشناسی درون سینه من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوییا بوی عود می آید
آه... باور نمیکنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد
بیگمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می نویسم بر وی دفتر خویش
جاودان باشی ای سپیده عشق
✍فروغ فرخزاد
📖دفتر شعر دیوار
📜سپیده عشق
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 39 |
| 14 | ☘
گریه کن
که گر سیل خون گری ثمر ندارد
✍عارف قزوینی
🎙غلامحسین بنان
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 40 |
| 15 | ☘
🔹- گریه کن
گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد
ناله ای که ناید ز نای دل اثر ندارد
هر کسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد
دل ز دست غم مفر ندارد
دیده غیر اشک تر ندارد
این محرم و صفر ندارد
گر زنیم چاک، جیب جان چه باک
مرد جز هلاک هیچ چارۀ دگر ندارد
زندگی دگر ثمر ندارد
شاه دزد و شیخ دزد و میر و شحنه و عسس دزد
دادخواه و آن که او رسد به داد و دادرس دزد
میر کاروان کاروانیان تا جرس دزد
خسته دزد بس که داد زد دزد
داد تا بهر کجا رسد دزد
کشوری بدون دست رد دزد
بشنو ای پسر، ز این وکیل خر
روح کارگر می خورم قسم خبر ندارد
که این وکیل جز ضرر ندارد
دامنی که ناموس عشق داشت می درندش
هر سری که سرّی ز عشق داشت می برندش
کو به کوی و برزن به برزن همچو گو برندش
ای سرم فدای همچو سر باد
یا فدای آن تنی که سر داد
سر دهد زبان سرخ بر باد
مملکت دگر، نخل بارور، کاو دهد ثمر،
جز تو هیچ، یک نفر ندارد
چون تو باشرف پسر ندارد
ریشۀ خیانت ز جنگ مرو اندر ایران
ریشه کرد زان شد دو نخل بارور نمایان
یک وثوق دولت یکی قوام سلطنت زان
این دو بدگهر چه ها نکردند
در خطا بدان خطا نکردند
آنچه بد که آن به ما نکردند
چرخ حیله گر، زین دو بی پدر،
ناخلف پسر، زیر قبۀ قمر ندارد
آن شجر جز این ثمر ندارد
✍عارف قزوینی
📖تصنیفها
📜شمارهٔ ۲۵ - گریه کن
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 39 |
| 16 | ☘
نغمه نوروزی
غلامحسین بنان
روح الله خالقی
رهی معیری
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 28 |
| 17 | ☘
خمارِ مستی
غلامحسین بنان
جواد معروفی
سعدی
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 29 |
| 18 | ☘
⚫️سالمرگ
غلامحسین بنان (۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۰– ۸ اسفند ۱۳۶۴) خوانندهٔ موسیقی دستگاهی ایرانی بود. او از سال ۱۳۰۶ تا سال ۱۳۴۷ در زمینهٔ موسیقی فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیانگذار انجمن موسیقی ایران بود.بنان نخستین خوانندهٔ ایرانی آشنا با خط بینالمللی موسیقی (نُت) بود. جنس صدای وی از نوع باریتون بود. ترانههایی از جمله بهار دلنشین، الهه ناز و سرود ای ایران از آثار شناختهشده با صدای بنان هستند. بنان نتیجه محمدشاه قاجار است
غلامحسین بنان در غروب پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۶۴ خورشیدی، در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و برخلاف وصیتش که مایل بود در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در دهم اسفند، در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. او مدتها از بیماری دستگاه گوارش و افسردگی رنج میبرد
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 36 |
| 19 | ☘
رخ است این یا قمر یا آتش طور
چه روی است این تعالی خالق النور
بیاض چهرهات چون صبح روشن
سواد طرهات چون شام دیجور
نمکندانی است یاقوتی دهانت
نمکپاش دلم بر زخم ناسور
اگر زلفت نبودی پای بندم
بعالم میفکندم از لبت شور
فرأدی طاعت و القلب قاطن
جبینی سائر و القلب مأسور
ز صاف می نصیبی هست دردی
اذالمیسور لم یسقط بمعسور
خراب لعل میگونی است اسرار
مپندارش خراب آب انگور
✍حکیم سبزواری
📙دیوان اشعار
📖غزلیات
📜غزل شمارهٔ ۹۹
درودها ،
بامـــــداد آدینـــــه تون فــــرخ ,
روزگارِ بلنـدِتان برمـدارِ سلامتی،
شادمـانی ، سرافـرازی و برکت
استوار باد
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 68 |
| 20 | ☘
…ولی گویا دگر این بینوا شهزاده باید دخمهای جوید.
دریغا دخمهای در خورد این تنهای بدفرجام نتوان یافت.
کجاییای حریق؟ ای سیل؟ ای آوار؟
اشارتها درست و راست بود، اما بشارتها،
ببخشا گر غبارآلود راه و شوخگینم، غار!
درخشان چشمه پیش چشم من خوشید.
فروزان آتشم را باد خاموشید
فکندم ریگها را یک به یک در چاه.
همه امشاسپندان را به نام آواز دادم لیک،
به جای آب دود از چاه سر بر کرد، گفتی دیو میگفت: آه.
مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست؟
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست؟
زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کس نیست؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنیتر ز آنکه در بند دماوند است؛
پشوتن مرده است آیا؟
و برف جاودان بارنده سام گرد را سنگ سیاهی کرده است آیا؟…"
✍مهدی اخوان ثالث
(میم. امید)
📜بخشی از شعر "قصه ی شهر سنگستان"
📖ازدفتر "از این اَوستا"
@sheere_baran◍⃟❤️💙 | 50 |
