cookie

نحن نستخدم ملفات تعريف الارتباط لتحسين تجربة التصفح الخاصة بك. بالنقر على "قبول الكل"، أنت توافق على استخدام ملفات تعريف الارتباط.

avatar

❦⇝عـآشـقانه‍ هـآت⇜❦

فصل دوم هرزه عاشق عاشق وقتیم که عین وحشیا میوفتی به جونم، تا با میک زدنات کبودم کنی❤️ نویسنده| ویدا •| پارت گذاری به صورت منظم و روزانه✨ •| کپی ممنوع❗

إظهار المزيد
مشاركات الإعلانات
4 667
المشتركون
-2324 ساعات
+3787 أيام
+20130 أيام

جاري تحميل البيانات...

معدل نمو المشترك

جاري تحميل البيانات...

از فردا افزایش قیمت داریم پس اگر میخواید عضو vipبشید زودتر عجله کنید و شمارع کارت دریافت کنید❤️
إظهار الكل...
🔞یوهووو چنل #VIP عشق باطل 😊🥰افتتاح شد، جاهای حساس و هیجانی، روزانه دو الی پنج پارت میزاریم😍 🙈 🛑در چنل وی آی پی هیچگونه تبلیغی نداریم. توی چنل vipدویست پارت جلوتر از اینجا هستیم ❤️‍🔥در آخر رمان؛ می‌تونید فایل کامل رمان رو رایگان دریافت کنید. 🫠 🔞قیمت وی ای پی نسبت به جاهای دیگه مناسبه😍 VIP: 35.000T. 💣vip gold:💣 آیدی ادمین: @Admiiin_vip_vida رمان در vip بدون سانسور قرار می‌گیرد.💣 ما خوشحال میشیم کنارمون تو vip باشید.❤️🥺
إظهار الكل...
- واژنت چرا انقد سفیده! چیزی زدی بهش؟ با تعجب به حاجی نگاه کردم و جیغ کشیدم. - داری چکار می‌کنی حاج معید؟ با چشمهای قرمز در اتاق و بست. - می‌خوام ببینم چطوری میمالی خودتو توله سگ! دستش روی رونهام کشید و بعد انگشت بلند و کلفتش و واردم کرد و...👅🍆💦🔞 #خیس‌کننده #دارای_صحنه‌های_باز🔞💦 https://t.me/+n64ZdmPIeEcxM2U0
إظهار الكل...
معیدم...اینجا بهم میگن حاج معید... یه شب دختری رو توی خونم پناه دادم و فرداش با دیدن تن لختش زیر دوش آب و اون قطره هایی که روی سینه های خوش فرم و درشتش ریخته میشد تنم گر گرفت و... با دیدن ک*ص و کون و اون ممه های درشت و خوش فرم عنان از کف دادم و با بهونه ای بهش نزدیک شدم و اون شب تا صب ک*ص تپل و ابدار و خوشمزه اش رو جر دادم و... #فول‌هات‌سکسی‌شورت‌خیس‌کن🤤💯💦 #سکس‌هات‌وخشن‌حاجی‌با‌دختر‌ی‌که‌پناهش‌داده...‌‌❌💯🔞 https://t.me/+n64ZdmPIeEcxM2U0
إظهار الكل...
🔥 من گلرو ام... تا به خودم اومدم خودم با شکم برآمده و شناسنامه سفید تو عمارت اون مرد دیدم...! مردی که همه از سایه اش می ترسیدن... منو دزدید و با تجاوز نطفه اش و تو رحمم کاشت! بعد یه مدت فکر کردم همه چیز خوب شده ، اما تو ماه اخر بارداریم، منو جلوی در خونه امون انداخت و...😱🔥 https://t.me/+Dmr4Haxn5ZoxODI0 #رمانی_باصحنه_های_باز_وبزرگسال 🥵💦
إظهار الكل...
_سینه هات بزرگ و پر شیر شده... لبخند مستانه ای زدم. _دیگه صاحب این ممه ها اون وروجکته! با اخم خودش و سمتم کشید و سینه هام و تو مشتش گرفت. _هیچ احدی حق نداره به اموال من دست درازی کنه... با مکیدن نیپل سینه ام، آهی کشیدم که دستش و بین پام فرستاد و...🥵💦 https://t.me/+Dmr4Haxn5ZoxODI0 #بزرگسال_هــــــات 🔞🤤
إظهار الكل...
_ بدووو هرزه! برای اینکه ک*صت اندازه موادا گشاد بشه باید همزمان روی اون دوتا دیلدو بشینی! با نفس نفس زور زدم و همزمان رو هردو دیلدو کلفت نشستم که حس کردم دارم پاررره میشم. جیغ کشیدم: -- آهههه....آاههههه ارباب جررر خوردم.. اخخخخ دیگه نمیتونم! - زر مفت نزن جنده میدونی چقد خرج ک*ص گشادت کردم!؟! قشنگ خودتو بالا پایین کن بذار جا باز بشه! پشت سرم قرار گرفت که با حس کی*ر خودش کنار دیلدو ها وحشت زده جیغ زدم که تو به حرکت.... دختره پول گرفته تا تو ک*صش مواد جاساز کنه و برای اینکه جا باز کنه زیر دوتا دیلدو و ک*یر پاااره میشه😱🙈❌ #ارباب_برده‌ای_خشن⛔️ https://t.me/+2FftBOO63y80ODU8
إظهار الكل...
بردم تو دستشویی و نشوندم رو دستشویی فرنگی. _خب حالا #جیش کن خودمو منقبض کردم که دست گذاشت رو #نانازم و گفت:شیدا کوچولو داره لجبازی میکنه؟ دلت #پوشک میخواد؟زودتر #جیش کن ببرمت بیرون. تو که نمیخوای پوشکت کنم؟ از توالت فرنگی میترسی؟ میخوای #سرپا بگیرمت #جیش کنی؟ خودمو خالی کردم و بهش نگاه کردم تا بفهمه تموم شده. _تموم؟ پِت خوشگلم باید یه دم خوشگل واست بذارم دمرم کردو همینجور که منو میشست گفت: نترس یه #پلاگ خوب و خوشگل واسه #سوراخ کوچولوت پیدا میکنم. یه پلاگ با یه دم گربه ی خوشگل... #ددی‌لیتل 🔞🔞🔞 #بدون‌سانسور🔥🔥🔥 https://t.me/+2FftBOO63y80ODU8
إظهار الكل...
-🔞💦- حرکت انگشتشو رو #بهشتم بیشتر کرد که #آهی از دهنم خارج شد - میخوام همینجوری کنار گوشم فقط صدای #نالتو بشنوم کوچولوی کیان... دستشو #چنگ زدم و گفتم: - کیان خواهش میکنم تو #مستی نمیفهمی داری چیکار میکنی لعنتی! با یه حرکت #شلوارشو کشید پایین تا خواستم بلند بشم روم #خیمه زد: - آروم بگیر #خودشو باهام #تنظیم کرد - کیان جون مهتا نکن من #باکره‌ام! #لبامو به دهن گرفت و با یه ضرب #واردم کرد زیر دلم #تیر کشید و #جیغ پراز #دردم تو دهنش #خفه شد...🔞❤️‍🔥🩸 https://t.me/+Th_aL55U99M5Yzk0
إظهار الكل...
اسپنک #محکمی به باسنم زد و یهو کـ*یرشو #واردم کردم #جیغ بلندی از #درد کشیدم و ملافه زیر دستمو #چنگ زدم صدای بهم خوردن #بدنمون با صدای #ناله‌هامون کل اتاقو برداشته بود خودشو ازم بیرون کشید و دوباره #محکم خودشو بهم #کوبید که از #درد اشکم چکید و...🔞❤️‍🔥🩸 https://t.me/+Th_aL55U99M5Yzk0
إظهار الكل...