ar
Feedback
Fun line

Fun line

الذهاب إلى القناة على Telegram
381
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
ديدين وقتی سرتون شلوغه و درگيرين يهو پيام ميده" دوست دارم" چه حسه خوبيه؟ منم نديدم. _ ☹️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

وضعیت شمالیا از اول جنگ تا الان:
وضعیت شمالیا از اول جنگ تا الان:

عالی بود😂😂😂

مادربزرگم با ۸۶ سال سن ،پارسال بهم گفت شمارتو برام بنویس رو کاغذ و تاکید کرد انگلیسی بنویسم که شبیه اعداد رو کیبورد گوشی باشه، چون سواد نداره بتونه شبیه همون عدد رو پیدا کنه و شماره گیری کنه بم زنگ بزنه. آدمی که براش مهم باشید راهی پیدا میکنه ازتون سراغ بگیره.

زمانی فکر میکردم بدترین چیز در این دنیا تنها ماندن است اما اینطور نیست، بدترین چیز این است که با آدم‌هایی باشی که به تو احساس تنها بودن می‌دهند…

اگر بخوام مودمو توصیف کنم اینجوریه که: خستم ولی جوری نیست که با خوابیدن بشه حلش کرد، عصبیم و چیزی نیست که آرومم کنه فقط عصبی‌تر میشم، بی‌قرارم ولی نمی‌دونم برا چی و آهنگو ترجیح می‌دم به حرف زدن با آدما، من خستم ولی نمی‌دونم از چی. 📨

متوجه شدم نباید نگران باشم، ریزش روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ تار مو طبيعيه و دارم طبیعی کچل میشم.

خدا برسه به داد پسر مهربون قصه😂
خدا برسه به داد پسر مهربون قصه😂

از آدم‌ها که میبرم دیگه بهشون پیام نمیدم، دیگه خبر نمیگیرم، اسم‌هاشون رو عوض میکنم، تاریخ تولدها رو پاک میکنم، دور میشم، کمرنگ میشم، گاهی وقت‌ها دلتنگ میشم اما دلتنگی رو ملاک برگشتن نمیدونم و همه این‌ها بعد از یه عالمه تلاش برای نگه داشتن یک رابطه، یک دوستی، یک آدم بوده که در نهایت به ناامیدی ختم شده..!

پاشو برقصیم😁

قدردان باشید، قدردان هر آدمی که تو زندگی واسه یک ساعت هم که شده از تاریکی نجاتتون داده. 『شبتون درگیر آرامش

🛒 تا حالا دقت کردی چرا شیر، تخم‌مرغ یا نون معمولاً آخر سوپرمارکتن؟ اتفاقی نیست! فروشگاه‌ها می‌دونن بیشتر مردم برای خرید همین چند قلم میان. برای همین این محصولات رو انتهای فروشگاه می‌ذارن تا مجبور بشی از کنار ده‌ها قفسه رد بشی. نتیجه؟ چشم‌ات به خوراکی‌ها، تخفیف‌ها و اجناس دیگه می‌افته و احتمال اینکه چیزهایی بخری که اصلاً توی لیستت نبوده، خیلی بیشتر می‌شه. دفعه بعد که فقط برای خرید شیر رفتی و با سه تا کیسه برگشتی... بدون احتمالاً نقشه‌شون جواب داده! 😄 ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ولی یه روزی که احتمالا دیگه دیر شده ، شاید بفهمی که هیچکی به اندازه من بلد نبود باهات مدارا کنه.

زمان دانشگاه انقدر سر جلسه ها میخوابیدم که بهم میگفتن بالشجو. _ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

یه روز مولانا از شمس میپرسه که « این اندوه عمیق بلاخره کِی تموم میشه؟ » شمس هم میگه که « اندوه تمام نمیشود ، تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود » |