عُـݪُـوٓم اݪْٓـحـَدیِـث[سُني/شِيعي]
الذهاب إلى القناة على Telegram
{اݪتَحقِیقآت ــــــ📕} @rodoud_elmi {علوم الحديث 📙} @eulumhadith
إظهار المزيد1 209
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
پاسخ | شبهه روایت امام بخاری از محمد بن سعید المصلوب !
کل مسأله این است که امام ذهبی میگوید امام بخاری، نام و کنیه های محمد بن سعید مصلوب را (در تاریخ الکبیر) ذکر کرده و گمان برده که این کنیه ها برای افراد متفاوت هستند در حالی که تماماً برای این زندیق است.
👈🏻 دقت کنید، یعنی امام بخاری نه روایتی از این زندیق در صحیح خود دارد و نه در کتاب های دیگر ، بلکه شرح حال ایشان را در تاریخ الکبیر ذکر کرده اند :
[محمد بن سعيد الشامي ويقال ابن ابى قيس ويقال ابن الطبري ويقال ابن حسان أبو عبد الرحمن كان صلب، متروك الحديث قتل في الزندقة .. ]
📚 التاريخ الكبير ٩٤/١
▪︎مقصود از [ و ظنه جماعة ] اين است كه امام بخاری هر راوی که در تاریخ الکبیر ذکر میکرده روایات آن راوی هم مثال میزده ، و در اینجا هم همین کار را کرده که تنها یک روایت است که این زندیق " المصلوب " ازش وجود دارد اما در برخی طرق به جای او، ذکر کرده اند محمد بن سعید #الأسدي؛ و در برخی دیگر #ابوعبدالله و همچنین #ابن_عجلان ؛ که امام ذهبی میگوید امام بخاری در اینجا گمان کرده که این کنیه و اسم ها برای فردی دیگر است، در حالی که همه اینان یک نفر اند و آنهم همان محمد بن سعید المصلوب میباشد.
👈🏻 ابن الجوزي در [ الضعفاء و المتروكون ] همچنین در شرح حال "المصلوب"، کلام امام ذهبی را گفته اند:
[ وَقد اخْرُج البُخَارِيّ اسْم هَذَا الرجل فِي تَارِيخه فِي مَوَاضِع وظنه جمَاعَة ]
¤ مقصود از تاریخ، تاریخ الکبیر است.
🔹 این هم تمام ترجمه و بیان حال او در کتاب تاریخ الکبیر امام بخاری است 👇🏻
☦ شرح استاد اعظم ☦
📌 میگویــ🦄ـد : بخاری از یک زندیق ( محمد بن سعید المصلوب ) روایت کرده، پس چطور شما میگویید تمام اسناد بخاری صحیح هستند !
( ورحل جابر بن عبد الله مسيرة شهر ، إلى عبد الله بن أنيس ، في حديث واحد )
📚صحيح بخارى ٤١/١
📌 روايتی که میگوید ۹ امام دیگر آیه شامل حالشان میشود؛ ضعیف است زيرا دست كم دوتا مجهول در سند آن است !
[حدثنا ❌علي بن الحسين بن محمد❌ قال حدثنا هارون بن موسى التلعكبري قال حدثنا ❌عيسى بن موسى الهاشمي❌ بسر من رأى قال حدثني أبي عن أبيه عن آبائه عن الحسين بن علي عن أبيه علي( ع )قال دخلت على رسول الله ... ]
1⃣[علي بن الحسين بن محمد: بن مندة: أبو الحسن، قد أكثر الرواية عنه الخزاز.. مجهول -.]
📚المفيد من معجم رجال الحديث ٣٩٢
2⃣[ عيسى بن موسى الهاشمي: لم يذكروه. ...وروى الخزاز في كتابه النصوص، عن التلعكبري]
📚مستدركات علم رجال الحديث ١٧٤/٦
📌 اهل بيت در آيه تطهير؛ شامل نه امام از اولاد حسین نمیشود !
[ عن محمد بن موسى بن المتوكل عن علي بن الحسين السعد آبادي عن أحمد بن أبي عبد الله عن أبيه عن عمرو بن سعيد عن مصدق بن صدقة عن عمار بن موسى قال كنت عند أبي عبد الله ( عليه السلام ) فقال رجل اللهم صل على محمد وأهل بيت محمد فقال له أبو عبد الله ( عليه السلام ) يا هذا لقد ضيقت علينا أما علمت أن أهل البيت خمس أصحاب الكساء ؟ فقال الرجل كيف أقول ؟ قال قل اللهم صل على محمد وآل محمد فنكون نحن وشيعتنا قد دخلنا فيه]
📚 ثواب الأعمال ٤٣٥/١
✅ احمد ماحوزی محقق کتاب میگوید:
[ و سنده حسن صحيح، رجاله ثقات و أجلاء عيون ]
¤ محل شاهد : مردی گفت اللهم صل علی محمد و علی اهل بیت محمد ؛ و امام در پاسخ به ایشان فرمود: چرا دایره ( صلوات ) را بر ما تنگ کردی که شامل حال ما نشود؛ مگر نمیدانید به اینکه تنها پنج تن اصحاب كساء اهل بیت هستند؛ یعنی امام میخواهد بگوید لفظ اهل بیت؛ اصلا شامل حال خود و بقیه امامان نمیشود و بلکه ما جزو آل محمد هستیم نه اهل بیت محمد !
¤ قَالَ أَبُو الْحسن عَليّ بن عبد الله بن جَعْفَر بن نجيح السَّعْدِيّ الْمَدِينِيّ (ت: ٢٣٤ هـ): «نَظَرْتُ فَإِذَا الْإِسْنَادُ يَدُورُ عَلَى سِتَّةٍ؛
* فَلِأَهْلِ الْمَدِينَةِ:
١ - ابْنُ شِهَابٍ، وَهُوَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ عبد اللَّهِ بْنِ شِهَابٍ وَيُكنى أَبَا بَكْرٍ، مَاتَ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَعِشْرِينَ وَمِائَةٍ.
* وَلِأَهْلِ مَكَّةَ:
٢ - عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ مَوْلَى جُمَحٍ، وَيُكنى أَبَا مُحَمَّدٍ، مَاتَ سَنَةَ سِتٍّ وَعِشْرِينَ وَمِائَة.
* وَلِأَهْلِ الْبَصْرَة:
٣ - قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَ السَّدُوسِيُّ، وَكُنْيَتُهُ أَبُو الْخَطَّابِ، مَاتَ سنة سبع عشرَة وَمِائَةٍ.
٤ - وَيَحْيَى بْنُ أَبِي كَثِيرٍ، وَيُكنى أَبَا نَصْرٍ، مَاتَ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَثَلَاثِينَ وَمِائَةٍ بِالْيَمَامَةِ
* وَلِأَهْلِ الْكُوفَةِ:
٥ - أَبُو إِسْحَاقَ، وَاسْمُهُ عَمْرُو بن عبد الله بن عبد ود، وَمَاتَ سَنَةَ تِسْعٍ وَعِشْرِينَ وَمِائَةٍ.
٦ - وَسُلَيْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ، مَوْلَى بَنِي كَاهِلٍ مِنْ بَنِي أَسَدٍ، وَيُكنى أَبَا مَحْمَدٍ، مَاتَ سَنَةَ ثَمَانٍ وَأَرْبَعِينَ وَمِائَةٍ.»
[ علل الحديث ومعرفة الرجال والتاريخ (ص: ۸۶ - ۸۹) ]
☆☆☆
* امام على ابن مدینی (ت: ٢٣٤ هـ) شیخ امام بخاری (ت: ٢٥٦ هـ) می گوید: « مدار اسانيد بر شش راوی است:
* مدار اسانيد اهل مدینه:
١ - ابو بكر محمد بن مسلم بن عبدالله بن شهاب زهری (ت: ١٢٤ هـ)
[ سير أعلام النبلاء (۵ / ۳۲۶ - ۳۵۰) ]
* مدار اسانيد اهل مكه:
٢ - ابو محمد عمرو بن دينار (ت: ١٢٦ هـ)
[ سیر أعلام النبلاء (۵ / ۳۰۰ - ۳۰۷) ]
* مدار اسانيد اهل بصره:
٣ - ابو الخطاب قتاده بن دعامه سدوسى (ت: ١١٧ هـ؛ و گفته شده: ت: ١١۸ هـ)
[ سير أعلام النبلاء (۵ / ۲۶۹ - ۲۸۳) ]
٤ - ابو نصر يحيى بن ابى كثير (ت: ١٣٢ هـ؛ و گفته شده: ت: ١۲۹ هـ)
[ سير أعلام النبلاء (۶ / ۲۷ - ۳۱) ]
* مدار اسانيد اهل كوفه:
٥ - ابو اسحاق سبيعى عمرو بن عبدالله همدانى (ت: ١٢٩ هـ؛ و گفته شده: ت: ١۲۷ هـ)
[ سير أعلام النبلاء (۵ / ۳۹۲ - ۴۰۱) ]
٦ - ابو محمد سليمان بن مهران اعمش (ت: ١٤٨ هـ؛ و گفته شده: ت: ١۴۷ هـ)»
[ سير أعلام النبلاء (۶ / ۲۲۶ - ۲۴۸) ]
چندی پیش گروه ما تحدی داده بود که شیعه یک روایت صحیح السند از پیامبر صلی الله علیه وسلم از کتب خودشون بیابند.
((بعد درپاسخ گفته اند: شما برای احادیث پیامبر از انبیاء پیشین سند صحیح بیارید تا ماهم یک حدیث صحیح از پیامبر برایتان بیاریم))
______
اینکه با زبان بی زبانی اعتراف کرده اند که حتی یک روایت صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم، در کتب شیعه وجود ندارد، بسیار اعتراف نیکویی است و جای تقدیر داره
اما ادامه سخنش، مارو کمی نسبت به خودشان ناامید کرد!
میگوید سند بین انبیاء گذشته و نبی اکرم علیهم الصلاة والسلام کجاست؟!
میگویم، جهل شاید برای انسان عذر محسوب شود اما اصرار برجهل قطعا تورا معذور نمیکند.
پس گمان نکن روزی که درپیشگاه الهی حاضر شوی، جهلت تو را نجات دهد، خیر!
اما پاسخ:
ما وقتی میگوییم شیعه سند صحیحی از پیامبر ندارد، یعنی استوانه های عقیدتی شمارو به سخره گرفته ایم.
یعنی وقتی شیعه مصدر اولین شریعت (قرآن) را تحریف شده میداند ناگزیر مجبور است که به مصدر دوم شریعت (سنتِ پیامبر صلی الله علیه وسلم) رجوع کند! گیریم که قائل به تحریف قرآن هم نباشد، بازهم سند متصلی به پیامبر برای قرآن ندارند، یعنی طبق مبانی خودشان، حتی تواتر قرآن کنونی نیز برایشان محقق نمیشود و به هیچ عنوان راهی برای اعتماد به اولین مصدر شریعت ندارند!
لذا میرسیم به منبع و مصدر دوم شریعت یعنی سنت نبوی صلی الله علیه وسلم.
حال وقتی تحدی و اثبات میکنیم که شیعه حتی یک خبرواحد صحیح هم از پیامبر صلی الله علیه وسلم ندارد، و خودشان هم به آن اعتراف میکنند این پتکی است که بر دین و عقیده شان جاری میشود و خودشان خبر ندارند که از کجا میخورند.
یعنی مصدر دومِ دین شیعه نیز ویران شده است و سنتِ پیامبر صلی الله علیه وسلم در دین شیعه وجود خارجی ندارد.
پس اولا مصدر اول دین تشیع رو هواست و دوما مصدر دومِ دین تشیع به هوا رفته است.
اما این طفل بیچاره فکر میکند تحدی های ما صرفا برای لفاظی با جوجه ادمینهایی امثال خودش است، در صورتی که ما مبانی شمارو هدف قرار دادیم تا عوام سیاه بخت شیعه بدانند که دینشان را مانند دنیایشان نبازند!
حال که دو مصدر نخستین شریعت نزدشان موجود نباشد، مجبورند به احادیث کذایی صادر شده از اهل بیت رحمهم الله رجوع کنند، لیکن از کجا میخواهند اعتبار و حجیت این نوع از احادیث را اثبات کنند؟!
مجبورند عصمت و علم مطلق آن 12 نفر را از کلام الله تعالی یا کلام پیامبر صلی الله علیه وسلم اثبات نمایند تا بتوانند به آن رجوع کنند.
اما وقتی نه سند متصلی به کلامِ الله و نه سند متصلی به پیامبر داشته باشند، لذا عصمت و علم آن 12 نفر هم به هوا میرود و حجیتش قابل اثبات در دین شیعه نخواهد بود!
ادله عقلی هم که بر نام یا عصمت شخص خاصی مثلا بنام صادق یا کاظم، مسکوت هستند چراکه اصلا ادله عقلی توانایی صحبت در مورد اشخاص را ندارد.
در نتيجه عملا ما داریم دین شیعه را به باد فنا میدهیم اما آن طفلِ جاهل از ما سند بین نبی اکرم و موسی علیهما الصلاة والسلام را طلب میکند!!!
اما پاسخ کوتاهی به این اعتراضش بدهم تا بی چیز نمانده باشد:
وحی مصطلح به دو نحو است یا قرآن است یا حدیث.
و آن قسم از احادیث نبی اکرم که توقیفی اند و یا اخبار غیبی اند(چه اخبار غیبی گذشته، چه آینده) محصور در وحی هستند چراکه محل اجتهاد نیست.
لذا هرآنچه نبی اکرم صلی الله علیه وسلم از اخبار غیبی گذشته و آینده اطلاع داده اند، محصور در وحی و بطریق وحی بوده است.
لذا اتصال برقرار است!
برای اهل تدبر همینقدر کفایت میکنه و قطعا اگر الله بخواهد تلنگری برای حق جویان خواهد بود.
تحدی را دوباره تکرار میکنیم تا بلکه زمینه خیری برای محققان وحق جویان گردد
یک حدیت صحیح السند از پیامبر صلی الله علیه وسلم از کتب شیعه بیارید.
والسلام.
تبرئة_الإمام_البخاري_من_السرقة_العلمية_لكتاب_العلل_لابن_المديني.pdf1.41 MB
