﮼باطن.
الذهاب إلى القناة على Telegram
باطندرلغت، درونونهانهرچیز. اندرونمن؟!
إظهار المزيدإيران233 667الفئة غير محددة
48
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
48
ما هرگز نتوانستیم در کمال بیکرانی سکوت از هم بگذریم. عشق، همیشه در فراز و فرود سایهها و نورها، در تمام لحظات بیپایان است.
48
زندگی چیست؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آن که عشق می ورزد
دل و جانش به عشق می ارزد
48
Repost from 𝐓𝑒𝑟𝑚𝑖𝑛𝑎𝑙𝟏𝟔
✦اینو بزارین دیلیتون و زیرش یک یا چند خط از دیدگاهتون نسبت به زندگی/محیط اطرافتون بنویسید تا منم همونو در قالب پیانو بهتون برگردونم✧
@lilPinocchio_bot
↬read me ممکنه طول بکشه چون قطعه ها به صورت رندوم انتخاب نمیشن و نیازمند جست و جوعه پس لطفا پاکش نکنین دونه به دونه هربار که قطعه شما آماده شد ناشناستون خبر میدم
48
Repost from N/a
+1
این پیامو فور کنید تا
با توجه به وایبی که ازتون میگیرم براتون ازین پیشیا بکشم p2
(انتظار هرچیزیو داشته باشید)
limit: تا وقتی خط بزنم
جوین باشید(اختیاری)
48
خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود در آوری،
خوشبختی کیفیتِ تفکر است،
حالت روحی ست،
خوشبختی، وابسته به جهانِ درون توست :)
48
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق آی عشق
چهره ی آبیت پیدا نیست
و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق آی عشق
چهره ی سرخت پیدا نیست
غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وَهن
و دنجِ رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست
-احمد شاملو
48
آهْ باران، آه باران، ای امید جان بیداران
ای امید، ای امید جان بیداران
بر پلیدی ها که ما عمریست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟ چیره خواهی شد؟
48
لبانت
به ظرافتِ شعر
شهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل میکند
که جاندارِ غارنشین از آن سود میجوید
تا به صورتِ انسان درآید.
و گونههایت
با دو شیارِ مورّب،
که غرورِ تو را هدایت میکنند و
سرنوشتِ مرا
که شب را تحمل کردهام
بیآنکه به انتظارِ صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سربلند را
از روسبیخانههای دادوستد
سربهمُهر بازآوردهام.
هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
□
و چشمانت رازِ آتش است.
و عشقت پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد.
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
پاکیِ آسمان را متهم میکند.
□
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانیِ ستمگری بود
که به آوازِ زنجیرش خو نمیکرد ــ
من با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم.
□
توفانها
در رقصِ عظیمِ تو
به شکوهمندی
نیلبکی مینوازند،
و ترانهی رگهایت
آفتابِ همیشه را طالع میکند.
بگذار چنان از خواب برآیم
که کوچههای شهر
حضورِ مرا دریابند.
دستانت آشتی است
و دوستانی که یاری میدهند
تا دشمنی
از یاد
برده شود.
پیشانیات آینهیی بلند است
تابناک و بلند،
که «خواهرانِ هفتگانه» در آن مینگرند
تا به زیباییِ خویش دست یابند.
دو پرندهی بیطاقت در سینهات آواز میخوانند.
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آبها را گواراتر کند؟
تا در آیینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکهها و دریاها را گریستم
ای پریوارِ در قالبِ آدمی
که پیکرت جز در خُلوارهی ناراستی نمیسوزد! ــ
حضورت بهشتیست
که گریزِ از جهنم را توجیه میکند،
دریایی که مرا در خود غرق میکند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم.
و سپیدهدم با دستهایت بیدار میشود.
-احمد شاملو
48
عشق شادی است، عشق آزادی است
عشق آغاز آدمیزادی است
عشق آتش به سینه داشتن است
دم همت بر او گماشتن است
عشق شوری زخود فزاینده است
زایش کهکشان زاینده است
تپش نبض باغ در دانه است
در شب پیله، رقص پروانه است...
زندگی چیست؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آن که عشق می ورزد
دل و جانش به عشق می ارزد...
-هوشنگ ابتهاج
48
مدت زیادی گریه کردم.
نمیدانم چرا...
فقط یادم هست که گریه کردم،
و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم.
تنهاییِ روحِ مرا هیچ چیز جبران نمیکند.
یک ظرفِ خالی هستم و توی مردابها،
دنبالِ جواهر میگردم.
-فروغ فرخزاد
