“𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
قناة بسيطة
180
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
فعلا که من میتونم پیاماتونو جواب بدم و فوروارد کنم ، در نتیجه من خدام ، شما تهش میتونید بتمن باشید.
من آخرین کلاغِ این شبم. آخرین میراثِ شب، برای روشنیِ فردا. آخرین تکه ی کنده شده از سینه ی شب، که سیاه شده با غیاب یک ستاره. کلاغی که در روشناییِ نسبی فردای تو، پر میزنه، قار! قار! میکنه و به یادت میندازه. یادت میندازه که تو هم جزوی از دیشب بودی. ستاره ها، صبح که میشه خودشونو فراموش میکنن. ولی تو نترس.
ساعت ۱۰:۱۵ شب در حال برگشت از کار
در خلوتی مترو و کوچه و جاده ها
با یه سیگار و مقداری قهوه
واقعا پیشنهاد میشه
وجود بعضی موجودات که توی زندگیم وجود دارن و ناخودآگاه باید در رفت و آمد باشم باهاشون ، برام منزجر کنندست.
خارجی-غروب-مترو توحید
عسل و پارسا در حال حرف زدن و خندیدن که صدای یه خانومی میاد.
خانم غریبه : ببخشید خواستم بگم خیلی قشنگین.
عسل : وای مرسییی
و از ذوق پارسا را بغل میکند.
روزی از روزای تمرین که هیچوقت فراموش نمیکنم.
اسم شخصیتم و اسم خودم و زمانایی که میاد خیلی دوست دارم.
