“𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
قناة بسيطة
180
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
اگه همتون تا بدین حد محتاجِ کمک نبودید، شاید ازتون درخواست کمک میکردم. شاید.
احساس میکنم پشت هر "خوبم." دروغینی که میگم، یک "کمک! کمک! کمک!" خیلی مهیب نهفته. ولی به ناچار، خودمو میزنم بدان راه و باور میکنم خوبم. در حالی که همه میدونیم در این شرایط، هرچیزی میشه بود، جز "خوب."
امشب، دلم میخواست تا صبح با بالشتم تانگو برقصم. دلم میخواست اونقدر گریه کنم که تمام شیارهای ناشی از تحکم تنم روی رخت خواب، خیس و صاف بشن. یهو درد، برام مجذوب کننده شد. دلم میخواست تا صبح، اونقدر خون ازم بره که بمیرم. اما دراز کشیدم. به سقف زل زدم. و یادم رفت خوابم یا بیدار.
