Fallen Angel.
الذهاب إلى القناة على Telegram
Bluish gray. ` sagittarius, he/him , xntj ` ,, @FallingToFly
إظهار المزيد377
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
واقعا نگه داشتن احترام بعضی آدما سخته وقتی خودشون مثل کسایی که دوست دارن بهشون بی احترامی بشه برخورد میکنن
چرا وقتی داشتم دوستت دارم چاووشی رو گوش میدادم این رو خوندم؟ :))
بغضم گرفت ممنون که همچین کار زیبایی رو برای من کردی و این رو نوشتی
https://t.me/FallingForFlying/31827
بعد یه همسایه داری که یه دختر کوچیک تر از خودت دارن و یه روز که در خونتونو میزنه تا بگه "سلام مامانم اینو داد گفت نذریه" و تو هم کاسه آش رو از دستش میگیری در حالی که داری از خودت میپرسی مگه هنوزم کسی ازین کارا میکنه؟ و از تنهایی زیاد دوست داری به دختر بگی که بیاد داخل تا با هم چایی بخورین ولی مطمئن نیستی.
ولی یه روز بالاخره این اتفاق میوفته و با اون دخترک کوچولو دوست میشی و میاد توی اشپزخونه ات که با قاب عکسای خاطره های قدیمی پر شده میشینه و کم کم جاشو روی اپن هم باز میکنه. کنار گلدون کوچیکی که وسط اپن میذاشتی. و با لیوان کوچولوی چایی بین دستاش برات از دوستاش و مدرسه اش میگه و تو به سادگی و معصومیتش میخندی. گاهی براش آهنگ میذاری و میدونی که اون درد داخل اهنگاتو درک نمیکنه. حتی گاهی از جاش بلند میشه و با سوز صدای خواننده برات میرقصه.
توی خونه دنبال سگت میکنه و بدو بدو اینور اونور میره. دم گربه اتو میکشه و بعدش محکم بغلش میکنه و میارتش پیشت درحالی که گربه ات یه نگاه نجاتم بده توی چشماش داره ولی دخترک نیشش تا بناگوش بازه.
به کتابخونه ات سرک میکشه و دوست داره کتاباتو بخونه که بهش توضیح میدی اینا برای سن اون مناسب نیست و وقتی بزرگ شد میتونه بیاد تا بهش قرضشون بدیگ
اون دختر کوچولو که هر روز تابستون مامانشو التماس میکنه تا بره پیش همسایه ی عینکی ساکت و تنهاشون، میشه دوستت توی عمیق ترین برهه ی تنهاییت. و تو همیشه به این فکر میکنی که تو هم یه زمانی این شکلی بودی؟ سرشار از زندگی؟ تو هم بدون اینکه بدونی کسی رو از تنهاییش نجات دادی؟ و دنبال گشتن جواب توی هزارتوی ذهنت آروم میگیری.
