دولت صـبـآ
الذهاب إلى القناة على Telegram
فلسفه میگوید جوهرِ سهبعدیِ نامیِ ناطقِ هستم حساس،متحرک و با اراده. در کشمکش انسان بودنم عناوین مجری و گوینده را زندگی میکنم با قلم آشنایم،گاهی مینویسم🌿 https://t.me/SendHarfBot?start=e450f74c13c0
إظهار المزيد305
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
305
شرکت بودیم
صدای عبور F35 را شنیدیم
چهار بار
دوبار آخرش در موج دوم حملات بود
بار آخر که صدایش سنگین تر شد
به احتیاط نشستیم روی زمین
صدای عبور میآمد بالای سرمان، خیلی نزدیک
انقدر که همکارم که نمیدیدمش گفت
بچهها بخدا بالای سرمان است!
آنطرف زمزمه آیت الکرسی را شنیدم
صدای فرود آمد
تلفنش زنگ خورد « الغدیر را زدند »
جواب داد « شنیدیم صدایش را »
آمدیم بیرون توی محوطه
عدهای توی حیاط به آسمان خیره شده بوند
ردِ دود غلیظِ پیچ در پیچی در آسمان بود
من کارم متوقف شده بود،قرار شد نمانیم در محلکار، ماشین رسید و رفتم دم در
بلوار شلوغ شده و ماشین در ترافیک مانده بود
صبر نکردم تا جلوی در برسد
چند قدم پایین تر توی ترافیک پیدایش کردم
همچنان که سمتش میرفتم نگاهم به داخل ماشین ها میافتاد
راننده ها غالبا با چهره های خنثی شده از نگرانی، همان که اکثر اوقات میبینیم پشت فرمان بودند
یک ماشین،رانندهی خانمش گریان بود
گریهای که انگار پس از اینکه دست هایمان حلقه میشود روی سرمان، شکل میگیرد
ترتیب شال روی سرش پریشانی اش را نشان میداد، یک ثانیه شد دیدنش
همین یک ثانیه های تأثیرگذار...
#صبا
305
اپلیکیشن بادصبا هک شده
چک کردم و با این مواجه شدم
خود این تیتر خنده داره
جملاتش که هیچ:))
305
مدتیست قدم های تاریخی کوچکی برای خود برداشته ام، آدم معروف هایی که به نحوی در تاریخ جهان معروف اند را پی میگیرم
امشب باید اعتراف کنم از تاریخ جنگ جهان
دقیقا مثل جغرافیا، متنفرم...
من از آدمهای دخیل در جنگ های جهان تنفر دارم. رذالت حاکم بر تمام آن روزها از زندگی سیرم میکند.
من از جنگ های رخ داده در جهان چنان نفرت دارم که بخصوص در مواجه تصویری با آن قوه ادراکم نیمسوز میشود و چشمانم به تپش میافتد
باورم نمیشود، دنیایی را به چشم میبینم که با اشاره دست باید پرده کتان و سنگین و خاکیاش را کنار بزنی
تا به قدر هفت نسل ماکت ها را ببینی همتراز با واقعیت، ایستاده، به صف شده!
تمام آدمها، تمام آدمهای موجود در جنگ
تمام نژاد پرستیها، طمع قدرت ها، استعمار ها، انتقام ها و نفرت پراکنی ها، با چهره آدمک هایشان ایستاده اند، همه در یک حالت سرد و بی حس،لوله ی اسلحه های سردشان را هم میبینی و تمام قربانیان
تمام آنها که خون تنشان پس از شلیک، متری جلوتر پاشید و خراش برداشتند
تمام خاکستری که از آتش روی هوا معلق بود
از سه حرف گرد و آسان بمب
کاش میتوانستم راحت تر بگویم،
اگر اهل واقعبینی باشید
میدانید که راجب چه جزئیاتی صحبت میکنم
چقدر حیف که باید بگوییم آری
این ها را نسل آدمیزاد پشت سر گذاشته...
#صبا
305
دیشب بعد از تماشای یه فیلم تاریخی
درباره جنگ جهان نوشتم
با نفرت نوشتم، با تلخی نوشتم
اما راستش اشتراک این نفرت و تلخی به دلم نیومد، یه جا سیو کردم و نفرستادم
کاش این نفرت و تلخی، برای هیچکس ملموس نبود...
305
اینکه تو کانالهای تلگرام
هی پیام میاد مراقب خودتون باشید
برام سوال میشه چطوری باید تو این اوضاع و احوال اینکارو بکنیم؟ گنبد آهنینمون رو فعال کنیم؟
305
من مسئلهم اینه انقدر این مذاکرات طول بکشه تا بیوفته تو چهارشنبه سوری دیگه صدای بمب رو از ترقه نشه تشخیص داد.
305
یکی یه جا نوشته بود که بعد از افطار میرم باشگاه. تو این مورد صحبت از یه ارادهی واقعا آهنینه! خدا میدونه من بعد از افطار فقط به مغزم میگم ببین ما غذا خوردیم،تیر نخوردیم...
305
فکری بحال غربت تنهاییم کنید
دیوانه گشته ام که تماشاییم کنید!
بغضِ سکوت، میشکند در گلوی من
با تار خسته هم آواییم کنید...
شبها به فکر سحر میزنم قلم
همراهیم با غم، فرداییم کنید!
من زورق شکسته به فردای زندگی
یک قایقی بسازید و دریاییم کنید...
-احمد آقای رسولی
305
آدمی را میشناسم
حدودا ۷۰ سال دارد، بی شیله پیله است
و ساده زیست، معمولی تر معمولی
سواد ندارد!
نقاش است، تابلوهای چهره بسیاری را با مهارت نگارگری کرده. نویسنده است و در چندین کتاب، خوب نوشته
شاعر است، بداهه شعر میگوید، شعرهایش به نوع خودش ظرافت دارد،صداقت دارد، به تازگی همسر خود را هم از دست داده و میتوان رد پای فراق را در خط ابیاتش پیدا کرد
مدتهاست که کانالی در پیامرسان ایتا دارد آنجا مینویسد
با آنکه در شهر و محل زندگیاش گمنام نیست
کلا ۹۴ عضو دارد
همین
۹۴ عضو...
