👹رقابت با شیطان🆚
قناة بسيطة
🆚رقابت با شیطان👹 #گی #شیطان #امپرگ 🫀قلب اهریمن👹 #گی #کلیسا #راهبه #شیطان 🦄Aylar🦄 https://t.me/paym_nashenasBot?start=djsLzcIFGPnOw0Z 🔥چنل ناشناس🔥 https://t.me/+5tEuBvkowes1MmZk
إظهار المزيد2 767
المشتركون
-324 ساعات
-207 أيام
-7230 أيام
أرشيف المشاركات
2 766
Repost from 🐇گسترده نگاره( دومی)🐣
#گی_عاشقانه 💦🥹💘 #حاملگی_مردان
- حامله شدی حسابی چاق شده بدنت جون میده ک* یرم بکنت!
دستش رو روی تنم میگیره و آروم کی* رش رو لای پاهام می کشه
دست و پا میزنم اما تنم بسته اس
- جون تکون نخور توله پلنگ می خوام با ک* یرم بهت حال بدم!
با حس سوزش توی تنم ناله می کنم و بچه لگد می زنه
+ رسام کثافت پسرم هشت ماهشه..... نکن...
بیشتر خودشو توی تنم فرو میبره و عرق از سر و روش می چکه تنمو جمع می کنم اما محکم دی. ک بزرگش توی بدنم میره
- اه احمد تنگی... هشت ماهه بهم ندادی جلو و عقبتو یکی می کنم! عالیه تنگی... بچه ات چه لگد می زنه زیرم...
چشم هام سیاهی میره که دیلدو رو برمیداره و با آغشته کردنش به فلفل توی سوراخ کونم فرو میبره...
https://t.me/+qMLe431SLVc2MTFk
https://t.me/+qMLe431SLVc2MTFk
2 766
Repost from N/a
الفایی که امگاش رو ناخواسته باردار میکنه و وقتی میفهمه برای انتقام ازش... 😱💔🔥
🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥
وقتی یهو دست هاش رو محکم روی قفسه ی سینه ام کوبید و به تخت فشردم و بدون مکثی روی عضوم نشست و عضوم رو وارد ورودی تنگش کرد شوکه شدم.
بخاطر ورود یهویی عضوم داخلش احساس خفگی کردم.
گـ🏳🌈ـی عاشقـ❤️ـانه خـ🩸ـونآشام گـ🐺ـرگینه
https://t.me/+G2_GKPUpF2kwNWE0
🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥
لیتلی که از دو تا ددیاش همزمان بارداره و سه قلو بدنیا میاره و... 😱🔥🔞
لباش رو روی لبام کوبید که ذوق زده خندیدم و پاهام رو دور کمرش حلقه کردم و دست هام رو دو طرف صورتش گذاشتم و...
🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥
⭐️12شـب پاک⭐️
2 766
Repost from N/a
-اه عمر #بکنش تو 💦
عمر محکم اسپنکی به #باسنم زد و یک ضرب خودش وارد #سوراخم کرد
دستش روی #آلتم گذاشت و تند تند دستش تکان دادشروع کرد محکم توم #تلمبه زدن
-اممم بیبی بوی میدونی اگه کسی بفهمه پسر بزرگ ترین تاجار الماس #زیر_خواب من روانی شده چی میشه🔥🔞👅
https://t.me/+XBuze732bVthOWU0
https://t.me/+XBuze732bVthOWU0
🌙8شـــــب پاک🌙
2 766
Repost from N/a
فرشته ای انسان نما که معشوقه ی پسر شیطان میشه و روح و جسمش رو بهش میسپاره و وقتی ولیعهدش رو باردار میشه متوجه قدرت های منحصر به فردش میشه و...#کل بدنم از درد زیاد سر شد و جاری شدن #مایعی که قطعا غیر از #خون نبود رو روی #رون پاهام حس کردم. من #درد میکشیدم و #ناله های بلند سرمیدادم و اون #بیرحمانه میتاخت و #لذت میبرد! تا خالی شدن مایع وجودش چند باری بدنم به شدت #لرزید و #ارضا شدم! 🔞🔥https://t.me/+4FCT5BdW05JiZWE0 🔞🔥https://t.me/+4FCT5BdW05JiZWE0
ازدواج و رابطه ی شیطان و فرشته موجودی رو وارد دنیای ماورایی میکنه که بسیار خطرناک و قاتل و... 🩸👹☠💯🔥⭐️8شـــــب پاک⭐️
2 766
Repost from تبادل (اکانت بزرگه)💖
ددیاش جلوی بابای پسره میمالنش 🙊🔞
امیر دستشو رو کیرم گذاشت و اروند از اون طرف دستشو دور سینه هام گذاشت.
_نهههه ولم کنین جلوی بابام نههههه
امیر دستشو دور کی.رم حلقه کرد و با چشمایی که شرارت ازش میبارید گفت
_یعنی از بابات بیشتر از ما میترسی؟🔥😏
لبمو به دهن کشیدم تا ناله نکنم، اروند مالیدن سینه هام رو شروع کرده بود و برای منی که قبلشم تحریک شدم ناله نکردن خیلی سخته...
اروند نیپلمو طوری که دردم نگیره و تحریک شم فشار داد که دیگه نتونستم تحمل کنم و ناله کردم
_اههههه ددی اروند نه....نکون....
امیرم همزمان هندجاب رفتنو برام شروع کرد که اروند دم گوشم گفت
_سه تا ددی هات تو اتاقن سپهر اما باید حواست باشه یکیشون بیدار نشه! وگرنه میدونی که؟🔞
دستمو جلوی دهنم گذاشتم تا ناله نکنم اما با قل خوردن یهویی بابام به این سمت...
https://t.me/+E1cCtzEdtHFiZjg0
https://t.me/+E1cCtzEdtHFiZjg0
2 766
Repost from گسترده نگاره سومی😍
امگا سلیطه که رفته تو هین اما با آلفاش قهره پس.......
آه و نالم تو اتاق پیچیده بود و از سوراخ و ک.یر کوچولوم فقط آب میریخت💦
_چه غلطی میکنی امگا😡
با صدای آلفا حشری نگاهش کردم و محکم تر روی دیک مصنوعی سواری کردم
_م...گه..آه.... نمیبینی آلفا🥵
با عصبانیت اومد جلو و چنگی به موهام زد و با پرتم کرد روی تخت و لخت شد
_داگی شو
داگی شدم و لپ های کونم رو باز کردم که یه ضرب کی.رش رو کرد داخل اما با حس......
https://t.me/+ebQTsF1f4ydlYWZk
امگاش رو با ک.یر بزرگ خودش و دیلدو پاره میکنه تا حساب کار دستش بیاد🔞🩸❌
2 766
Repost from 🐇گسترده نگاره( دومی)🐣
#گی #لاتی #بادیگارد #عاشقانه #ددی #لیتل_بوی
#بادیگارد جذاب #لاتی که به پیشنهاد یکی از دوست هاش
از کار تو #مکانیکی دل میکنه میاد بالا شهر تا بادیگارد پسر لوس و نازی
که جذابیتش از هر #دختری بیشتره بشه
چون توسط باج گیر ها و دشمن های پدرش تهدید شده #دانیال باید اونو هر روز برای مدرسه و انجام کار های روزمره همراهی کنه
در همین حین هم #مسافرتی برای پدر #رایان پیش میاد که باید برن
ولی رایان رو نمی تونن همراه خودشون ببرن، دانیال هم که نمی تونه #شب ها ننه و ابجیش رو تو خونه تنها بزاره
و پیش رایان بمونه، #مجبور میشه رایان رو هم همراه خودش ببره که اونجا اتفاقات جذابی میوفته...
https://t.me/+o2ftWtKvMJI3MzI8
https://t.me/+o2ftWtKvMJI3MzI8
2 766
Repost from N/a
آوای من چنین دختری نبود، باورم نمیشد!» دستام مشت شده بود… باید باهاش حرف میزدم… باید بفهمم کی انقدر هرزه شده که شب خونهی پسری که حتی نمیشناستش بمونه! جلوی در ورودیشون ایستادم صدای بلند جیغ و گریهی آوا میومد قلبم توی دهنم کوبید و بدنم روی رعشه بود..یعنی چه اتفاقی براش افتاده؟ محکم درو زدم و آوا رو صدا کردم… با چیزی که دیدم… نفسم برید!🏳🌈 آوا دختری که سالها زیر سایهی ظلم مادرش مجبور به تن دادن به هر کاری میشه … و روژان دختری که عاشقش شده و سعی داره تا اون رو از این زندگی نجات بده اما .. https://t.me/+l0rHlxYCkswyMGU0 https://t.me/+l0rHlxYCkswyMGU0 https://t.me/+l0rHlxYCkswyMGU0 3 صبح پاک
2 766
Repost from گسترده نگاره سومی😍
امگاش حسودی میکنه و با آلفا قهر میکنم اما آلفا برای اینکه حسودی نکنه.....🔥_من هق دیگه هیچوقت فین نمیبخشمت آلفا خونسرد اومد جلو و از روی تخت بغلم کرد و تمام لباسام رو پاره کرد _امگام حسودی کرده هوم! سر تکون دادم که اونم لخت شد و کیرش رو یهویی مرد تو سوراخم اما در یهویی باز شد و داراب اومد داخل _میدونستم منو انتخاب میکنید آلفا
برای اینکه نشون بده فقط امگا رو دوست داره جلوی برادرش اون رو جر میده😈🔞https://t.me/+ebQTsF1f4ydlYWZk https://t.me/+ebQTsF1f4ydlYWZk
2 766
Repost from 🐇گسترده نگاره( دومی)🐣
#گی #لاتی #بادیگارد #عاشقانه #ددی #لیتل_بوی
حالت هاش حالت های عادی نبود منو یاد گذشته و اون لیتل #لعنتی میندازه
نفسی کشیدم تا ارامش خودم رو حفظ کنم دست رو دستاش گذاشتم اروم صداش زدم
_هی سنجاب کوچولو
دستاش رو آروم کنار زدم که مات صورتش شدم دور چشم ها و نوک بینی و کمی هم گونه هاش قرمز شده بود
ناخداگاه صورتش رو لمس کردم با مهربونی گفتم
_اروم باش چیزی نشده که #پسر خوب
مظلوم نگاهم کرد با لبای لرزون گفت
_من هق فقط خواستم #هق کمکت کنم
لبخندی زدم اشک هاش رو پاک کردم گفتم
_خیلی خب باشه دیگه گریه نکن خب؟
مظلوم سری تکون داد با #شنیدن صدای در نگاهم رو بلند کردم که رضا رو به همراه رضوی دیدم با دیدن گوشه لب رضا که کمی زحمی شده بود #تک خنده ای زدم
که طلبکار گفت
_اره داداش بخند نوبت منکه شد #غول تشن انداختن بهم تموم تنم کوفته شد
https://t.me/+o2ftWtKvMJI3MzI8
https://t.me/+o2ftWtKvMJI3MzI8
2 766
Repost from تبادل (اکانت بزرگه)💖
کیوان بازیچه دست رهام بود و حالا که به گذشته برگشته رهام عاشقش شده و اون نمیخواد قبولش کنه❌🔞
#کیوان روی تخت نیم خیز شدو #سوراخشو نشونم داد.
_ دوس داری این #سوراخ_تنگ رو به #فاک بدی؟
سر #کج کردم و سعی کردم بهش #توجه نکنم که خندید و دستی رو #سوراخش کشید.
#انگشتشو وارد #مقعدش کردو کم کم #فشار دادو با #ناله قوسی به کمرش داد.
_بالاخره کم میاری #رهام تو تا ابد #اسیر منی⛓❤️🔥
https://t.me/+eXiHsFOLyx9iZGZk
https://t.me/+eXiHsFOLyx9iZGZk
2 766
Repost from N/a
🔴دارکترین و خفن ترین رمان گی تلگرامو میخوای و نمیدونی از کجا باید بخونی؟؟💯
انواع رمان گی بدون سانسور با صحنههای باز و 18+ سال و فقط مخصوص بزرگسالان🔥🔞یه رمان امگاورس و مافیایی و معمایی خفن با یه کاپل به شدت جذاب که با خوندن هر جملش بیشتر مشتاق ادامش میشی ‼️😱 🇬🇦🇾 🔆 🇬🇦🇾 🔆 🇬🇦🇾 🔺اگر میخوای یک رمان گی خاص با صحنههای 18+ سال و به دور از کلیشه بخونی کلیک کن👇💥 ⚡️https://t.me/+hTHt8-IZQiwzYzY0 ⚡️https://t.me/+hTHt8-IZQiwzYzY0 24 پاک
2 766
Repost from N/a
الف کوچولویی که میون جنگی اسیر پسر شیطان میشه و ازش باردار میشه و... 🥺🔥مایع سیاه رنگی که از مچ دستش خارج میشد رو هر جوری که بود قورت دادم و یه آن بدنم داغ کرد. انگار داخلم تبدیل شده بود به یه تنور. به نفس نفس افتاده بودم و به بازوی تنومندش چنگ انداختم که دستم رو گرفت و فشرد و سمت لباش برد و بوسید و لب زد: چشات رو ببند و هر صدایی که شنیدی به هیچ عنوان بازشون نمیکنی...فهمیدی؟! سری تکون دادم و چشام رو بستم. میتونستم حدس بزنم برای چی اینکار رو ازم خواسته! ممکن بود دیدن چیزهایی که برای شیاطین طبیعی جلوه میکرد برای منی که یه الفی بیش نبودم سنگین باشه! حالا دیگه درد نداشتم اما گرمم بود. دستش نوازش وار روی بدنم کشیده میشد. 🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥 ⭐️8شـــــب پاک⭐️
2 766
Repost from N/a
وسط کلاس پسره را به خاطر اینکه قبول نکرده دوست پسرش بشه میکنه😱❗️🔞
دست هام با بند کفش به دسته های صندلی بست قبل از اینکه اعتراض کنم کنار گوشم گفت -ما آخر کلاسیم بچه جون پس بهتره خفه شی وگرنه همه میفهمن پسر بزرگترین تاجار الماس یک کونی
چشم هام محکم بستم و بغضم قورت دادم که دستش سمت شکمم آورد و دکمه شلوار جینم باز کرد
دستش وارد شلوارم کرد و #آلتم تو دستش گرفت
با استرس همه جا را نگاه میکردم اگه کسی کمی دقت میکرد یک #پورن زنده میدید
شروع کرد پمپ کردن التم دستم گرفت و روی برآمدگی شلوارش گذاشت
-یکم #باسنت بالا ببره بچه جون
با تعجب نگاهش کردم که فشار محکمی به #آلتم آورد کمی خودم بالا کشیدم
که انگشتش اطراف #سوراخم کشید
--چیه جنده کوچولو سوراخت برای دیک من اینطوری باز و بسته میشه
با التماس نگاهش کردم که استاد خسته نباشید گفت کلاس خالی شد
-سریع داگ استایل شو کوچولو که #دیکم بدجور میخواد اون سوراخت بفاک بده
https://t.me/+XBuze732bVthOWU0
پسره هرشب با یک نفره اما یک شب گیر مردی میوفته که دچار اختلالات روانی و جنسی و ...🔞🤫
🌙4عصر پاک🌙
2 766
Repost from تبادل (اکانت بزرگه)💖
کیوان یک سال به گذشته برگشته بود ، درست به زمانی که اوایل آشناییش با رهام بود.❤️🔥از #موهام کشید و الت #کلفتشو وارد دهنم کرد، _ خوب #خیسش کن #کیوان که #راحت بره تو اون #سوراخ تنگت.💦🔞 #التش خیلی #کلفت و بلند بود و تا ته #حلقم میرفت، روی تخت #پرتم کرد و #باسنمو بالا داد،🛌🛋 _ کیوان، #ملافه رو گاز بگیر، نمیخوام #زبونت لای #دندونات بره، دیدی که خیلی #کلفته و برای بار #اول #محاله که پاره نشی،💢♨️ هر قدر بیشتر #التش فرو میرفت احساس #میکردم چاقوی #تیزی داره فرو میشه،🔪🩸🧬 #ملافه از #خون پر شده بود و #هنوز نصف #التشو بیشتر فرو #نکرده بود. https://t.me/+eXiHsFOLyx9iZGZk https://t.me/+eXiHsFOLyx9iZGZk اینبار رهام بود که عاشق کیوان شده بود و کیوان بود که از رهام نفرت داشت.⛓❌
2 766
Repost from N/a
🔴هر ویدیویی سکسیای که میخوای اینجاست🔴
🔤🔤🔤🔤 🔤🔤🔤
🫦اینجا چی میتونی پیدا کنی؟
ویدیوهای بدون سانسور و هات🔥
عکس کاپلی سکسی و 18+👅
نود دختر و پسرای هورنی💦🤤منبع مخصوص هورنیهای سکسی و بزرگسال که دنبال محتوای #بدون_سانسور میگردن: ➕🩸8️⃣ https://t.me/+8xUTKCsstiAzMzI0
2 766
Repost from N/a
پرنسی که نمیتونه ازدواج شاهش قبول کنه و به دلیل خیانت از قصر فرار میکنه و وقتی شاه پیداش میکنه میبندتش به تخت و... 😱💔🔥
وقتی #شلاقش رو به سمتی پرت کرد متوجه شدم.
روی تن لرزون و #زخمیم خیمه زد و از #گردنم گرفت و #لباش مماس با لبام لب زد:
انگاری این مدل زندگی رو بیشتر #دوست داری پرنس...دیگه نه #نافرمانی میکنی و نه پات برای #فرار باز میشه...
گـــــ🏳🌈ــــی شـــ👑ـــاه پرنـ✨ـس اجبـ🔞ـاری
خواست #لبام رو ببوسه که #سرم رو به سمتی #کج کردم.
دستش روی #پایین_تنه ام نشست و محکم فشرد که با #درد نالیدم و #لبام رو بین لباش گرفت.
🔥🔥🔥🔞🔞🔥🔥🔥🔞🔞🔥🔥🔥
✨https://t.me/+xc9i_fFmyOViYzA8
✨https://t.me/+xc9i_fFmyOViYzA8
15 پاک
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
